<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/" >
<channel>
<title>آموزه ـ  AMOOZEH.IR</title>
<link>http://AMOUZEH.ParsiBlog.com</link>
<description>نسخه XML از وبلاگ " آموزه ـ  AMOOZEH.IR "</description>
<language>fa</language>
<generator>ParsiBlog.com RSS Generator</generator>
<lastBuildDate>Wed, 23 May 2012 00:47:35 GMT</lastBuildDate>
<author>سيد مصطفي علم خواه</author>
<item>
<title>فيلم مستهجن ديدم چکنم</title>
<link>http://AMOUZEH.ParsiBlog.com/Posts/866/%d9%81%d9%8a%d9%84%d9%85+%d9%85%d8%b3%d8%aa%d9%87%d8%ac%d9%86+%d8%af%d9%8a%d8%af%d9%85+%da%86%da%a9%d9%86%d9%85/</link>
<description>&lt;table&gt;&lt;td  style=&apos;font-size: 12px;line-height: 160%&apos;&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt;&lt;span id=&quot;q&quot; class=&quot;nrm&quot;&gt;متاسفانه من از سر كنجكاوي يه سري عكس و فيلم متسهجن ديدم  همان لحظه پشيمان شدم و توبه كردم اما از اون لحظه دارم با خودم مي جنگم همه&amp;zwnj;اش دلم  ميخواد دوباره اون عكس ها رو ببينم با اين كه از بين بردمشون اما فكرش رهام نمي كنه  مي ترسم از رحمت خدا دور بشم حتي ديگه روم نميشه توبه كنم؟&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;div dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt;از اينكه ما را در مورد اسرار  خود محرم دانستيد تشكر مي&amp;zwnj;كنيم و از خدا خواستاريم كه اين سوال و جواب را مقدمه  خيرات و بركات براي ما و شما قرار دهد.&lt;br /&gt;در مورد توبه از گناه بايد خدمتتان عرض  كنيم كه مطمئن باشيد كه اگر توبه شما از ته دل بود حتما مورد قبول خداوند متعال  قرار گرفته است، چرا كه رحمت خداوند خيلي بيشتر از آني است كه در فكر ماست. ما اصلا  نمي توانيم گستردگي رحمت خدا را تصور كنيم.اين تلقينات منفي از طرف شيطان است كه مي  خواهد ما را از خدا دور كند و مي خواهد توفيق توبه و عبد بودن را از ما  بگيرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما در مورد عذاب روحي: مي دانيد كه پيشگيري بهتر از درمان است و اگر  اين كنجكاوي انجام نمي شد راحت تر بوديد.مطمئن هم باشيد كه با دوباره ديدن آن صحنه  ها نه تنها آرام نمي شويد بلكه اين عذاب چند برابر مي شود و آرامش شما را از دستتان  مي گيرد.&lt;a href=&apos;http://AMOUZEH.ParsiBlog.com/Posts/866/%d9%81%d9%8a%d9%84%d9%85+%d9%85%d8%b3%d8%aa%d9%87%d8%ac%d9%86+%d8%af%d9%8a%d8%af%d9%85+%da%86%da%a9%d9%86%d9%85/&apos; target=&apos;_blank&apos;&gt; ادامه مطلب... &lt;/a&gt;&lt;/b&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/td&gt;&lt;/table&gt;</description>
<pubDate>Mon, 14 May 2012 13:04:00 GMT</pubDate>
<comments>http://AMOUZEH.parsiblog.com/Comments/866</comments>
<wfw:commentRss>http://Www.parsiblog.com/RSS.aspx?NID=2680247</wfw:commentRss>
 <dc:creator>سيد مصطفي علم خواه</dc:creator>
<guid>http://AMOUZEH.ParsiBlog.com/Posts/866/%d9%81%d9%8a%d9%84%d9%85+%d9%85%d8%b3%d8%aa%d9%87%d8%ac%d9%86+%d8%af%d9%8a%d8%af%d9%85+%da%86%da%a9%d9%86%d9%85/</guid>
</item>

<item>
<title>سوال و پاسخ کوتاه</title>
<link>http://AMOUZEH.ParsiBlog.com/Posts/865/%d8%b3%d9%88%d8%a7%d9%84+%d9%88+%d9%be%d8%a7%d8%b3%d8%ae+%da%a9%d9%88%d8%aa%d8%a7%d9%87/</link>
<description>&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 14pt; font-family: Lotus;&quot;&gt;آيا كسي كه توكل ميكند نبايد به خواسته اش از خدا اصرار كند؟ كسي كه در مقام رضا است چطور؟&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 14pt; font-family: Lotus;&quot;&gt;دوست گرامي. اصرار در دعا دو معنا دارد كه با هم منافاتي&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 14pt; font-family: Lotus;&quot;&gt;ندارند و با مقام رضا هم سازگارند. از طرفي مستحب است انسان زياد دعا كند و پيوسته&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 14pt; font-family: Lotus;&quot;&gt;از خدا بخواهد و از طرف ديگر مكروه است اين اصرار به اندازه اي باشد كه گويا بر خدا&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 14pt; font-family: Lotus;&quot;&gt;فشار مي آورد كه حتما خواسته او را برآورده كند. مثلا بگويد خدايا اگر ندهي فلان و&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 14pt; font-family: Lotus;&quot;&gt;بهمان مي كنم و تهديد كند. اين حالت خوب نيست اما خود دعا كردن و تكرار دعا و اصرار&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 14pt; font-family: Lotus;&quot;&gt;بر دعا مطلوب و سازنده است و با مقام رضا هم منافاتي ندارد چون شخص اصرار كننده در&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 14pt; font-family: Lotus;&quot;&gt;عين حال به خدا توكل دارد و در نهايت به نتيجه راضي است و حتي اگر خواسته اش&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 14pt; font-family: Lotus;&quot;&gt;برآورده نشود، شكايتي ندارد&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 14pt; font-family: Lotus;&quot;&gt;لطفا واسه تقويت ايمان چه چيزي را سفارش مي كنيد؟&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 14pt; font-family: Lotus;&quot;&gt;دوست گرامي. ايمان فضاي حاکم ديني و وضعيت اجتماعي وانساني خاص مبتني بر آن فضا است در مقابل کفر که آنهم اينچنين است.&amp;nbsp;براي تقويت ايمان بايد مولفه هاي اين فضا را بشناسيد و در خود ايجاد و تقويت کنيد.