<?xml version="1.0" encoding="UTF-8" standalone="yes" ?>
<?xml-stylesheet href="http://www.blogger.com/styles/atom.css" type="text/css"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xmlns:openSearch="http://a9.com/-/spec/opensearchrss/1.0/">
<id>http://AMOUZEH.ParsiBlog.com</id>
	<title mode="escaped" type="text">آموزه ـ  AMOOZEH.IR</title>
	<link href="http://AMOUZEH.ParsiBlog.com" rel="alternate" type="text/html"/>
	<generator uri="http://www.ParsiBlog.com" version="3.50">ParsiBlog.com ATOM Generator</generator>
	<updated>Wed, 23 May 2012 00:48:10 GMT</updated>
	<author><name>سيد مصطفي علم خواه</name></author>

	<openSearch:totalResults>10</openSearch:totalResults>
	<openSearch:startIndex>1</openSearch:startIndex>
	<openSearch:itemsPerPage>10</openSearch:itemsPerPage>

<entry>
<id>tag:AMOUZEH.ParsiBlog.com/Posts/866/%d9%81%d9%8a%d9%84%d9%85+%d9%85%d8%b3%d8%aa%d9%87%d8%ac%d9%86+%d8%af%d9%8a%d8%af%d9%85+%da%86%da%a9%d9%86%d9%85/</id>
<updated>Mon, 14 May 2012 13:04:00 GMT</updated>
<title type="text">فيلم مستهجن ديدم چکنم</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt;&lt;span id=&quot;q&quot; class=&quot;nrm&quot;&gt;متاسفانه من از سر كنجكاوي يه سري عكس و فيلم متسهجن ديدم  همان لحظه پشيمان شدم و توبه كردم اما از اون لحظه دارم با خودم مي جنگم همه&amp;zwnj;اش دلم  ميخواد دوباره اون عكس ها رو ببينم با اين كه از بين بردمشون اما فكرش رهام نمي كنه  مي ترسم از رحمت خدا دور بشم حتي ديگه روم نميشه توبه كنم؟&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt;از اينكه ما را در مورد اسرار  خود محرم دانستيد تشكر مي&amp;zwnj;كنيم و از خدا خواستاريم كه اين سوال و جواب را مقدمه  خيرات و بركات براي ما و شما قرار دهد.&lt;br /&gt;در مورد توبه از گناه بايد خدمتتان عرض  كنيم كه مطمئن باشيد كه اگر توبه شما از ته دل بود حتما مورد قبول خداوند متعال  قرار گرفته است، چرا كه رحمت خداوند خيلي بيشتر از آني است كه در فكر ماست. ما اصلا  نمي توانيم گستردگي رحمت خدا را تصور كنيم.اين تلقينات منفي از طرف شيطان است كه مي  خواهد ما را از خدا دور كند و مي خواهد توفيق توبه و عبد بودن را از ما  بگيرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما در مورد عذاب روحي: مي دانيد كه پيشگيري بهتر از درمان است و اگر  اين كنجكاوي انجام نمي شد راحت تر بوديد.مطمئن هم باشيد كه با دوباره ديدن آن صحنه  ها نه تنها آرام نمي شويد بلكه اين عذاب چند برابر مي شود و آرامش شما را از دستتان  مي گيرد.&amp;lt;** ادامه مطلب... **&amp;gt;&lt;br /&gt;ولي گفته اند كه پيشگيري بهتر است، نه اينكه درمان محال است و اصلا  امكان ندارد ، يقينا با كمك گرفتن از خدا و راهكارهايي كه در اينجا ارائه مي شود  شما مي توانيد اين فكرها را از ذهن خود دور كنيد و دوباره به آرامش قبلي  برسيد.&lt;br /&gt;راهكارها:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;1- از خدا كمك بخواهيد. در طول روز بارها با خدا سخن  بگوييد و مدام از خدا بخواهيد كه ياريتان دهد و از مدد گرفتن از خدا غافل نشويد. تا  كوچكترين خطوري به ذهنتان آمد، به خدا التماس كنيد و در دلتان فرياد بزنيد و ناله  كنيد و كمك بخواهيد و بر زبانتان اين ذكر را جاري كنيد و با تمام وجود بگوييد:  &amp;laquo;أستغفر الله ربي و أتوب إليه&amp;raquo; يعني خدايا از تو مي&amp;zwnj;خواهم كه مرا ببخشي و طلب مغفرت  مي&amp;zwnj;كنم و به سوي تو بازمي&amp;zwnj;گردم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;2- اگر گناه خوب بود، خدا از آن نهي  نمي&amp;zwnj;كرد. گناه چيزي جز چرك و كثافت و سم نيست و به علت همين ماهيت پليد است كه از  آن نهي شده است. در روايت دارد كه همان كاري كه جاقوي قصاب با گوشت مي&amp;zwnj;كند و آن را  مي&amp;zwnj;درد، گناه با قلب مومن، همان كار را مي&amp;zwnj;كند و آن را پاره مي&amp;zwnj;كند. هر موقع فكر  گناه به شما رو آورد به باطن سمي آن بيانديشيد كه مي&amp;zwnj;خواهد شما را مسموم كند، شما  را از خدا دور كند، شما را از لذت مناجات با خدا دور كند. به عاقبت گناه كه دوري از  خوشبختي در دنيا و آخرت است بيانديشيد.&lt;br /&gt;اگر توجه كنيم كه همه سيه&amp;zwnj;روزي و گرفتاري  و بدبختي&amp;zwnj;ها از گناه است و خداي متعال اين مطلب را در جاي جاي قرآن براي ما روشن  ساخته است، سمت آن نمي&amp;zwnj;رويم. خداي متعال كه از همه چيز عالم است، باطن گناه را براي  ما بيان كرده است پس ما هم قدر اين آگاهي را بدانيم و از گناه فرار كنيم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;3-  به فكر گناه مجال ماندن در ذهنتان را ندهيد. زود متوجه فكر ديگري بشويد و نكته اول  را كه در بالا بيان شد، انجام دهيد. احتمالا فكر شما درگير كار خاصي نيست و به جهت  فراغت زياد، وساوس شيطان به شما هجوم مي&amp;zwnj;آورد. يك برنامه براي خود تنظيم كنيد و در  آن علاقه&amp;zwnj;مندي&amp;zwnj;هاي خود را بگنجانيد. تفريح سالم و عبادات هم جزو برنامه هاي شما  باشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;4- بسيار مراقب چشم&amp;zwnj;هاي خود باشيد و از نگاه كردن به هر چيزي كه سبب  گناه مي&amp;zwnj;شود بپرهيزيد. اگر چشمانتان را مراقبت كنيد تا حد زيادي از قلب و ذهن خود  مراقبت كرده&amp;zwnj;ايد زيرا چشم مهم&amp;zwnj;ترين ورودي قلب و فكر است. بعد از مدتي كوتاه كه چشم  مراقبت شد، بسياري از آن صحنه&amp;zwnj;هاي گناه كم&amp;zwnj;رنگ مي&amp;zwnj;شوند و به تنهايي و بدون كمك  خودتان قادر به انحراف نيستند.&lt;br /&gt;5- در هر مكاني كه گناه كرده&amp;zwnj;ايد استغفار كنيد.  يكي از شاهدان قيامت مكانهايي هستند كه در آنها گناه شده است يا كار خوب انجام  گرفته&amp;zwnj;است. هر كجا كه گناه شده و از آنجا عبور مي&amp;zwnj;كنيد، ذكر استغفار را بگوييد تا  آن مكان جزو شهودي باشد كه بر توبه شما شهادت مي&amp;zwnj;دهد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;6- از ياد مرگ غافل  نباشيد. در اولين فرصت به غسالخانه&amp;zwnj;ي محل خود برويد و عاقبت همه را ملاحظه كنيد.  اين جسم كه اين قدر به آن اهميت مي&amp;zwnj;دهيم و براي زيبايي و لذت آن مي&amp;zwnj;كوشيم عاقبتش  مرگ است. &lt;br /&gt;اين جملات در روايات آمده است: از لحظه&amp;zwnj;اي ياد كنيد كه شما را تنها در  حفره&amp;zwnj;اي تنگ و تاريك رها مي&amp;zwnj;كنند و حشرات از هر سو به سوي اين جسم لطيف حمله  مي&amp;zwnj;برند. اولين جايي از بدن كه فاسد مي&amp;zwnj;شود چشم است. از لحظه&amp;zwnj;اي ياد كنيد كه چشمان  زيباي شما از حدقه خارج مي&amp;zwnj;شود و به روي سينه مي&amp;zwnj;افتد. بايد براي ظلمت و تاريكي قبر  و تنهايي آن بسيار گريست. همين صورت و حفره&amp;zwnj;هاي بيني و چشم و دهان جولان&amp;zwnj;گاه كرم&amp;zwnj;ها  مي&amp;zwnj;شود و از سوراخي به سمت ديگري مي&amp;zwnj;روند.&lt;br /&gt;واقعا ياد مرگ لذت&amp;zwnj;ها را نابود  مي&amp;zwnj;كند. در قبر ما هستيم و اعمالمان. باطن اعمال ما مونس ما تا قيامت خواهد بود. هر  كسي از كارهاي خود مطلع است. مونس تنهايي و وحشت شما در قبر چيست؟ &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;7 -  خودتان را عادت دهيد قبل از هر كاري كمي مكث كنيد و در عاقبت آن بيانديشيد. فكر  كردن در عاقبت كارها و توجه به آنها مي&amp;zwnj;تواند مانع گناه شود. مثلا بگوييد: اين كار  را براي چه انجام دهم؟ كه چي بشود؟ كجا مي&amp;zwnj;خواهم بروم؟ به كجا مي&amp;zwnj;خواهم برسم؟ به چه  قيمتي اين عمل را مرتكب بشوم؟با انجام اين عمل چه چيزي را به دست مي آورم و چه  چيزهايي را از دست مي دهم؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;8- دفترچه&amp;zwnj;اي برداريد و زمان و تاريخي كه در آن  توبه كرده&amp;zwnj;ايد را بنويسيد و سپس تمام عهد و پيمان هايي كه با خدا مي&amp;zwnj;بنديد را  يادداشت كنيد. هميشه دفترچه را همراه داشته باشيد و هر زمان كه ميان شما با نفس و  شيطان درگيري به وجود آمد و آنها را مغلوب كرديد، در آن يادداشت كنيد و خدا را شكر  كنيد. حتما موارد غلبه و پيروزي خود را بر شيطان يادداشت كنيد و نيروي مضاعف  بگيريد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;9- آنچه براي شما بيان كرده&amp;zwnj;ايم را چند بار مرور كنيد و موارد آن را  به صورت يك برنامه در اول آن دفترچه بياوريد. هر كجا براي شما ايجاد سوال شد يا  ابهامي داشتيد روي كمك ما حساب كنيد ولي بدانيد فقط شما هستيد كه مي&amp;zwnj;توانيد با  تصميمات سرنوشت ساز خود آينده&amp;zwnj;ي زيبا و خوشبختي خود را رقم بزنيد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;10- هرگز  از رحمت خدا نااميد نباشيد. خداي متعال توبه كنندگان را دوست دارد. توبه نيز چيزي  جز پشيماني واقعي از گناه و عذرخواهي از خدا نيست. خدا دوست دارد كه بندگانش توبه  كنند و از او كمك بخواهند، در اين صورت از آنها دستگيري مي&amp;zwnj;كند و كمكشان مي&amp;zwnj;نمايد.  واقعا از خدا براي نافرماني&amp;zwnj;ها عذرخواهي كنيد و با زبان خودتان با او صحبت  كنيد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;11- از جا و حالتي كه احتمال گناه وجود دارد زود بپرهيزيد چه مكان  خلوتي باشد و چه مجلسي با افراد غافل از ياد خدا. اين تعبير، بهترين تعبير در اين  زمينه است: از مكان گناه فرار كنيد!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;12- نفس انسان مانند حيوان سركش است و  براي تربيت آن لازم است مدتي سختي بكشيد. اگر به گناه عادت كرده بايد تا چند روزي  كه گناه نكردن برايش عادي مي&amp;zwnj;شود بسيار مراقب خود باشيد. اگر بتوانيد اين چند روز  را از خود مراقبت كنيد، از سركش طوفاني نفس گذشته&amp;zwnj;ايد و ادامه راه عادي و آسان&amp;zwnj;تر  مي&amp;zwnj;شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;13- سيزدهمين نكته در باب توسل جستن به چهارده معصوم عليهم السلام  است. از امام زمان عليه&amp;zwnj;السلام و ياد آن بزرگوار و نظارت آن حضرت غافل نباشيد. با  ايشان سخن بگوييد و درد و دل كنيد. ايشان بر احوال ما نظارت و اطلاع كامل دارند.  مبادا با كارهاي خود آن حضرت را برنجانيم و آزارشان بدهيم. حضرت بسيار مهربان هستند  و دوستان خود را نااميد نمي&amp;zwnj;كنند. ياد آن حضرت و سخن گفتن با ايشان در خلوت ها موجب  آرامش و تقرب به خداي متعال است. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;14- جمله نمي توانم را از زندگي خود حذف  كنيد و هر روز با خود تكرار كنيد كه من مي توانم از اين گناه دوري كنم.&lt;br /&gt;موفق و  پيروزباشيد.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://AMOUZEH.ParsiBlog.com/Posts/866/%d9%81%d9%8a%d9%84%d9%85+%d9%85%d8%b3%d8%aa%d9%87%d8%ac%d9%86+%d8%af%d9%8a%d8%af%d9%85+%da%86%da%a9%d9%86%d9%85/" title="فيلم مستهجن ديدم چکنم" type="text/html" />
<author><name>سيد مصطفي علم خواه</name></author>
</entry>

<entry>
<id>tag:AMOUZEH.ParsiBlog.com/Posts/865/%d8%b3%d9%88%d8%a7%d9%84+%d9%88+%d9%be%d8%a7%d8%b3%d8%ae+%da%a9%d9%88%d8%aa%d8%a7%d9%87/</id>
<updated>Sat, 05 May 2012 10:39:00 GMT</updated>
<title type="text">سوال و پاسخ کوتاه</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 14pt; font-family: Lotus;&quot;&gt;آيا كسي كه توكل ميكند نبايد به خواسته اش از خدا اصرار كند؟ كسي كه در مقام رضا است چطور؟&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 14pt; font-family: Lotus;&quot;&gt;دوست گرامي. اصرار در دعا دو معنا دارد كه با هم منافاتي&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 14pt; font-family: Lotus;&quot;&gt;ندارند و با مقام رضا هم سازگارند. از طرفي مستحب است انسان زياد دعا كند و پيوسته&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 14pt; font-family: Lotus;&quot;&gt;از خدا بخواهد و از طرف ديگر مكروه است اين اصرار به اندازه اي باشد كه گويا بر خدا&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 14pt; font-family: Lotus;&quot;&gt;فشار مي آورد كه حتما خواسته او را برآورده كند. مثلا بگويد خدايا اگر ندهي فلان و&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 14pt; font-family: Lotus;&quot;&gt;بهمان مي كنم و تهديد كند. اين حالت خوب نيست اما خود دعا كردن و تكرار دعا و اصرار&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 14pt; font-family: Lotus;&quot;&gt;بر دعا مطلوب و سازنده است و با مقام رضا هم منافاتي ندارد چون شخص اصرار كننده در&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 14pt; font-family: Lotus;&quot;&gt;عين حال به خدا توكل دارد و در نهايت به نتيجه راضي است و حتي اگر خواسته اش&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 14pt; font-family: Lotus;&quot;&gt;برآورده نشود، شكايتي ندارد&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 14pt; font-family: Lotus;&quot;&gt;لطفا واسه تقويت ايمان چه چيزي را سفارش مي كنيد؟