&amp;nbsp;مومن انديشه و باورها و اخلاق و منش و شخصيت و رفتارش توسط دين تعريف شده است و در اين زمينه ها کاملا با کافرها متفاوت است. منبع آموزش و يادگيري اين مولفه ها هم قرآن کريم و روايات معصومين ع و کتاب هاي ديني معتبري است که از اين دو منبع الهام مي گيرند. مطالعه و تحقيق خود را زياد کنيد و سعي کنيد اين مشخصه ها را عملا در خويش تقويت نماييد و اگر خداي ناکرده صفاتي از اهل کفر در شما هست تخليه و جايگزين نماييد. موفق باشيد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 14pt; font-family: Lotus;&quot;&gt;بنده دانشجو هستم و گاهي اوقات زمان اذان سركلاسم و ناراحت از اينكه نماز اول وقت را از دست مي دهم، چه كنم؟&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 14pt; font-family: Lotus;&quot;&gt;دوست گرامي. درست است كه نماز اول وقت مستحب است ولي بايد توجه داشته باشيد که اولا تحصيل علم در برخي موارد در حد وجوب است و ثانيا منظور از اول وقت ، براي دانشجوياني که بودن در کلاس براي ايشان اولويت دارد. اولين زمان ممکن است. نگران نباشيد شما مي توانيد بعد از کلاس در اولين زمان ممکن نماز بخوانيد و چون قصد اول وقت داشته ايد، ولي تحقق آن امکان پذير نبوده، انشاالله از ثواب نماز اول وقت برخوردار گرديد. موفق باشيد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 14pt; font-family: Lotus;&quot;&gt;چه كار كنيم از آتش شهوت و هواي نفس در امان باشيم لطفا توضيح بدين؟&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 14pt; font-family: Lotus;&quot;&gt;براي در امان ماندن از شهوت و هواي نفس چاره اي جز زندگي عقلاني و حاکم ساختن عقل نيست.&amp;nbsp;در زندگي عقلاني غرايز به موقع و به صورت عقلاني و خداپسند ارضا مي گردد و در کنار آن فعاليت هاي درست&amp;nbsp;شغلي و علمي و عملي و معنوي اي که وجود دارد باعث رسيدن فرد مسلمان عاقل و مومن به تعادل مي گردد.، در اين صورت است که انسان يک زندگي صحيح و متعادل و سالم خواهد داشت و از آسيب در امان مي ماند. موفق باشيد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 14pt; font-family: Lotus;&quot;&gt;وظيفه هرانسان نسبت به خودش چيست؟&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 14pt; font-family: Lotus;&quot;&gt;دوست گرامي. وظيفه يک انسان مسلمان&amp;nbsp;نسبت به خودش اين است که اولا با انديشه ها و باورها و اخلاق و سبک زندگي اهل ايمان آشنا شود و ثانيا آنها را در خودش پياده نمايد و شايسته عنوان مومن حقيقي باشد. وصف ايمان چون داراي درجاتي است مي توان آنرا به صورت حداقلي و حداکثري تصور کرد. اين ارزش کلي و مهم حتي به صورت حداقلي&amp;nbsp;اگر قابل انطباق با کسي باشد مي توان او را از نجات يافتگان و رستگاران در دنيا و آخرت دانست زيرا همه ارزشها و پايان خوب در دنيا و آخرت حاصل وجود حقيقت ايمان در انسان است.&amp;nbsp; البته انسان مومن مي تواند بسته به همت خود در درجات ايمان بالا رود و به ايمان حد اکثري که خاص اولياي خدا است برسد. موفق باشيد. &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 14pt; font-family: Lotus;&quot;&gt;خودشناسي يعني چه و چه مراحلي دارد؟&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 14pt; font-family: Lotus;&quot;&gt;خودشناسي يعني انسان در دو مرحله انساني و ايماني خود را بررسي کند و اولا شاخصه ها و قواي انساني خود را بشناسد و بررسي کند که به چه مقدار اين شاخصه ها مانند عقل و اختيار را در خود نهادينه کرده است و ثانيا شاخصه هاي ايماني را بشناسد و ببيند چه مقدار از اين شاخصه ها برخوردار است.&amp;nbsp;نتيجه چنين تفحصي اين است که انسان نقايص انساني و ايماني خود را بشناسد و جبران کند تا به اوج انسانيت راه يابد و حيات طيبه روحاني و الهي پيدا کند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Sat, 05 May 2012 10:39:00 GMT</pubDate>
<comments>http://AMOUZEH.parsiblog.com/Comments/865</comments>
<wfw:commentRss>http://Www.parsiblog.com/RSS.aspx?NID=2667955</wfw:commentRss>
 <dc:creator>سيد مصطفي علم خواه</dc:creator>
<guid>http://AMOUZEH.ParsiBlog.com/Posts/865/%d8%b3%d9%88%d8%a7%d9%84+%d9%88+%d9%be%d8%a7%d8%b3%d8%ae+%da%a9%d9%88%d8%aa%d8%a7%d9%87/</guid>
</item>

<item>
<title>معنويتم کم شده چکنم</title>
<link>http://AMOUZEH.ParsiBlog.com/Posts/864/%d9%85%d8%b9%d9%86%d9%88%d9%8a%d8%aa%d9%85+%da%a9%d9%85+%d8%b4%d8%af%d9%87+%da%86%da%a9%d9%86%d9%85/</link>
<description>&lt;table&gt;&lt;td  style=&apos;font-size: 12px;line-height: 160%&apos;&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;مدتي است احساس ميكنم به بي تفاوتي در دين رسيده ام. توفيق دعا و مناجاتي و راز و نياز از من گرفته شده، حال عبادت حتي مثل قبل هم ندارم. زيارت مكه و مشهد و كربلاهم رفته ام. اما حس شوق و انتظار براي زيارت دوباره ندارم. تازه ازدواج كرده ام و با اين وضع هم نميبينم كه دينداريم بهتر شده باشد. نميدانم چرا به اين حال و روز دچار شده ام؟ دست خالي و غافل از قيامت و مرگ؟&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;در پاسخ به مطالب زير توجه كنيد : &lt;br /&gt; الف. اين پرسش شما نشان مي دهد كه: اولا، چراغ معنويت در قلب و جان شما هنوز روشن است و ثانيا، اين كه شما مورد توجه حق تعالي هستيد چه اين كه اگر او نمي خواست شما هرگز چنين احساسي را نداشتيد و به دنبال راه حل نبوديد. &lt;br /&gt; ب&amp;zwnj;. بايد توجه داشته باشيد كه كسل بودن در عبادت و از دست دادن حالات معنوي معلول علت هاي گوناگوني مي تواند باشد كه شما با مراجعه به حالات نفساني خود و همچنين بررسي دقيق آنچه بر شما گذشته است، علت اصلي بروز چنين حالتي را در خود پيدا نموده و با توصيه هايي كه در همين نوشتار ذكر مي گردد در رفع آن كوشش نمائيد تا بدينوسيله از اين پس نيز مثل گذشته و بلكه بهتر و بيشتر در انجام طاعات الهى وامور معنوى موفق باشيد. (انشاء الله) &lt;br /&gt; عواملي كه موجب كاهش معنويت در انسان مي گردند به دو دسته كلي تقسيم بندي مي شوند:&lt;br /&gt; الف: عوامل زود گذر&lt;a href=&apos;http://AMOUZEH.ParsiBlog.com/Posts/864/%d9%85%d8%b9%d9%86%d9%88%d9%8a%d8%aa%d9%85+%da%a9%d9%85+%d8%b4%d8%af%d9%87+%da%86%da%a9%d9%86%d9%85/&apos; target=&apos;_blank&apos;&gt; ادامه مطلب... &lt;/a&gt;&lt;/b&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/td&gt;&lt;/table&gt;</description>