&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 14pt; font-family: Lotus;&quot;&gt;دوست گرامي. ايمان فضاي حاکم ديني و وضعيت اجتماعي وانساني خاص مبتني بر آن فضا است در مقابل کفر که آنهم اينچنين است.&amp;nbsp;براي تقويت ايمان بايد مولفه هاي اين فضا را بشناسيد و در خود ايجاد و تقويت کنيد.&amp;nbsp;مومن انديشه و باورها و اخلاق و منش و شخصيت و رفتارش توسط دين تعريف شده است و در اين زمينه ها کاملا با کافرها متفاوت است. منبع آموزش و يادگيري اين مولفه ها هم قرآن کريم و روايات معصومين ع و کتاب هاي ديني معتبري است که از اين دو منبع الهام مي گيرند. مطالعه و تحقيق خود را زياد کنيد و سعي کنيد اين مشخصه ها را عملا در خويش تقويت نماييد و اگر خداي ناکرده صفاتي از اهل کفر در شما هست تخليه و جايگزين نماييد. موفق باشيد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 14pt; font-family: Lotus;&quot;&gt;بنده دانشجو هستم و گاهي اوقات زمان اذان سركلاسم و ناراحت از اينكه نماز اول وقت را از دست مي دهم، چه كنم؟&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 14pt; font-family: Lotus;&quot;&gt;دوست گرامي. درست است كه نماز اول وقت مستحب است ولي بايد توجه داشته باشيد که اولا تحصيل علم در برخي موارد در حد وجوب است و ثانيا منظور از اول وقت ، براي دانشجوياني که بودن در کلاس براي ايشان اولويت دارد. اولين زمان ممکن است. نگران نباشيد شما مي توانيد بعد از کلاس در اولين زمان ممکن نماز بخوانيد و چون قصد اول وقت داشته ايد، ولي تحقق آن امکان پذير نبوده، انشاالله از ثواب نماز اول وقت برخوردار گرديد. موفق باشيد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 14pt; font-family: Lotus;&quot;&gt;چه كار كنيم از آتش شهوت و هواي نفس در امان باشيم لطفا توضيح بدين؟&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 14pt; font-family: Lotus;&quot;&gt;براي در امان ماندن از شهوت و هواي نفس چاره اي جز زندگي عقلاني و حاکم ساختن عقل نيست.&amp;nbsp;در زندگي عقلاني غرايز به موقع و به صورت عقلاني و خداپسند ارضا مي گردد و در کنار آن فعاليت هاي درست&amp;nbsp;شغلي و علمي و عملي و معنوي اي که وجود دارد باعث رسيدن فرد مسلمان عاقل و مومن به تعادل مي گردد.، در اين صورت است که انسان يک زندگي صحيح و متعادل و سالم خواهد داشت و از آسيب در امان مي ماند. موفق باشيد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 14pt; font-family: Lotus;&quot;&gt;وظيفه هرانسان نسبت به خودش چيست؟&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 14pt; font-family: Lotus;&quot;&gt;دوست گرامي. وظيفه يک انسان مسلمان&amp;nbsp;نسبت به خودش اين است که اولا با انديشه ها و باورها و اخلاق و سبک زندگي اهل ايمان آشنا شود و ثانيا آنها را در خودش پياده نمايد و شايسته عنوان مومن حقيقي باشد. وصف ايمان چون داراي درجاتي است مي توان آنرا به صورت حداقلي و حداکثري تصور کرد. اين ارزش کلي و مهم حتي به صورت حداقلي&amp;nbsp;اگر قابل انطباق با کسي باشد مي توان او را از نجات يافتگان و رستگاران در دنيا و آخرت دانست زيرا همه ارزشها و پايان خوب در دنيا و آخرت حاصل وجود حقيقت ايمان در انسان است.&amp;nbsp; البته انسان مومن مي تواند بسته به همت خود در درجات ايمان بالا رود و به ايمان حد اکثري که خاص اولياي خدا است برسد. موفق باشيد. &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 14pt; font-family: Lotus;&quot;&gt;خودشناسي يعني چه و چه مراحلي دارد؟&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 14pt; font-family: Lotus;&quot;&gt;خودشناسي يعني انسان در دو مرحله انساني و ايماني خود را بررسي کند و اولا شاخصه ها و قواي انساني خود را بشناسد و بررسي کند که به چه مقدار اين شاخصه ها مانند عقل و اختيار را در خود نهادينه کرده است و ثانيا شاخصه هاي ايماني را بشناسد و ببيند چه مقدار از اين شاخصه ها برخوردار است.&amp;nbsp;نتيجه چنين تفحصي اين است که انسان نقايص انساني و ايماني خود را بشناسد و جبران کند تا به اوج انسانيت راه يابد و حيات طيبه روحاني و الهي پيدا کند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://AMOUZEH.ParsiBlog.com/Posts/865/%d8%b3%d9%88%d8%a7%d9%84+%d9%88+%d9%be%d8%a7%d8%b3%d8%ae+%da%a9%d9%88%d8%aa%d8%a7%d9%87/" title="سوال و پاسخ کوتاه" type="text/html" />
<author><name>سيد مصطفي علم خواه</name></author>
</entry>

<entry>
<id>tag:AMOUZEH.ParsiBlog.com/Posts/864/%d9%85%d8%b9%d9%86%d9%88%d9%8a%d8%aa%d9%85+%da%a9%d9%85+%d8%b4%d8%af%d9%87+%da%86%da%a9%d9%86%d9%85/</id>
<updated>Tue, 01 May 2012 12:49:00 GMT</updated>
<title type="text">معنويتم کم شده چکنم</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;مدتي است احساس ميكنم به بي تفاوتي در دين رسيده ام. توفيق دعا و مناجاتي و راز و نياز از من گرفته شده، حال عبادت حتي مثل قبل هم ندارم. زيارت مكه و مشهد و كربلاهم رفته ام. اما حس شوق و انتظار براي زيارت دوباره ندارم. تازه ازدواج كرده ام و با اين وضع هم نميبينم كه دينداريم بهتر شده باشد. نميدانم چرا به اين حال و روز دچار شده ام؟ دست خالي و غافل از قيامت و مرگ؟&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;در پاسخ به مطالب زير توجه كنيد : &lt;br /&gt; الف. اين پرسش شما نشان مي دهد كه: اولا، چراغ معنويت در قلب و جان شما هنوز روشن است و ثانيا، اين كه شما مورد توجه حق تعالي هستيد چه اين كه اگر او نمي خواست شما هرگز چنين احساسي را نداشتيد و به دنبال راه حل نبوديد. &lt;br /&gt; ب&amp;zwnj;. بايد توجه داشته باشيد كه كسل بودن در عبادت و از دست دادن حالات معنوي معلول علت هاي گوناگوني مي تواند باشد كه شما با مراجعه به حالات نفساني خود و همچنين بررسي دقيق آنچه بر شما گذشته است، علت اصلي بروز چنين حالتي را در خود پيدا نموده و با توصيه هايي كه در همين نوشتار ذكر مي گردد در رفع آن كوشش نمائيد تا بدينوسيله از اين پس نيز مثل گذشته و بلكه بهتر و بيشتر در انجام طاعات الهى وامور معنوى موفق باشيد. (انشاء الله) &lt;br /&gt; عواملي كه موجب كاهش معنويت در انسان مي گردند به دو دسته كلي تقسيم بندي مي شوند:&lt;br /&gt; الف: عوامل زود گذر&lt;span&gt;&amp;lt;** ادامه مطلب... **&amp;gt;&lt;br /&gt; گاهي اوقات كاهش معنويت در انسان معلول عواملي زود گذر مي باشد كه پس از برطرف شدن آن عوامل، انسان به سرعت به مسير اصلي خود باز مي گردد و چه بسا با اشتياق بيشتر به مسائل معنوي بپردازد كه در اينجا به سه نمونه از اين عوامل اشاره مي نمائيم: &lt;br /&gt; 1- برخي اوقات از دست دادن حالات معنوي نتيجه برخي اتفاقات و حوادث زندگي مي باشد. &lt;br /&gt; از نگاه روان شناختي انسان از نظر خلقى و عاطفى معمولاً يك حالت يكنواخت ندارد. همه انسان&amp;rlm;ها كم و بيش دوره&amp;rlm;هايى از غمگينى و افسردگى را تجربه مى&amp;rlm;كنند و اين امر طبيعى است. و علت آن هم گاهى معلوم و شناخته شده است؛ مثل از دست دادن عزيزى، شكست در بعضى از امورات زندگى، زندگى كردن در غربت و دوري از خانواده و... كه هر يك از اين عوامل مي تواند در حالات معنوي انسان تاثير گذار باشد و گاهي موجب كاهش حالات معنوي در انسان گردد.&lt;br /&gt; 2- انسان براي انجام اعمال مستحبي (همچون نماز شب و خواندن ادعيه) همواره از لحاظ روحي داراي آمادگي نمي باشد؛ بلكه گاهي اوقات در حال نشاط و آمادگي معنوي و گاهي اوقات هم آمادگي و نشاط لازم را ندارد كه در اينصورت بر اساس تعاليم دينيمان توصيه شده در زمانيكه انسان آمادگي و نشاط كافي جهت انجام اعمال عبادي را ندارد، خيلي به خود فشار نياورد تا اين كار موجب نفرت و بي حوصلگي نسبت به انجام اعمال عبادي نگردد . (برگرفته از سخن اميرالمؤمنين عليه السلام در اين زمينه - بحار الانوار-ترجمه جلد 67 و 68، ج&amp;rlm;2، ص: 227)&lt;br /&gt; 3- يكي ديگر از عوامل زودگذر كه علماي اخلاق در اين خصوص ذكر نموده اند اين است كه، از دست دادن حالات معنوي تدبيري الهي در راستاي مصالح بندگان خوب خدا مي باشد.&lt;br /&gt; بدين معنا كه برخي اوقات سلب توفيقات و از دست دادن حالات معنوي تدبير از سوي خداوند جهت بالا بردن ظرفيت بندگان صالح الهي مي باشد؛ چراكه اگر هميشه آن لذت معنوي ادامه پيدا كند، ادامه زندگي روزمره اختلال پيدا مي كند و انسان ارتباط خودش را با اطرافيان قطع مي كند؛ لذا بايد ظرفيت انسان براي تحمل مقامات معنوي بالا رود به طوري كه مانند اوليا و معصومان (عليهم السلام) در حالي كه آن مقامات معنوي را دارند در ميان مردم نيز زندگي مي كنند. و يا به اين دليل است كه بنده خود را از عجب محافظت كند، و يا اينكه توفيقي از بنده خوب خدا سلب مي شود تا با تأسف شديد او براي از دست رفتن توفيق الهي (همچون تهجد و نماز شب)، اجر بيشترى باو عنايت فرمايد. &lt;br /&gt; البته آنچه كه از اخبار استفاده مى&amp;rlm;شود اين امر خيلى اندك و به ندرت اتفاق مي افتد. &lt;br /&gt; بنابراين شما دوست عزيز پس از بررسي دقيق وضعيت روحي خود اگر يقين كرديد كه علت كاهش معنويت از اين نوع مي باشد زياد جاي نگراني نيست و از اين تغيير دلسرد و نااميد نباشيد، چراكه انشاء الله به زودي به وضعيت قبلي خود باز خواهيد گشت. &lt;br /&gt; ب: عوامل پايدار&lt;br /&gt; گاهي اوقات نيز كاهش معنويت معلول عواملي است كه در صورت عدم توجه به آنها و با گذشت زمان برطرف نمي شود؛ چراكه در وجود انسان ريشه دوانده و در صورت عدم ريشه يابي و برطرف نمودن آن مي تواند انسان را به نابودي بكشاند (كه در اين نوشتار به بيان اينگونه عوامل پرداخته ايم) در اينصورت بايد اين عوامل را در وجود خود شناسايي نموده و آنها را ريشه كن نمائيد.&lt;br /&gt; و اما برخي از عوامل پايداري كه موجب مي شود تا بعضي از افراد پس از ورود به دانشگاه دچار ركود معنوي گردند به شرح ذيل مي باشد:&lt;br /&gt; اول: عدم احساس نياز&lt;br /&gt; برخي از انسان&amp;zwnj;ها كه به مشكلي بزرگ گرفتارند، گرايش شديدي به مسائل معنوي نشان مي&amp;zwnj;دهند؛ اما پس از آنكه گرفتاري آن&amp;zwnj;ها برطرف شد، آنرا فراموش مي&amp;zwnj;كنند. اين حالت بدليل عدم احساس نياز به خداوند متعال مي باشد.&lt;br /&gt; اين افراد، تا وقتي گرفتارند، گرايش شديدي به نماز و دعا پيدا مي كنند؛ اما پس از پشت سر گذاشتن مشكلات، همه چيز را تمام شده مي دانند؛ لذا به سرعت وضعيت گذشته خود را فراموش كرده و به مسائل معنوي كم توجه مي شوند و حتي به آن پشت مي نمايند.&lt;br /&gt; خداوند متعال در وصف چنين افرادي فرموده است: &lt;br /&gt; وَ إِذا مَسَّ الْإِنْسانَ ضُرٌّ دَعا رَبَّهُ مُنيباً إِلَيْهِ ثُمَّ إِذا خَوَّلَهُ نِعْمَةً مِنْهُ نَسِيَ ما كانَ يَدْعُوا إِلَيْهِ مِنْ قَبْلُ وَ جَعَلَ لِلَّهِ أَنْداداً لِيُضِلَّ عَنْ سَبيلِهِ قُلْ تَمَتَّعْ بِكُفْرِكَ قَليلاً إِنَّكَ مِنْ أَصْحابِ النَّارِ (الزمر: 8)&lt;br /&gt; هنگامى كه انسان را زيانى رسد، پروردگار خود را مى&amp;rlm;خواند و بسوى او باز مى گردد؛ امّا هنگامى كه نعمتى از خود به او عطا كند، آنچه را به خاطر آن قبلاً خدا را مى خواند از ياد مى&amp;rlm;برد و براى خداوند همتايانى قرار مى&amp;rlm;دهد تا مردم را از راه او منحرف سازد؛ بگو: &amp;laquo;چند روزى از كفرت بهره&amp;rlm;گير كه از دوزخيانى!