<pubDate>Tue, 01 May 2012 12:49:00 GMT</pubDate>
<comments>http://AMOUZEH.parsiblog.com/Comments/864</comments>
<wfw:commentRss>http://Www.parsiblog.com/RSS.aspx?NID=2663705</wfw:commentRss>
 <dc:creator>سيد مصطفي علم خواه</dc:creator>
<guid>http://AMOUZEH.ParsiBlog.com/Posts/864/%d9%85%d8%b9%d9%86%d9%88%d9%8a%d8%aa%d9%85+%da%a9%d9%85+%d8%b4%d8%af%d9%87+%da%86%da%a9%d9%86%d9%85/</guid>
</item>

<item>
<title>گرفتار عشق</title>
<link>http://AMOUZEH.ParsiBlog.com/Posts/863/%da%af%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1+%d8%b9%d8%b4%d9%82/</link>
<description>&lt;table&gt;&lt;td  style=&apos;font-size: 12px;line-height: 160%&apos;&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;دوس دارم بميرم گرفتار عشق غير خدايى شدم چكار كنم؟&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;پرسشگر گرامي، خوب است بدانيد كه تمامي رفتارهاي ما (اعم از رفتارهاي ظاهري و بخش زيادي از هيجانات و احساسات) نقشهايي است كه با سرانگشتان هنرمند &amp;laquo;انديشه&amp;raquo;، در تابلويي به نام شخصيت، به معرض ديد خود و ديگران مي گذارد. چه زيبا گفت مولانا كه &amp;laquo; اي برادر، تو همه انديشه اي، ما بقي تو استخوان و ريشه اي&amp;raquo;. حقيقت اين است كه ما آن گونه اي زندگي مي كنيم كه مي انديشيم. &lt;br /&gt; حال حادثه اي شگرف بنام عشق را در همين چارچوب نگاه كنيد. چرا ما عاشق پسر يا دختري كه در كوچه مجاور، كلاس ديگر يا آن شهر دورتر زندگي مي كند نمي شويم؟ جواب شما واضح است: چون او را نديده ايم، چون او را نمي شناسيم. پس حتي آنچه كه در دل ما آدمها اتفاق مي افتد (و مد روز شده است كه بگويند دست عقل از آن كوتاه است و يكسره شاهكار دل است، پس حقيقت دارد!) هم از اين دايره خارج نيست. با اين اوصاف، پاسخ يك سؤال ديگر نيز رخ مي نمايد. معيار عشق چيست؟ جواب: شناخت درست و كامل. وگرنه چيزي جز هيجان و احساس زدوگذر نخواهد بود.&lt;a href=&apos;http://AMOUZEH.ParsiBlog.com/Posts/863/%da%af%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1+%d8%b9%d8%b4%d9%82/&apos; target=&apos;_blank&apos;&gt; ادامه مطلب... &lt;/a&gt;&lt;/b&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/td&gt;&lt;/table&gt;</description>
<pubDate>Tue, 17 Apr 2012 12:45:00 GMT</pubDate>
<comments>http://AMOUZEH.parsiblog.com/Comments/863</comments>
<wfw:commentRss>http://Www.parsiblog.com/RSS.aspx?NID=2647851</wfw:commentRss>
 <dc:creator>سيد مصطفي علم خواه</dc:creator>
<guid>http://AMOUZEH.ParsiBlog.com/Posts/863/%da%af%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1+%d8%b9%d8%b4%d9%82/</guid>
</item>

<item>
<title>انسان خوب، انسان بد</title>
<link>http://AMOUZEH.ParsiBlog.com/Posts/862/%d8%a7%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%86+%d8%ae%d9%88%d8%a8%d8%8c+%d8%a7%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%86+%d8%a8%d8%af/</link>
<description>&lt;table&gt;&lt;td  style=&apos;font-size: 12px;line-height: 160%&apos;&gt;&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt;&lt;strong&gt;انسان يعني چه و انسان خوب كيست؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt;انسان در جهان بيني اسلامي داستاني شگفت دارد. انسانِ اسلام تنها يك حيوان مستقيم القامه كه ناخني پهن دارد و با دو پا راه مي&amp;zwnj;رود و سخن مي&amp;zwnj;گويد نيست؛ اين موجود از نظر قرآن ژرف&amp;zwnj;تر و مرموزتر از اين است كه بتوان آن را با اين چند كلمه تعريف كرد. &lt;br /&gt; از نظر قرآن انسان همه&amp;zwnj;ي كمالات را بالقوّه دارد و بايد آنها را به فعليت برساند و اين خود اوست كه بايد سازنده و معمار خويشتن باشد. شرط اصلي وصول انسان به كمالاتي كه بالقوّه دارد &amp;laquo;ايمان&amp;raquo; است. از ايمان، تقوا و عمل صالح و كوشش در راه خدا برمي&amp;zwnj;خيزد. به وسيله&amp;zwnj;ي ايمان است كه علم از صورت يك ابزار ناروا در دست نفس اماره خارج مي&amp;zwnj;شود و به صورت يك ابزار مفيد درمي&amp;zwnj;آيد. &lt;br /&gt; پس انسان حقيقي كه خليفة الله است، مسجود ملائكه است، همه چيز براي اوست و بالأخره دارنده&amp;zwnj;ي همه&amp;zwnj;ي كمالات انساني است، انسانِ به علاوه&amp;zwnj;ي ايمان است نه انسانِ منهاي ايمان. انسانِ منهاي ايمان، كاستي گرفته و ناقص است. چنين انساني حريص است، خونريز است، بخيل و ممسك است، كافر است، از حيوان پست&amp;zwnj;تر است. &lt;a href=&apos;http://AMOUZEH.ParsiBlog.com/Posts/862/%d8%a7%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%86+%d8%ae%d9%88%d8%a8%d8%8c+%d8%a7%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%86+%d8%a8%d8%af/&apos; target=&apos;_blank&apos;&gt; ادامه مطلب... &lt;/a&gt;&lt;/b&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/td&gt;&lt;/table&gt;</description>
<pubDate>Tue, 17 Apr 2012 12:44:00 GMT</pubDate>
<comments>http://AMOUZEH.parsiblog.com/Comments/862</comments>
<wfw:commentRss>http://Www.parsiblog.com/RSS.aspx?NID=2647849</wfw:commentRss>
 <dc:creator>سيد مصطفي علم خواه</dc:creator>
<guid>http://AMOUZEH.ParsiBlog.com/Posts/862/%d8%a7%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%86+%d8%ae%d9%88%d8%a8%d8%8c+%d8%a7%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%86+%d8%a8%d8%af/</guid>
</item>

<item>
<title>بدحجابي و حفظ خود در جامعه</title>
<link>http://AMOUZEH.ParsiBlog.com/Posts/861/%d8%a8%d8%af%d8%ad%d8%ac%d8%a7%d8%a8%d9%8a+%d9%88+%d8%ad%d9%81%d8%b8+%d8%ae%d9%88%d8%af+%d8%af%d8%b1+%d8%ac%d8%a7%d9%85%d8%b9%d9%87/</link>