&amp;raquo; &lt;br /&gt; در اينجا اين نكته را بايد يادآوري كنيم كه توجه به خداوند متعال و اهل بيت عليهم السلام از لوازم زندگي يك مومن است كه از سوي خودشان نيز به اين امر توصيه شده است. &lt;br /&gt; حضرت موسى (عليه السلام) در گفتاري كه با خداوند داشت عرض كرد: خدايا دوست ندارم كه بيمار و ضعيف گردم و در عبادت من سستى پيدا گردد و هم دوست ندارم هميشه سالم باشم كه تو را فراموش كنم، بلكه دوست دارم گاهى بيمار شوم كه تو را ياد كنم و گاهى سالم شوم، و تو را شكرگذارم. (ارشاد القلوب-ترجمه سلگى، ج&amp;rlm;1، ص: 122)&lt;br /&gt; اما آنچه كه در اين خصوص نبايد فراموش كرد اين است كه انسان در تمامي لحظات زندگي به عنايات الهي محتاج است و حتي يك لحظه نيز از خداوند متعال بي نياز نمي باشد. &lt;br /&gt; دوم: فقدان برنامه ريزي &lt;br /&gt; جواناني كه شبها را به شب نشينى و بيهودگى به نيمه مى&amp;rlm;رسانند، و معده خود را تا به حلقوم از خوردنى&amp;rlm;ها پر مى&amp;rlm;كنند، و سپس در جاي گرم و نرم خود به خواب ميروند، چنين خوابيده&amp;rlm;اى براى نماز شب بيدار نخواهد شد. چرا كه او از ابتداى شب اسباب خواب را فراهم مى&amp;rlm;كرده، نه شب زنده داري را. (أسرارالصلاة ص: 459) &lt;br /&gt; همچنين اگر كسي تا ساعات پاياني شب خود را با رايانه و اينترنت و چت و ... مشغول نمايد، نبايد توقع داشته باشد كه بتواند نماز صبحش را اول وقت بخواند (اگر نگوئيم كه چنين كسي حتي نمي تواند براي نماز صبح بيدار شود).&lt;br /&gt; سوم: تضعيف بنيه هاي اعتقادي در برخي محيطها و دانشگاهها&lt;br /&gt; امروزه بخش عظيمي از جوانان كه در كتب درسي خوانده اند كه خدا و قيامتي هست و مسائل ديني تا حدودي به آنان گفته شده و ليكن به باور و يقين نرسيده اند. اينگونه افراد اصول اعتقادي را به صورت مستدل و متقن فرا نگرفته بلكه اصول را چون فروع مقلدانه باور دارد. تعاليم دين را با انگيزه و اعتقاد انجام نمي دهد و بيش از آنكه با درايت و بينش همراه باشد با احساس و عاطفه با امور ديني برخورد دارند. &lt;br /&gt; از همين رو اين ضعف در عقيده و عدم استواري آن بر پايه منطق موجب گرديده تا جوانان به محض استقلال يافتن و بويژه ورود به دانشگاه و مواجه شدن با تمسخر برخي افراد جاهل و با القاء شبهات ديني كه از سوي برخي افراد و اساتيد و دانشجويان و كتب و نشريات و... القاء مي شود، به سرعت پايبندي خود را نسبت به مسائل ديني از دست داده و مسائل معنوي به شدت در آنها كمرنگ گردد؛ تا آنجا كه خجالت مي كشند حتي نماز خود را نيز بخوانند.&lt;br /&gt; چهارم: گناه&lt;br /&gt; اين عامل از عواملي است كه تاثير فراواني در كاهش حالات معنوي انسان دارد؛ لذا انسان نسبت به اين مساله بايد بسيار حساس بود و اگر كسي ديد بي ميلي به اعمال عبادي (همچون نماز و ادعيه) در وي طولاني شده، اين امر نشانگر بروز مشكلي در زواياي وجودي او مي باشد كه بوسيله گناه در او ايجاد شده است. &lt;br /&gt; بعضي از گناهان كه معمولا دامنگير جوانان مي باشد از قرار ذيل مي باشد:&lt;br /&gt; 1- ديدن صحنه ها و تصاوير غيراخلاقي از طريق اينترنت، ماهواره، تلفن همراه و ...&lt;br /&gt; 2- چشم چراني &lt;br /&gt; 3- برقراري روابط نامشروع با جنس مخالف &lt;br /&gt; 4- جاي گيري حب دنيا و زرق و برق آن در دل آدمي&lt;br /&gt; 5- استفاده از غذاهايي كه حلال نيستند&lt;br /&gt; 6- استفاده از غذاهايي كه پاك نيستند&lt;br /&gt; 7- دروغ گفتن (نقطه&amp;rlm;هاى&amp;rlm;آغازدراخلاق&amp;rlm;عملى ص: 258) &lt;br /&gt; 8- استهزاء و تحقير مؤمنان است (نقطه&amp;rlm;هاى&amp;rlm;آغازدراخلاق&amp;rlm;عملى ص: 289)&lt;br /&gt; 9- تكرار گناه به حدي كه دل سياه گردد و شوق عبادت گرفته شود. كه با تفحص در نفس خود بايد علت را پيدا كرد و مداوا نمود. &lt;br /&gt; پنجم: تكبر و غرور&lt;br /&gt; عامل ديگري كه درترك نماز و ساير فرايض عبادي مي تواند موثر باشد تكبر و غرور است. صفت غرور از پست ترين اوصاف انساني است كه شايد بتوان گفت منشا بسياري از گناهان و معاصي مي گردد.&lt;br /&gt; معمولا اين غرور در افراد پس از رسيدن به مدارج بالاي علمي و يا قرار گرفتن در شرايط مناسب مالي و يا رسيدن به پست و مقام، گريبانگير آنها مي گردد و با فراموش كردن گذشته خود تصور مي نمايند هر آنچه كسب نموده اند بدليل قابليت هاي شخصي خودشان مي باشد و ارتباطي با عنايات الهي ندارد. &lt;br /&gt; خداوند در باره اين گروه از افراد مي فرمايد: &lt;br /&gt; فَإِذا مَسَّ الْإِنْسانَ ضُرٌّ دَعانا ثُمَّ إِذا خَوَّلْناهُ نِعْمَةً مِنَّا قالَ إِنَّما أُوتيتُهُ عَلى&amp;rlm; عِلْمٍ بَلْ هِيَ فِتْنَةٌ وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ (الزمر: 49)؛ هنگامى كه انسان را زيانى رسد، ما را (براى حلّ مشكلش) مى&amp;rlm;خواند؛ سپس هنگامى كه از جانب خود به او نعمتى دهيم، مى&amp;rlm;گويد: &amp;laquo;اين نعمت را بخاطر كاردانى خودم به من داده&amp;rlm;اند&amp;raquo;؛ ولى اين وسيله آزمايش (آنها) است، امّا بيشترشان نمى&amp;rlm;دانند. &lt;br /&gt; ششم: همنشيني با دوستان ناباب&lt;br /&gt; از مهمترين عوامل ديگري كه موجب مي شود تا انسان رغبت خود را نسبت به معنويات از دست بدهد دوستان ناباب مي باشد.&lt;br /&gt; چراكه معاشرت با افرادى كه كارهاى نادرست انجام مى&amp;rlm;دهند يا حرفهاى لغو و بيهوده مى&amp;rlm;زنند به مرور زمان موجب مى&amp;rlm;گردد كه حالات و رفتار آنها در روح انسان تأثير بگذارد و حال دعا و مناجات از انسان سلب شود.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; دوست عزيز؛ در نهايت براي بالا بردن كيفيت و اشتياق خود به معبود نكات ذيل را رعايت فرمائيد:&lt;br /&gt; 1- مراقب اعمال و رفتار خود بوده و سعي كنيد گناهان را چه كوچك و چه بزرگ كنار بگذاريد و ترك كنيد. براي شناختن گناهان نيز مي توانيد به گناهان كبيره شهيد دستغيب و همينطور كتاب گناه&amp;rlm;شناسى، محسن قرائتى مراجعه فرمائيد.&lt;br /&gt; 2- از گناهان گذشته توبه نموده و با توبه، آثار گناهان را از بين برده و هميشه مراقب بود كه ديگر گناه مرتكب نشويد.&lt;br /&gt; 3- يك دوره مطالعا تي در زمينه اصول عقايد برنامه ريزي نمائيد. &lt;br /&gt; در اين باره از كتاب&amp;rlm;هاى اعتقادى آقاى محسن قرائتى آغازكنيد و سپس از كتاب&amp;rlm;هاى استاد شهيد مطهرى مثل: &amp;laquo;توحيد&amp;raquo;، &amp;laquo;نبوّت&amp;raquo;، &amp;laquo;اصل عدل در اسلام&amp;raquo;، &amp;laquo;امامت و رهبرى&amp;raquo;، &amp;laquo;معاد&amp;raquo;. كتاب &amp;laquo;عدل الهى&amp;raquo; آن شهيد هم مفيد است. كتاب &amp;laquo;آموزش عقايد&amp;raquo; اثر استاد مصباح هم در سير مطالعاتى اصول عقايد مفيد و لازم است.&lt;br /&gt; 4- از گفتگو با جنس مخالف، نگاه كردن به آنها جدا خودداري كنيد. &lt;br /&gt; 5- شب ها قبل از خواب وضو بگيريد و حتي المقدور چند آيه اي از قرآن را با توجه تلاوت كنيد يا دو ركعت نماز مستحبي بخوانيد و بعد بخوابيد.