<description>&lt;table&gt;&lt;td  style=&apos;font-size: 12px;line-height: 160%&apos;&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: normal;&quot;&gt;براي مبارزه با نفس خود در اين وضع بي حجابي چه كنيم كه به گناه آلوده نشيم؟&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt;هميشه سعي كنيد به بهترين راهكار بينديشيد ،بعضي پيشنهاد كنار كشيدن وانزوا طلبي را (!!) مي دهند ، وحال آنكه اين را نه عقل مي پذيرد ونه شرع ونه راه درمان است،اين موضوع ،يعني تحريك شهوت به خاطر وجود صحنه هاي گناه ،مربوط به الآن وامروز نيست ،بلكه ازهمان روز اول خلقت انسان شروع شده وهمچنان ادامه دارد؛ درگيري بين عقل وشهوت ؛مربوط به سرشت وخلقت انسان است و چگونگي رفتار ما با اين موضوع شخصيت ما را آشكار مي كند، شرع به كمك ومدد عقل آمده تا انسان را از افتادن در گودال عظيم شهوت ، خلاصي بخشد ؛راهكارهايي براي نجات شخص از افتادن در ورطه عذاب وگناه وجود دارد كه به بعضي از آنها اشاره مي كنيم .&lt;br /&gt; الف -علاقه به زيبارويان تمايل و كشش روحى انسان به طرف زيبايى&amp;rlm;ها امرى&amp;rlm;فطرى است. نگاه به نامحرم و ديدن صحنه هاي مبتذل وسكس هم چنين نگاه&amp;rlm;هاى ديگرى كه همراه با ريبه ( خطر وقوع در گناه و مفسده ) باشد از نظر شرعى ممنوع است. شما بايد بين اين دومقوله را تفكيك نموده و بر مدار آن حركت كنيد. چه خوب گفته اند: به چشمانت بياموزكه هركس وهر چيزي شايسته ديدن نمي باشدزيرا گاهي يك نگاه كافي است تا شراره شهوت را فروزان كند و خواب وخوراك وتحصيل و فكر را از انسان بگيرد و شب و روز او را صرف در اموري كند كه جز پشيماني سود ديگري ندارد. علت حرمت ديدن عكس و تصوير زنان نامحرم در صورتي كه داراي تحريك كنندگي باشد امر واضحي به نظر مي رسد.&lt;a href=&apos;http://AMOUZEH.ParsiBlog.com/Posts/861/%d8%a8%d8%af%d8%ad%d8%ac%d8%a7%d8%a8%d9%8a+%d9%88+%d8%ad%d9%81%d8%b8+%d8%ae%d9%88%d8%af+%d8%af%d8%b1+%d8%ac%d8%a7%d9%85%d8%b9%d9%87/&apos; target=&apos;_blank&apos;&gt; ادامه مطلب... &lt;/a&gt;&lt;/b&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/td&gt;&lt;/table&gt;</description>
<pubDate>Sat, 17 Mar 2012 13:32:00 GMT</pubDate>
<comments>http://AMOUZEH.parsiblog.com/Comments/861</comments>
<wfw:commentRss>http://Www.parsiblog.com/RSS.aspx?NID=2619310</wfw:commentRss>
 <dc:creator>سيد مصطفي علم خواه</dc:creator>
<guid>http://AMOUZEH.ParsiBlog.com/Posts/861/%d8%a8%d8%af%d8%ad%d8%ac%d8%a7%d8%a8%d9%8a+%d9%88+%d8%ad%d9%81%d8%b8+%d8%ae%d9%88%d8%af+%d8%af%d8%b1+%d8%ac%d8%a7%d9%85%d8%b9%d9%87/</guid>
</item>

<item>
<title>براي تقويت صبر و حوصله</title>
<link>http://AMOUZEH.ParsiBlog.com/Posts/860/%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d9%8a+%d8%aa%d9%82%d9%88%d9%8a%d8%aa+%d8%b5%d8%a8%d8%b1+%d9%88+%d8%ad%d9%88%d8%b5%d9%84%d9%87/</link>
<description>&lt;table&gt;&lt;td  style=&apos;font-size: 12px;line-height: 160%&apos;&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt;چكار كنيم تا صبر و حوصله زيادي داشته باشيم؟&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p style=&quot;margin-bottom: 12pt;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt;از اينكه تصميم گرفته ايد در اين مسير الهي قدم بگذاريد و فردي صبور باشيد خوشحاليم و برايتان آرزوي موفقيت مي نمائيم قبل از ارائه پاسخ، توجه شما را به چند نكته جلب مي نمائيم:&lt;br /&gt; - صبر از مقامات سالكين و منازل دين و از مهم&amp;rlm;ترين زمينه&amp;rlm;هاى درك فيض و عنايت الهى است. تا جايى كه ائمه اطهار(ع) به واسطه صبر عظيمشان و عزم استوارشان به مقام شامخ ولايت و امامت نايل شدند &amp;laquo; وَ جَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا لَمَّا صَبَرُوا ...&amp;raquo; &amp;laquo; و از آنان امامان(و پيشوايانى) قرار داديم كه به فرمان ما(مردم را) هدايت مى&amp;rlm;كردند؛ چون شكيبايى نمودند ... &amp;raquo; (سجده، آيه&amp;rlm;ى 24)، يعنى ريشه امامت و رهبرى صبر است . &lt;br /&gt; - صبر هرگز به معنى تحمل بدبختيها و تن دادن ذلت و تسليم در برابر عوامل شكست نيست بلكه صبر و شكيبايى به معنى پايدارى و استقامت در برابر هر مشكل و هرحادثه است لذا رسول خدا صل الله عليه و آله براي صبر سه شاخه ترسيم نموده و براي هر يك از آنها پاداش مخصوصي ذكر نموده است.&lt;br /&gt; رسول خدا، صلّى اللّه عليه و آله فرموده اند :&lt;br /&gt; &amp;laquo;صبر سه گونه است: صبر نزد مصيبت است (پايدارى در برابر حوادث ناگوار و عدم خود باختگى و شكست روحى و ترك جزع وفزع)، صبر بر طاعت است (مقاومت در برابر مشكلاتى كه در راه طاعت وجود دارد)، صبر از معصيت (ايستادگى در برابر انگيزه هاى گناه و شهوات سركش و طغيانگر) . &lt;a href=&apos;http://AMOUZEH.ParsiBlog.com/Posts/860/%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d9%8a+%d8%aa%d9%82%d9%88%d9%8a%d8%aa+%d8%b5%d8%a8%d8%b1+%d9%88+%d8%ad%d9%88%d8%b5%d9%84%d9%87/&apos; target=&apos;_blank&apos;&gt; ادامه مطلب... &lt;/a&gt;&lt;/b&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/td&gt;&lt;/table&gt;</description>
<pubDate>Sat, 17 Mar 2012 13:27:00 GMT</pubDate>
<comments>http://AMOUZEH.parsiblog.com/Comments/860</comments>
<wfw:commentRss>http://Www.parsiblog.com/RSS.aspx?NID=2619305</wfw:commentRss>
 <dc:creator>سيد مصطفي علم خواه</dc:creator>
<guid>http://AMOUZEH.ParsiBlog.com/Posts/860/%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d9%8a+%d8%aa%d9%82%d9%88%d9%8a%d8%aa+%d8%b5%d8%a8%d8%b1+%d9%88+%d8%ad%d9%88%d8%b5%d9%84%d9%87/</guid>
</item>

<item>
<title>شعري بسيار زيبا از قيصر امين پور</title>
<link>http://AMOUZEH.ParsiBlog.com/Posts/859/%d8%b4%d8%b9%d8%b1%d9%8a+%d8%a8%d8%b3%d9%8a%d8%a7%d8%b1+%d8%b2%d9%8a%d8%a8%d8%a7+%d8%a7%d8%b2+%d9%82%d9%8a%d8%b5%d8%b1+%d8%a7%d9%85%d9%8a%d9%86+%d9%be%d9%88%d8%b1/</link>
<description>&lt;table&gt;&lt;td  style=&apos;font-size: 12px;line-height: 160%&apos;&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;پيش از اين فكر ميكردم خدا&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;خانه اي دارد كنار ابر ها&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;مثل قصر&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;پادشاه قصه ها&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;خشتي از الماس خشتي از طلا&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;پايه هاي برجش از عاج و&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;بلور&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;بر سر تختي نشسته با غرور&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;ماه برق كوچكي از از تاج او&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;هر&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;ستاره پولكي از تاج او&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;اطلس پيراهن او آسمان&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;نقش روي دامن او&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;كهكشان &lt;a href=&apos;http://AMOUZEH.ParsiBlog.com/Posts/859/%d8%b4%d8%b9%d8%b1%d9%8a+%d8%a8%d8%b3%d9%8a%d8%a7%d8%b1+%d8%b2%d9%8a%d8%a8%d8%a7+%d8%a7%d8%b2+%d9%82%d9%8a%d8%b5%d8%b1+%d8%a7%d9%85%d9%8a%d9%86+%d9%be%d9%88%d8%b1/&apos; target=&apos;_blank&apos;&gt; ادامه مطلب... &lt;/a&gt;&lt;/b&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/td&gt;&lt;/table&gt;</description>
<pubDate>Tue, 13 Mar 2012 13:03:00 GMT</pubDate>
<comments>http://AMOUZEH.parsiblog.com/Comments/859</comments>
<wfw:commentRss>http://Www.parsiblog.com/RSS.aspx?NID=2615128</wfw:commentRss>
 <dc:creator>سيد مصطفي علم خواه</dc:creator>
<guid>http://AMOUZEH.ParsiBlog.com/Posts/859/%d8%b4%d8%b9%d8%b1%d9%8a+%d8%a8%d8%b3%d9%8a%d8%a7%d8%b1+%d8%b2%d9%8a%d8%a8%d8%a7+%d8%a7%d8%b2+%d9%82%d9%8a%d8%b5%d8%b1+%d8%a7%d9%85%d9%8a%d9%86+%d9%be%d9%88%d8%b1/</guid>
</item>

<item>
<title>اهميت و جايگاه دشمن شناسي در قرآن</title>
<link>http://AMOUZEH.ParsiBlog.com/Posts/858/%d8%a7%d9%87%d9%85%d9%8a%d8%aa+%d9%88+%d8%ac%d8%a7%d9%8a%da%af%d8%a7%d9%87+%d8%af%d8%b4%d9%85%d9%86+%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%d9%8a+%d8%af%d8%b1+%d9%82%d8%b1%d8%a2%d9%86/</link>
<description>&lt;table&gt;&lt;td  style=&apos;font-size: 12px;line-height: 160%&apos;&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt;&amp;nbsp;اهميت و جايگاه دشمن شناسي در قرآن&amp;nbsp;:&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt;&amp;nbsp;در بحث &amp;laquo;دشمن شناسي در قرآن&amp;raquo; به جايگاه شناخت دشمن در قرآن پرداخته مي شود و طي اين شناخت به واژگاني برخورد مي کنيم که شناخت دشمن را براي ما بهتر و راحت تر مي نمايد. در اين نوشتار، بيان خواهيم کرد که اصل مطرح شده در قرآن در خصوص برخورد با دشمنان، يک اصل هميشگي و دائمي است و در تمام ادوار قابل استفاده است. در قرآن به انواع دشمنان و در واقع به مراتب دشمني اشاره شده است. از اين رو، هر دسته از دشمنان داراي خصوصياتي منحصر به فرد مي باشند و راهکارهاي مبارزه مختص به خود دارند. پس براي مبارزه با آنها بايد سياست هاي اصولي خاصي را به کار گرفت و دچار افراط و تفريط نگرديم و تنها براساس موازين الهي عمل نماييم.&lt;br /&gt; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;***&lt;br /&gt; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;طرح مسئله&lt;br /&gt; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;با پيروزي انقلاب اسلامي، دشمنان اسلام بيش از پيش خود را براي مقابله با اسلام ناب آماده کردند. آنها همواره سعي نمودند تا از راه هاي گوناگون کيان و عظمت اسلام را متزلزل سازند; بنابراين براي دفاع از حريم اسلام و انقلاب اسلامي در مرحله اول بايد دشمن را شناسايي کرد و سپس با تاسي به اولياي الهي روش برخورد با آنان را آموخت; زيرا دشمن با چهره هاي گوناگون ظاهر مي شود و براي هر زماني بايد سلاحي متناسب با آن زمان را به کار گرفت.&lt;a href=&apos;http://AMOUZEH.ParsiBlog.com/Posts/858/%d8%a7%d9%87%d9%85%d9%8a%d8%aa+%d9%88+%d8%ac%d8%a7%d9%8a%da%af%d8%a7%d9%87+%d8%af%d8%b4%d9%85%d9%86+%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%d9%8a+%d8%af%d8%b1+%d9%82%d8%b1%d8%a2%d9%86/&apos; target=&apos;_blank&apos;&gt; ادامه مطلب... &lt;/a&gt;&lt;/b&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/td&gt;&lt;/table&gt;</description>
<pubDate>Tue, 13 Mar 2012 13:01:00 GMT</pubDate>
<comments>http://AMOUZEH.parsiblog.com/Comments/858</comments>
<wfw:commentRss>http://Www.parsiblog.com/RSS.aspx?NID=2615126</wfw:commentRss>
 <dc:creator>سيد مصطفي علم خواه</dc:creator>
<guid>http://AMOUZEH.ParsiBlog.com/Posts/858/%d8%a7%d9%87%d9%85%d9%8a%d8%aa+%d9%88+%d8%ac%d8%a7%d9%8a%da%af%d8%a7%d9%87+%d8%af%d8%b4%d9%85%d9%86+%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%d9%8a+%d8%af%d8%b1+%d9%82%d8%b1%d8%a2%d9%86/</guid>
</item>

<item>
<title>عوامل موثر در شخصيت انسان</title>
<link>http://AMOUZEH.ParsiBlog.com/Posts/857/%d8%b9%d9%88%d8%a7%d9%85%d9%84+%d9%85%d9%88%d8%ab%d8%b1+%d8%af%d8%b1+%d8%b4%d8%ae%d8%b5%d9%8a%d8%aa+%d8%a7%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%86/</link>