&lt;br /&gt; 6- محاسبه نفس كه هر شب يا هر هفته و يا لااقل هر ماه گذشته خود را بررسى نمايد و به تعبيرى به خود نمره بدهد. اگر كار شايسته&amp;rlm;اى انجام داده سپاسگزار بوده و از خداوند ادامه توفيق را بخواهد و اگر مرتكب خلافى شده استغفار نموده و تصميم بر ترك آن بگيرد.&lt;br /&gt; 7- از ثقل اصغر و ائمه هدا (عليهم السلام) و توسل به ايشان بهره&amp;rlm;گيرى نمائيد. &lt;br /&gt; 8- سعى كنيد هميشه وضودار باشيد.&lt;br /&gt; 9- شركت در مجالس ذكر اهل بيت, سخنراني, درس اخلاق و مراسم مذهبي مي تواند به صفاي باطن شما كمك نمايد.&lt;br /&gt; 10- يكى از امورى كه موجب توفيق بيشتر در امور معنوي مى&amp;rlm;گردد شكر نعمات خداوند است. چنانچه انسان به خاطر نعمت&amp;zwnj;هاي الهي، شكر خالصانه به درگاه پروردگار داشته باشد مطمئناً خداى سبحان نعمتش را بر او بيشتر خواهد كرد كه خود فرموده است: لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ،(ابراهيم /7).&lt;br /&gt; 11- از همنشيني با دوستان ناباب پرهيز نمائيد.&lt;br /&gt; در اين زمينه، مطالعه&amp;zwnj;ي كتاب حكمت عبادات، آيت الله جوادي آملي به شما كمك خواهد كرد.&lt;br /&gt; و سخن پاياني اينكه:&lt;br /&gt; براي شما لازم است به صورت اساسي خودسازي كنيد. حالت هاي خوش معنوي سابق از روي آگاهي و معرفت عميق و ثابت نبوده و به خاطر همين ضعيف شده است, ضمنا اگر ازدواج نكرده ايد, بايد براي ازدواج خود برنامه ريزي كنيد تا فشار افكار منفي كاهش يابد. &lt;br /&gt; ج. از عوامل موثر در بروز اين حالات نوع رفاقت و همنشيني انسان است . تأثير گذاري و تأثير پذيري انسان ها از يكديگر و حتي اشيا نسبت به هم امري طبيعي است . هرگاه يك چيز معطر يا گنديده اي در در يك صندوق يا اتاقي قرار گيرد ، فضاي آن جا را معطر يا متعفن مي سازد. بنا براين اگر ارتباط و رفاقت و هم نشيني با افراد بي بند و بار و بي تفاوت نسبت به اسلام سبب بي بند وباري و بي تفاوتي شود، امري طبيعي و عادي است.علي(ع)مي&amp;zwnj;فرمايد: بدانيد ريا، اگر چه اندك باشد ، شرك به خدا است و (اما) دوستي و هم&amp;zwnj;نشيني با هوس گرايان و افراد بي بند و بار باعث فراموشي خانه ايمان است(1) چه تعابير زيبا ، رسا و هشدار دهنده&amp;zwnj;اي !&lt;br /&gt; اگر ريا و خود نمايي ، شرك و دوگانه پرستي است ، پيوند دوستي با افراد لا ابالي و هوس گراو بي تفاوت ، از شرك و دوگانه پرستي بدتر است ، زيرا در شرك ، باز خدايي مطرح است ، اما هم&amp;zwnj;نشين و دوست آلوده به گناه و تابع هواي نفس ، آن قدر انسان را تحت تأثير قرار مي&amp;zwnj;دهد ، گويا خانهً ايمان به كلي تعطيل مي&amp;zwnj;گردد و ايمان به فراموشخانه سپرده مي&amp;zwnj;شود .&lt;br /&gt; چنين هشداري را بايد از اميرمؤمنان (ع) جدي گرفت تا مايه افسوس و حسرت بي ثمر نگردد. قرآن از قول برخي افراد در قيامت نقل مي&amp;zwnj;كند كه از شدت ناراحتي در حالي كه دستان خويش را به دندان مي&amp;zwnj;گزند ، مي&amp;zwnj;گويند: واي بر من ، اي كاش فلاني را دوست نمي&amp;zwnj;گرفتم. و با فلاني دوست نمي&amp;zwnj;شدم ! دوستي با او مرا به چنين سرنوشتي دچار ساخت.(2)&lt;br /&gt; ممكن است برخي افراد خودشان را فريب دهند و خيال كنند آن قدر قوي هستند كه ديگران يا محيط و اجتماع نمي توانند در آنان تأثير بگذارد و در اراده يا ايمان آن&amp;zwnj;ها خللي وارد كنند . اين&amp;zwnj;گونه تخيلات مصداق روشن خود فريبي است. اميرالمؤمنين(ع) مي فرمايد : از دوستي با افراد فاسد بپرهيز، زيرا طبيعت و خلق و خوي شما به طور ناخود آگاه ناپاكي و زشتي&amp;zwnj;ها را از فرد فاسد مي&amp;zwnj;دزد ، در حالي كه تو از آن بي خبري.(3)&lt;br /&gt; ب-دچار نشدن به بي تفاوتي نيازمند ي هايي دارد كه مهم ترين آن عبارت است از :&lt;br /&gt; 1- شناخت و آگاهي ديني: هر كسي بايد تلاش كند سطح معرفت و ديني خود را در حوزه هاي مختلف اعتقادي ، تاريخي و حديثي ، علوم قرآني ، اخلاقي و تربيتي و احكام فقهي بالا ببرد تا نا خود آگاه فريب ديگران را نخورد و به ولنگاري و بي تفاوتي ديني گرفتار نشود .&lt;br /&gt; 2-شناخت دوستان و هم نشينان خوب و بد از نظر اسلام .&lt;br /&gt; با توجه به اين كه نياز به دوستى و دوستان يكى از نياز هاى مهم انسان است و جاى خالى اين نياز را چيز ديگرى پر نمي كند، بايد زمينه هاى دوستى و روابط دوستانه مورد دقت قرار گيرد.و بداند دوست و هم نشين و همكار خوب چه كسي است و چه مشخصات و ويژگي هايي دارد ؟ و با چه كساني نبايد دوست شويم تا در اثر ارتباط و همراهي با آنان به درد بي تفاوتي مبتلا نشويم ؟&lt;br /&gt; عمل اصلي بي تفاوتي ،ضعف ايمان و تعطيل شدن فريضه امر به معروف و نهي از منكر است. براي غلبه براين آفت تقويت ايمان و احياي امر به معروف و نهي از منكر ضروري است.&lt;br /&gt; پي&amp;zwnj;نوشت&amp;zwnj;ها:&lt;br /&gt; 1. فيض الاسلام ، نهج&amp;zwnj;البلاغه ، ج 20، ص 147 .&lt;br /&gt; 2. فرقان (25) آيه 28 .&lt;br /&gt; 3. ابن ابي الحديد ، شرح نهج&amp;zwnj;البلاغه ، 20 ، ص 147 &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://AMOUZEH.ParsiBlog.com/Posts/864/%d9%85%d8%b9%d9%86%d9%88%d9%8a%d8%aa%d9%85+%da%a9%d9%85+%d8%b4%d8%af%d9%87+%da%86%da%a9%d9%86%d9%85/" title="معنويتم کم شده چکنم" type="text/html" />
<author><name>سيد مصطفي علم خواه</name></author>
</entry>

<entry>
<id>tag:AMOUZEH.ParsiBlog.com/Posts/863/%da%af%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1+%d8%b9%d8%b4%d9%82/</id>
<updated>Tue, 17 Apr 2012 12:45:00 GMT</updated>