<description>&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p style=&quot;margin-bottom: 12pt;&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt;عوامل تاثيرگزار در شخصيت اخلاق انسان چيست؟&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p style=&quot;margin-bottom: 12pt;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt;با سلام به شما پرسشگر گرامي؛ عوامل تأثيرگذار در شكل&amp;zwnj;گيري شخصيت و اخلاق انسان عبارت است از:&lt;br /&gt; - محيط خانواده:&lt;br /&gt; كم توجهي والدين به تربيت ديني فرزندان، به ويژه در كودكي و نوجواني، نقش مهمي در بي اعتقادي جوانان به امور ديني دارد. اگر كودك در محيطي رشد كند كه اعضاي آن به مسائل ديني و عبادي بي اعتنا هستند و خود را در قبال آن مسئول نمي دانند، بي شك، اين كودك نيز در جواني و بزرگ سالي از مذهب و عبادت، گريزان خواهد بود. والدين بايد تربيت درست و اسلامي فرزندشان را از دوران كودكي آغاز كنند و راهنماي خوبي براي دوران نوجواني و جواني فرزندشان باشند؛ زيرا در بزرگ سالي، شخصيت فرد به طور كامل شكل گرفته و تغيير و اصلاح آن، كاري بس دشوار است. به تعبير سعدي:&lt;br /&gt; هركه در خُردي اش ادب نكنند / در بزرگي، فلاح از او برخاست &lt;br /&gt; چوب تَر را چنانچه خواهي پيچ / نشود خشك جز به آتش، راست &lt;br /&gt; حضرت علي (عليه السلام) در نامه اي به فرزند بزرگوارش، امام حسن مجتبي عليه السلام مي فرمايد: &amp;laquo;پيش از آنكه دلت سخت و عقلت گرفتار شود، به تربيت تو پرداختم.&amp;raquo; صفحه دل كودك در آغاز تولد، پاك و سفيد است. روش هاي خوب و بد تربيت والدين در سال هاي پس از تولد، بر اين صفحه سفيد نقش مي بندد. هنگامي كه فرزند به دوران نوجواني و جواني رسيد، آثار خوب و بد تربيت كودكي او در شخصيت فرد ديده مي شود. ازاين رو، پيامبر خدا (صلي الله عليه و آله وسلم ) فرمود: &amp;laquo;فرزندانتان را گرامي بداريد و آنها را خوب تربيت كنيد&amp;raquo;.&lt;br /&gt; گاهي برخي خانواده هاي دين دار، ارزش ها و باورهاي خود را با خشونت و زور به جوان تحميل مي كنند كه اين روش نادرست، سبب فرار و دوري جوان از باورهاي ديني و افزايش فاصله ميان او و والدينش مي شود. براي پرورش درست و اصولي نوجوان و جوان، بايد از نقطه اي آغاز كنيم كه جوان علاقه مند است و به گونه اي عمل كنيم كه او در تربيت خود، احساس اجبار و تحميل عقيده نكند.&lt;br /&gt; - دوستان: &lt;br /&gt; از خواص دوستي همرنگي است؛ چنانچه در روايات مي خوانيم: &amp;laquo;المرء علي دين خليله؛ دوست بر اساس دين دوستش است.&amp;raquo; دوست و همنشين در شكل گيري شخصيت انسان و انتخابهايش نقش مؤثري ايفا مي كند. جواني، ابتداي ورود به زندگي اجتماعي است. جوان براي رسيدن به استقلال بيشتر كه يكي از ويژگي هاي اين دوران است، از خانواده دور مي شود و به دوستان خود روي مي آورد. در اين ميان، تأثير دوستان مي تواند بيش از نقش خانواده باشد. يك دوست بد و فاسد ميان دوستان خوب، همچون ميوه پوسيده اي است كه ميان ميوه هاي سالم جعبه اي قرار دارد. همان گونه كه اين ميوه پوسيده مي تواند ميوه هاي زيادي را بر اثر گذر زمان خراب كند، دوست بد نيز مي تواند افراد بسياري را مانند خود فاسد سازد. امام علي (عليه السلام) مي فرمايد: &amp;laquo;كسي كه ناسنجيده با ديگران پيمان دوستي مي بندد، ناچار بايد به رفاقت اشرار و افراد فاسد تن در دهد&amp;raquo;.&lt;br /&gt; موثرترين عامل در شكل دهي شخصيت انسان، پس از اراده و تصميم خود فرد، دوستان و معاشران او هستند. انسان، بخش بزرگي از باورها و ويژگي هاي اخلاقي خود را از دوستان و هم نشينانش فرامي گيرد. از امام علي (عليه السلام) در اين باره نقل است: &lt;br /&gt; هرگاه امر كسي بر شما مشتبه شد و دين او را تشخيص نداديد، به دوستانش نظر كنيد. اگر اهل دين بودند، او نيز پيرو دين خداست و اگر بر دين خدا نبودند، پس او نيز نصيب و بهره اي از دين خدا ندارد.&lt;br /&gt; اين سخن، همان حقيقتي است كه اين گونه به زبان شعر درآمده است:&lt;br /&gt; تو اول بگو با كيان زيستي / پس آن گه بگويم كه تو كيستي &lt;br /&gt; بنابراين، جوانان بايد در انتخاب دوست و هم نشين خود بسيار دقت كنند و كساني را به دوستي برگزينند كه ايماني پاك و انديشه اي سالم دارند. دوست خوب و شايسته، انسان را به داشتن شخصيتي سالم و عملكردي درست فرا مي خواند. همچنين &amp;laquo;از دست دادن اين گونه دوستان، سبب غربت و تنهايي انسان مي شود&amp;raquo; و &amp;laquo;نشان دهنده ناتواني فرد در نگه داري دوست خوب است&amp;raquo;.&lt;br /&gt; - تكريم جوان:&lt;br /&gt; اسلام درباره بزرگ شمردن شخصيت فرزندان و جوانان و احترام گذاشتن به آنان، راهكارهايي ارائه داده است كه عمل به آنها، تربيت صحيح اسلامي را در پي خواهد داشت. پيامبر گرامي اسلام (صلي اله عليه و آله وسلم)، فرزند را در طول هفت سال سوم زندگي، وزير و مشاور مي خواند.&lt;br /&gt; از اين سخن درمي يابيم هنگامي كه فرزند به سن تكليف رسيد، ديگر نبايد با او برخورد كودكانه كرد، بلكه او جوان پرشور و پرتواني است كه در كارها مي توان با او مشورت كرد. اين كار براي رشد شخصيت جوان و سهيم كردن او در امور زندگي و جامعه، لازم است. اگر بزرگي و احترام جوان حفظ شود، هرگز گرفتار عقده خودكم بيني نخواهد شد و به سادگي در دام افراد منحرف گرفتار نخواهد آمد. &lt;br /&gt; بنابراين، كساني كه به سعادت جوانان علاقه مندند و براي تحقق تربيت شايسته آنان مي كوشند، وقتي خطا و لغزشي از جوانان خود ديدند، بايد پنهاني و دور از چشم ديگران و در كمال ادب و احترام، اشتباه آنها را يادآور شوند، به گونه اي كه احساس توهين و تحقير نكنند. رسول خدا (صلي الله عليه و آله) هرگاه مي خواست اشتباه فردي را تذكر دهد، با كنايه و خطاب به جمع، خطا بودن كار فرد را گوشزد مي كرد. &lt;br /&gt; اطرافيان و مربيان جوان بايد بدانند كه جوان، دوره ويژه و حساسي را مي گذراند و دانش و تجربه او اندك و ناچيز است. پس نبايد در برابر اشتباه ها و كوتاهي هاي نوجوان، با تضعيف شخصيت و سرزنش هاي بي حد، او را از صحنه فعاليت هاي اجتماعي و مذهبي بيرون راند. در اين صورت، او با احساس حقارت، خود را ضعيف و آسيب پذير مي بيند و به جاي حل مشكلات، تن به خواري و پستي مي دهد و با گرفتار شدن در دام گروه هاي فاسد، خود را به ناپاكي ها آلوده مي سازد. روزهاي جواني، بهترين دوران سازندگي شخصيت جوان است. ازاين رو، اگر احترام واقعي جوانان حفظ شود و آنها را به عنوان عنصري مفيد و مؤثر در امور جامعه به كار گيرند، زمينه همكاري هاي دوستانه و روبه رشد آنها نيز فراهم مي شود.&lt;br /&gt; - الگوي مناسب:&lt;br /&gt; يكي از ويژگي هاي انسان، الگوپذيري است. جوان به دنبال شخصي مي گردد تا رفتارش را با او تنظيم و از رفتارهاي او تقليد كند. نوجوان و جواني كه شيفته مقام علمي، هنري و ورزشي فردي مي شود، در نتيجه اين شيفتگي، درصدد برمي آيد كه خود را در نوع لباس پوشيدن، نشست و برخاست و راه رفتن و سخن گفتن، به الگو نزديك تر و با او هماهنگ تر سازد.&lt;br /&gt; گاهي نيز اين علاقه مندي به جايي مي رسد كه شخص، بدي ها و زشتي هاي فرد الگو را نمي بيند و او را از هرگونه عيب و نقص، پاك مي پندارد. حضرت علي (عليه السلام) فرمود: &amp;laquo;چشم انسان علاقه مند، از ديدن عيب هاي محبوب خويش نابيناست و گوشش در شنيدن زشتي هاي وي ناشنواست&amp;raquo;.&lt;br /&gt; الگو قرار دادن افراد ناشايست، كه نقشي در كمال و موفقيت انسان ندارند، جوان را از شكوفا شدن استعدادهايش بازمي دارد و جوان بر اثر شبيه سازي خويش با الگوهاي نامناسب، اخلاق آنان را نيز در خود جلوه گر مي سازد. امام علي (عليه السلام) مي فرمايد: &amp;laquo;بي خردي است كه از هر صدايي پيروي كني و با هر بادي به سمتي حركت كني&amp;raquo;. &lt;br /&gt; بنابراين، شناختن حدود و منزلت الگوها و ضد الگوها ضروري است تا قدرت و شهرت و موقعيت، يگانه معيار الگوسازي نشود. براي اين كار، جوان بايد با پندها و رفتار اسوه هاي متعالي دين هماهنگ شود تا هيچ گاه از شخصيت اسلامي و اعتقادي خود دور نگردد. &lt;br /&gt; از نظر آموزه هاي ديني و اسلامي، هدف اصلي تقليد و پيروي از الگوها، دست يابي به حق و حقيقت از راه رشد فكري و معرفتي است و اين امر، تنها در سايه پيروي از الگوهاي شايسته امكان پذير است، چنان كه خداوند در قرآن كريم تذكر مي دهد: &amp;laquo;آيا آن كه مردم را به حق رهبري مي كند، سزاوار پيروي است يا آن كه هدايت نمي كند، مگر آنكه خود هدايت شود.&amp;raquo; حضرت موسي (عليه السلام)، هدف خود را از پيروي خضر (عليه السلام) ، بهره مند شدن از آموزش همراه با رشد و تعالي ذكر مي كند. امام صادق (عليه السلام) نيز انسان را از اينكه بدون دليل محكم، الگويي را انتخاب و او را در همه گفته ها و كردارش، تأييد و تصديق كند، برحذر مي دارد.&lt;br /&gt; - رسانه هاي جمعي: &lt;br /&gt; امروزه رسانه هاي جمعي در شكل دهي شخصيت و فرهنگ افراد جامعه نقش برجسته اي برعهده دارند؛ زيرا بيشتر مردم جامعه به ويژه جوانان، وقت زيادي را براي خواندن مجله و روزنامه يا تماشاي برنامه هاي تلويزيوني و رفتن به سينما مي گذرانند. بنابراين، چگونگي عملكرد اين وسايل ارتباط جمعي در بازتاب باورها و ارزش هاي پذيرفته شده افراد جامعه، در روي آوردن مردم به آنها يا انحراف از آنها بسيار اثرگذار است. بدين جهت، امام خميني (رحمه الله) به دست اندركاران صدا و سيما سفارش مي كرد:&lt;br /&gt; دستگاه تلويزيون يا راديو بايد آموزنده باشد. بايد به جوان هاي ما قدرت بدهد و آنها را نيرومند كند. از راه سمع و بصر بهتر مي شود آنها را تربيت كرد؛ براي اينكه همه گوش مي كنند و جوان ها هم گوش مي كنند.&lt;br /&gt; رسانه ها با توجه به توان مندي هاي خود، گاه مي توانند يكي از عوامل مهم دگرگوني ارزش ها و باورها باشند. در برنامه هايي كه ارزش هاي مادي، ثروت، نابرابري، سودجويي و تجمل گرايي، به عنوان ارزش هاي مثبت معرفي مي شوند و در مقابل، ارزش هاي معنوي و مذهبي پيرو ارزش هاي مادي هستند، چه گونه مي توان از نوجوان و جوان انتظار داشت به باورها و ارزش هاي ديني خود پاي بند باشد؟ ازاين رو، صاحبان رسانه هرگز نبايد بنا بر خواسته هاي شخصي خود عمل كنند، بلكه بايد با در پيش گرفتن راهي درست، جامعه را به جاده سلامت و رستگاري رهنمون شوند. امام خميني (رحمه الله) درباره رسالت رسانه مي فرمايد: اين دستگاه ها، دستگاه هاي تربيتي است. بايدتمام اقشار جامعه با اين دستگاه ها تربيت بشوند. يك دانشگاه عمومي است؛ دانشگاهي كه در تمام سطح كشور گسترده است.&lt;br /&gt; عوامل ديگري نيز در تأثير گذاري بر شخصيت تأثير گذار است:&lt;br /&gt; - فطريات (ادراكات) شناخت هاي فطري كه شامل تحريكات و گرايش هاي فطري، ميل هاي غريزي (جنبه حيواني انساني) و فطري (جنبه انساني انسان) است. &lt;br /&gt; - وراثت و غدد درون ريز و هورمون ها؛&lt;br /&gt; - محيط و تربيت و تغذيه (محيط جغرافيايي، محيط زندگي و معاشرتي، محيط آموزشي، محيط مذهبي)؛&lt;br /&gt; - گذشت زمان (سن)؛&lt;br /&gt; - اختيار و ارادة آزاد (كه مهم ترين جزء به حساب مي آيد).&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;br /&gt; تربيت و پرورش ديني برنامة تعادل ساز:&lt;br /&gt; تنها راه رسيدن به تعادل و توازن در تمام ابعاد شخصيت پذيرش و تن دادن به تربيت و پرورش ديني است. همان چيزي كه انبياء و ائمه ـ عليهم السلام ـ به خاطر آن مبعوث شده اند و همان چيزي كه خطر يك بعدي بودنش را بارها و بارها بزرگان دين به مسلمانان گوشزد كردند، مثلاً وقتي كه مردم گوشه گيري اختيار كردند و مشغول عبادت شدند، پيامبر سريع مردم را به مسجد فراخواندند و آنان را با اين انحراف (تك بعدي بودن) آگاه ساختند و فرمودند من گوشه گيري را دوست ندارم. ازدواج مي كنم، درجامعه حاضر مي شوم، غذا مي خورم و ....&lt;br /&gt; برنامه رشد متوازن ابعاد شخصيت:&lt;br /&gt; 1. روح علمي: روح علمي بعد حقيقت جوئي فطري انسان (بي غرضي، بي تعصبي و پذيرش حق) را در انسان پرورش مي دهد. اسلام علمي را كه مانع رشد و كمال شود و حجاب از شناخت و معرفت خدا و نفس شود را مانع پرورش نفس مي شمارد.