<title type="text">گرفتار عشق</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;دوس دارم بميرم گرفتار عشق غير خدايى شدم چكار كنم؟&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;پرسشگر گرامي، خوب است بدانيد كه تمامي رفتارهاي ما (اعم از رفتارهاي ظاهري و بخش زيادي از هيجانات و احساسات) نقشهايي است كه با سرانگشتان هنرمند &amp;laquo;انديشه&amp;raquo;، در تابلويي به نام شخصيت، به معرض ديد خود و ديگران مي گذارد. چه زيبا گفت مولانا كه &amp;laquo; اي برادر، تو همه انديشه اي، ما بقي تو استخوان و ريشه اي&amp;raquo;. حقيقت اين است كه ما آن گونه اي زندگي مي كنيم كه مي انديشيم. &lt;br /&gt; حال حادثه اي شگرف بنام عشق را در همين چارچوب نگاه كنيد. چرا ما عاشق پسر يا دختري كه در كوچه مجاور، كلاس ديگر يا آن شهر دورتر زندگي مي كند نمي شويم؟ جواب شما واضح است: چون او را نديده ايم، چون او را نمي شناسيم. پس حتي آنچه كه در دل ما آدمها اتفاق مي افتد (و مد روز شده است كه بگويند دست عقل از آن كوتاه است و يكسره شاهكار دل است، پس حقيقت دارد!) هم از اين دايره خارج نيست. با اين اوصاف، پاسخ يك سؤال ديگر نيز رخ مي نمايد. معيار عشق چيست؟ جواب: شناخت درست و كامل. وگرنه چيزي جز هيجان و احساس زدوگذر نخواهد بود.&amp;lt;** ادامه مطلب... **&amp;gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;&lt;br /&gt; حال برگرديم به سوال شما. ابتدا بايد ببينيد آنچه در شما اتفاق افتاده، به راستي عشق است؟ اگر چنين باشد، شما حتما قبل از عاشق شدن، تمام معيارهاي اصلي يك همراه خوب را در نظر داشته ايد و با دقت فرد مورد نظر را در داشتن و نداشتن آنها مورد سنجش قرار داديد. اگر نه، شما دل را به نگاهي باخته ايد (كه تخيل مكرر، آن را حقيقت جلوه داده است) و عشقي كه در دستهاي دلتان وجود دارد، ارزش عشقي عاقلانه را ندارد. &lt;br /&gt; حال بنا را بر اين مي گذاريم كه شما تمام مراحل عاشق شدن را درست رفته ايد و اكنون به واقع در كوچه باغهاي آسماني عشق قدم مي زنيد و قلبتان، سوخته آتشي است كه در آن افتاده است. شما هم مي دانيد كه توان ناقص آدمي از درك تمام ابعاد زندگي، عاجز است. دست گرم و قدرتمندي لازم است تا دستهاي كودكانه عقل ما را بگيرد و از كوچه پس كوچه هاي ناهموار و خطرناك دنيا عبور دهد، از همه دامهايي كه دشمنان ناپيداي ما (نفس و شيطان) برايمان گسترده اند به سلامت بگذراند و آرامش را به قلبمان، ايمانمان و سلامتمان هديه نمايد. از نگاه كودك، چاقو، وسيله خوبي براي بازيست اما در نگاه مادر، حادثه ايست كه مي تواند روح و جسم كودك دلبند را بي رحمانه بيازارد. خداي مهربان، شما را بهتر از خودتان مي شناسد. خداي مهربان، شما را بيشتر از خودتان دوست مي دارد. خداي مهربان ديگران را هم بهتر از خودشان و شما مي شناسد. خداي مهربان آينده و گذشته را مي داند. خداي مهربان ... . شايد اين وجود سراسر رحمت، اين دوستي و عشق را به صلاح شما و ايشان نمي داند. &amp;laquo;عسي ان تكرهوا شيئا و هو خير لكم و عسي ان تحبوا شيئا و هو شر لكم. والله يعلم و انتم لاتعلمون&amp;raquo;. چه بسا شما از چيزي ابا داريد، حال آنكه برايتان خير خواهد داشت و چه بسا چيزي را دوست مي داريد كه برايتان شر خواهد بود. خدا مي داند و شما نمي دانيد.(بقره 216).&lt;br /&gt; پس اول اين را مشخص كنيد كه در نظر خدا اين عشق براي شما خوب است يا بد؟&lt;br /&gt; اما راهكارهايي براي رهايي از اين عشق:&lt;br /&gt; 1- حساس ترين دوره ي زندگي جواني است مي توان گفت سعادت و شقاوت انسان در اين دوره رقم مي خورد بنابراين درك اين مطلب در پيدا كردن مسيرها وهمچنين كنترل غرايز نقش مهمي دارد.در اين فكر كنيد كه ايام جواني من خيلي كوتاه و فرصتي است كه اگر از دست رفت ديگر امكان بازگشت ندارد . &lt;br /&gt; 2-از نگاه كردن به او جدا خودداري كنيد. چون هر آنچه ديده بيند دل كند ياد . امام علي ( عليه السلام ) مي فرمايند : بسا نهال عشقي كه از نيم نگاهي كاشته شده است (ميزان الحكمه / ج8 / ص 3789).&lt;br /&gt; 3-از هرگونه ارتباط تلفني، نامه و صحبت هاي شفاهي و رو در رو با او اجتناب كنيد. هر چند اين كار در ابتدا سخت و دشوار به نظر آيد، اما با توجه به آسيب&amp;zwnj;هايي كه براي اين ارتباط براي شما هست اگر مدتي استقامت داشته باشيد حتما به نتيجه خواهيد رسيد.&lt;br /&gt; 4-دقت خود را به گونه اي تنظيم كنيد كه در رفت و آمدها كمتر با او برخورد كنيد.&lt;br /&gt; 5-از بيكاري و تنهايي اجتناب كنيد زيرا هنگام بيكاري يا تنهايي ذهن انسان جولانگاه اين گونه افكار و تخيلات مي شود. &lt;br /&gt; 6-در صورت امكان و از طريق واسطه اي كاملا مورد اطمينان اگر آن فرد مذكور شرايط ازدواج با شما را دارد او را تشويق و ترغيب به ازدواج كنيد در غير اين صورت اصلا به او فكر نكنيد. &lt;br /&gt; 7-يادمان نرود كه ظاهر فيزيكي و...بعد از مدتي براي پسرودختريك امرعادي شده ويا به مرور زمان از بين مي رود .&lt;br /&gt; 8-ارتباط خود را با دوستان سالم برقرار كرده وبا تجمعات مذهبي مرتبط شويد.&lt;br /&gt; 9-دعا كنيد واز خداوندبهترين ها را طلب كنيد .&lt;br /&gt; 10-موارد تحريك كننده اعم از شنيدني ها?، خواندني ها،افكارو...همانندجرقه اي است كه كنار مواد محترقه قرار گرفته در اين صورت نتيحه اي جز اشتعال وآتش سوزي مورد انتظار نخواهد بود.&lt;br /&gt; 11-اگر چه لذائذ حرام ونامشروع در ابتدا، قدري خوشايند بوده اما اگر دقت كنيم خواهيم ديد بعد از مدتي پشيماني، ندامت وكدورت رابراي انسان به ارمغان مي اورد.&lt;br /&gt; 12- رسيدگي به خواهش ها نفس را قوي تر كرده وتداوم اين كار باعث ضعيف شدن انسان در مقابل نفس خواهد شد.&lt;br /&gt; 14-معنويات به ويژه نماز نيروهاي خارق العاده اي هستند كه خداوند آن ها را قرارداده تا او در دام شياطين گرفتار نشود اين قسمت را حتما تجربه كنيد و ارتباط خود را با خدا بيشتر كرده و از او بخواهيد كه شما را در ترك اين عشق ياري كند.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; 15-به خوداميدوار بوده ومصمم باشيد كه در اين اقدام موفق خواهيد شد. تلقين مثبت را هرگز فراموش نكنيد، هر روز اين جمله را كاملا به صورت جدي و مصمم تكرار كنيد كه من با كمك خدا مي توانم اين عشق را كنار بگذارم .&lt;br /&gt; 16-از خداوند وائمه ي اطهار (عليهم السلام) كمك بگيريد .&lt;br /&gt; 17- توبه يعني تولد دوباره و باز كردن فصل جديد در زندگي.&lt;br /&gt; 18- براي ترك گناه روحيه اي شاد و همراه با نشاط لازم است و با نا راحتي و نا اميدي به جنگ گناهان نمي روند .&lt;br /&gt; 19- در خانه خدا هميشه به روي بندگانش باز بوده وخداوند از بازگشت بنده اش بسيار خوشحال مي گردد.&lt;br /&gt; 20-فراموش نكنيد بهترين كار كنترل افكار مخربي است كه سراغتان مي آيد پس براي زندگي خود برنامه ريزي داشته باشيد واز تنهايي وبيكاري جدا پرهيز كنيد.&lt;br /&gt; 21- ازدواج بهترين گزينه است روي آن فكر كنيد.&lt;br /&gt; 22-تلقين در جهت منفي و مثبت اثر خود را به همراه دارد و شما سيگنال هاي منفي را كنار گذاشته و پيامهاي مثبت به خود ارسال كنيد.&lt;br /&gt; 23- هر كاري كه عادت انسان شده باشد يك شبه قابل تغيير نيست پس خود را بشناسيد و طبق ظرفيت هاي وجودي خود اقدام به ترك اين عادت بنماييد.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://AMOUZEH.ParsiBlog.com/Posts/863/%da%af%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1+%d8%b9%d8%b4%d9%82/" title="گرفتار عشق" type="text/html" />