( مطهري، مرتضي، جلوه هاي معلمي، انتشارات مدرسه، وزارت آموزش و پرورش.)&lt;br /&gt; 2. تفكر: باعث شكوفايي عقل مي شود، در اسلام به مسأله تفكر بسيار سفارش شده است و قرآن مي فرمايد وقتي از اهل دوزخ مي پرسيم كه چه چيز شما را به اينجا كشانيد، مي گويند: ما در عقل را به روي خود بستيم. (تفكر در خلقت، در تاريخ، در خود و پرهيز از تقليد كوركورانه). ، ( مطهري، مرتضي، جلوه هاي معلمي، انتشارات مدرسه، وزارت آموزش و پرورش ص 285ـ 287، با تغيير و اضافه.)&lt;br /&gt; 3. تقوا و تزكيه: كه باعث پرورش و تقويت ارادة انسان مي شود. انساني كه دنبال هوا باشد، به فرمايش امام علي ـ عليه السلام ـ همانند اسب سواري است كه اسبش چموشي مي كند و اختيار را از دست او گرفته و تقوا را به اسب رام كه سواركار اختيارش را دارد تشبيه كرده اند. وجه امتياز انسان و حيوان به اختيار انسان است و نظام پاداش و تنبيه و وعده و وعيد الهي هم اينجاست كه مفهوم پيدا مي كند و هر چه قدر قدرت اراده قوي باشد، انسان در اختيار طرف خير محكم تر است. ( مطهري، مرتضي، جلوه هاي معلمي، انتشارات مدرسه، وزارت آموزش و پرورش.)&lt;br /&gt; 4. عبادت: باعث تقويت عشق و علاقه معنوي و ايجاد حرارت ايماني در انسان مي شود، مثلا به ابعاد سازندگي نماز دقت كنيد (درس مسالمت جويي، هدفداري، رعايت حقوق، ضبط و كنترل نفس و كنترل احساسات، توجه به نظم و دقت و ....). ( مطهري، مرتضي، جلوه هاي معلمي، انتشارات مدرسه، وزارت آموزش و پرورش.)&lt;br /&gt; 5. جهاد: كه عامل اصلاح اخلاق و نفس است. جهاد مثل ازدواج عامل جايگزين براي پرورش بعدي از انسان ندارد، آدم جهاد رفته و جهاد نديده از نظر روحيه يكسان نيستند، پيامبر در حديثي مي فرمايند: جهاد عامل اصلاح و اخلاق و نفس است. ايشان فرمود كه: جهاد نكرده يا كسي كه آرزوي جهاد را در سر نپرورانيده باشد، در روحش شعبه اي از نفاق است. ( مطهري، مرتضي، جلوه هاي معلمي، انتشارات مدرسه، وزارت آموزش و پرورش.)&lt;br /&gt; 6. معاشرت با ديگران: بعد عاطفي انسان را تقويت مي كند كه در معاشرت انسان از ديگران مخصوصاً محبوبان بيشتر اثر مي گيرد و صفات محبوب و كسي كه مورد علاقه فرد است را كسب مي كند، اين علاقه بالاترين و بزرگترين عامل در تغيير انسان است (تقويت بعد عاطفي، اجتماعي و ....) ( مطهري، مرتضي، جلوه هاي معلمي، انتشارات مدرسه، وزارت آموزش و پرورش.)&lt;br /&gt; 7. كار و تلاش: كار قوة خيال را تمركز مي دهد، ذهن را منطقي مي كند، كار اگر مورد علاقه انسان باشد استعداد، ابتكار و خلاقيت را نيرومند مي كند و تأثير فراواني بر شخصيت فرد مي گذارد. ولي متأسفانه به اهميت آن كم توجه شده است، كار، به قلب خشوع مي دهد، حرمت اجتماعي به انسان مي بخشد، كار مي تواند بر تربيت انسان (ابعاد وجودي او) اثر بگذارد و انسان هم مي تواند بر كار اثرگذار باشد. (رابطه دو طرفي بين پرورش استعدادها و كار وجود دارد) پيامبر به كسي كه بي جهت بي كار بود فرمودند: از چشم من افتادي. ( مطهري، مرتضي، جلوه هاي معلمي، انتشارات مدرسه، وزارت آموزش و پرورش.)&lt;br /&gt; 8. مراقبه و محاسبه نفس: در مكاتب غير الهي اساساً اين امر مطرح نيست، مراقبه مثل اين است كه با خود مانند شريكي كه به او اطمينان نداريم معامله كنيم و هميشه مراقب باشيم كه سرمان كلاه نگذارد. اهميت آن به قدري است كه امام موسي بن جعفر ـ عليه السلام ـ فرمودند: كسي كه شبانه روز يك بار از خود محاسبه نكند از ما نيست. علماي اخلاق براي پرورش روح خود از اين دستور استفاده مي كردند. ايشان مي فرمايند: انسان اول صبح بايد شرط كند با نفس خود كه راه اطاعت بگيرد و نافرماني حق (گناه) نكند (مشارطه)، در مرحله بعد بايد اين شرط خود را در عمل پياده كند و مراقب باشد خلاف اين شرط عمل نكند (مراقبه). مرحله سوم اين كه در آخر روز، از نفس خود حساب كشي كند، چرا كه آن جا كه خدا مي خواسته نبودي، چرا كار امروز را به فردا انداختي، چرا... (محاسبه) و در آخر اگر از دستور سير و سلوكي خود منحرف شده باشد، او را تنبيه مي كند (معاتبه). اين مراحل را مي توانيم در كل برنامه روزانة خود اجرا كنيم. ( مطهري، مرتضي، جلوه هاي معلمي، انتشارات مدرسه، وزارت آموزش و پرورش.)&lt;br /&gt; 9. پرورش جسم: كار پسنديده اي است ولي نبايد اشتباه كرد كه جسم نقش واسطه و ابزاري و يا مركب روح را دارد. اسلام به تطهير جسم، پرورش و ورزش آن اهميت داده و نفس پرستي شهوتي است كه جسم را فرسوده و مريض مي كند و اسلام مخالف آن است، پس ما نبايد تمام همت خود را به پرورش اين بعد صرف كنيم، درست است پرورش اين بعد در حد خود مفيد است و بر ديگر ابعاد شخصيتي انسان اثر مطلوب دارد (عقل سالم در بدن سالم است).&lt;br /&gt; 10. تعادل در تغذيه بعد روحي (عقل و دل) و جسماني (غرايز): در اسلام سفارش شده است كه انسان بايد به تغذيه دو بعد خودش رسيدگي كند، تغذيه به بعد روحاني (به نماز، دعا، نيايش، حق طلبي و ....) است و تغذيه بعد جسماني و غريزي (به ازدواج، آب، غذا، پوشاك و ....) است كه البته بايد از راه مشروع برآورده گردد و البته مرز حيوان و انسان همين اختيار و تكليف به گزينش قسمت حلال و مشروع است. ناگفته نماند كه چون اصالت فرد به روح اوست، بايد به اين بعد اهميت بيشتري دهيم و آن را بر بعد حيواني غلبه دهيم و آن گاه است كه اراده انسان هم تقويت مي شود و به تبعه آن قدرت اختيار و گزينش نيرومندتر مي گردد. (مظاهري، حسين، عوامل كنترل غرايز، تهران، موسسه نشر و تحقيقات ذكر، 1378، ص 68 با كمي تغيير.)&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Mon, 12 Mar 2012 13:52:00 GMT</pubDate>
<comments>http://AMOUZEH.parsiblog.com/Comments/857</comments>
<wfw:commentRss>http://Www.parsiblog.com/RSS.aspx?NID=2614067</wfw:commentRss>
 <dc:creator>سيد مصطفي علم خواه</dc:creator>
<guid>http://AMOUZEH.ParsiBlog.com/Posts/857/%d8%b9%d9%88%d8%a7%d9%85%d9%84+%d9%85%d9%88%d8%ab%d8%b1+%d8%af%d8%b1+%d8%b4%d8%ae%d8%b5%d9%8a%d8%aa+%d8%a7%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%86/</guid>
</item>

</channel>
</rss>  