<author><name>سيد مصطفي علم خواه</name></author>
</entry>

<entry>
<id>tag:AMOUZEH.ParsiBlog.com/Posts/862/%d8%a7%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%86+%d8%ae%d9%88%d8%a8%d8%8c+%d8%a7%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%86+%d8%a8%d8%af/</id>
<updated>Tue, 17 Apr 2012 12:44:00 GMT</updated>
<title type="text">انسان خوب، انسان بد</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt;&lt;strong&gt;انسان يعني چه و انسان خوب كيست؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt;انسان در جهان بيني اسلامي داستاني شگفت دارد. انسانِ اسلام تنها يك حيوان مستقيم القامه كه ناخني پهن دارد و با دو پا راه مي&amp;zwnj;رود و سخن مي&amp;zwnj;گويد نيست؛ اين موجود از نظر قرآن ژرف&amp;zwnj;تر و مرموزتر از اين است كه بتوان آن را با اين چند كلمه تعريف كرد. &lt;br /&gt; از نظر قرآن انسان همه&amp;zwnj;ي كمالات را بالقوّه دارد و بايد آنها را به فعليت برساند و اين خود اوست كه بايد سازنده و معمار خويشتن باشد. شرط اصلي وصول انسان به كمالاتي كه بالقوّه دارد &amp;laquo;ايمان&amp;raquo; است. از ايمان، تقوا و عمل صالح و كوشش در راه خدا برمي&amp;zwnj;خيزد. به وسيله&amp;zwnj;ي ايمان است كه علم از صورت يك ابزار ناروا در دست نفس اماره خارج مي&amp;zwnj;شود و به صورت يك ابزار مفيد درمي&amp;zwnj;آيد. &lt;br /&gt; پس انسان حقيقي كه خليفة الله است، مسجود ملائكه است، همه چيز براي اوست و بالأخره دارنده&amp;zwnj;ي همه&amp;zwnj;ي كمالات انساني است، انسانِ به علاوه&amp;zwnj;ي ايمان است نه انسانِ منهاي ايمان. انسانِ منهاي ايمان، كاستي گرفته و ناقص است. چنين انساني حريص است، خونريز است، بخيل و ممسك است، كافر است، از حيوان پست&amp;zwnj;تر است. &amp;lt;** ادامه مطلب... **&amp;gt;&lt;br /&gt; در قرآن آياتي آمده است كه روشن مي&amp;zwnj;كند انسانِ ممدوح چه انساني است و انسانِ مذموم چه انساني است. از اين آيات استنباط مي&amp;zwnj;شود كه انسانِ فاقد ايمان و جدا از خدا انسان واقعي نيست. انسان اگر به يگانه حقيقتي كه با ايمان به او و ياد او آرام مي&amp;zwnj;گيرد بپيوندد دارنده&amp;zwnj; همه&amp;zwnj;ي كمالات است و اگر از آن حقيقت ـ يعني خدا ـ جدا بماند درختي را ماند كه از ريشه&amp;zwnj;ي خويشتن جدا شده است. ما به عنوان نمونه دو آيه را ذكر مي&amp;zwnj;كنيم: &lt;br /&gt; ـ وَ الْعَصْرِ ـ إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ ـ إِلاَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ.[1] &lt;br /&gt; &amp;laquo;سوگند به عصر، همانا انسان در زيان است، مگر آنان كه ايمان آورده و شايسته عمل كرده و يكديگر را به حق و صبر و مقاومت توصيه كرده&amp;zwnj;اند.&amp;raquo; &lt;br /&gt; ـ وَ لَقَدْ ذَرَأْنا لِجَهَنَّمَ كَثِيراً مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا يَسْمَعُونَ بِها أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ.[2] &lt;br /&gt; &amp;laquo;همانا بسياري از جنّيان و آدميان را براي جهنم آفريده&amp;zwnj;ايم (پايان كارشان جهنم است)، زيرا دل&amp;zwnj;ها دارند و با آنها فهم نمي&amp;zwnj;كنند،&amp;zwnj;چشم&amp;zwnj;ها دارند و با آنها نمي&amp;zwnj;بينند، گوش&amp;zwnj;ها دارند و با آنها نمي&amp;zwnj;شنوند. اينها مانند چهارپايان بلكه راه گم كرده ترند.&amp;raquo; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt;يک بخش هم صفات است که به خوب و بد بودن انسان مربوط مي شود. انسان خوب يعني کسي که صفات و ملکات ارزشي خوبي در وجود او هست و انسان بد کسي است که رزايل اخلاقي در او شکل گرفته است. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt;البته عقايد هم صحيح و فاسد دارد انديشه نيز قابل ارزيابي است. همه باورها و انديشه ها درست و با ارزش نيستند، براي خوب شدن بايد در خوراک علمي و شناختي و باورها هم تامل فراوان کرد. انتخاب ها و انگيزه ها خيلي مهم هستند. نيت حتي از خود عمل در شکل دهي شخصيت انسان موثر تر است. انگيزه الهي است که انسان ساز است. عمل هم خيلي مهم است. شخصيت انسان تحت تاثير اعمال شکل مي گيرد. همه اين مولفه ها در خوب يا بد بودن انسان موثر هستند. پس براي خوب بودن بايد براي تمامي ابعاد وجودي انسان برنامه ريزي و مراقبه داشت. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt;&lt;br /&gt; موجود چند بُعدي &lt;br /&gt; از آنچه گفته شد معلوم شد كه انسان با همه&amp;zwnj;ي وجود مشتركي كه با ساير جاندارها دارد، فاصله&amp;zwnj;ي عظيمي با آنها پيدا كرده است. انسان موجودي مادي ـ معنوي است. انسان با همه&amp;zwnj;ي وجوه مشتركي كه با جاندارهاي ديگر دارد، يك سلسله تفاوت&amp;zwnj;هاي اصيل و عميق با آنها دارد كه هر يك از آنها بُعدي جداگانه به او مي&amp;zwnj;بخشد و رشته&amp;zwnj;اي جداگانه در بافت هستي او به شمار مي&amp;zwnj;رود که براي ارزيابي درباره خوب و بد بايد همه اين ابعاد مورد بررسي و دقت قرار گيرد.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt;اين تفاوت&amp;zwnj;ها و ابعاد را در سه ناحيه مي توان شمارش کرد: &lt;br /&gt; 1. ناحيه&amp;zwnj; ادراك و كشف خود و جهان. &lt;br /&gt; 2. ناحيه&amp;zwnj; جاذبه&amp;zwnj;هايي كه بر انسان احاطه دارد. &lt;br /&gt; 3. ناحيه&amp;zwnj; كيفيّت قرار گرفتن تحت تأثير جاذبه&amp;zwnj;ها و انتخاب آنها. &lt;br /&gt; ----------------------------&lt;br /&gt; [1] . سوره&amp;zwnj;ي عصر. &lt;br /&gt; [2] . اعراف / 179.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://AMOUZEH.ParsiBlog.com/Posts/862/%d8%a7%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%86+%d8%ae%d9%88%d8%a8%d8%8c+%d8%a7%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%86+%d8%a8%d8%af/" title="انسان خوب، انسان بد" type="text/html" />
<author><name>سيد مصطفي علم خواه</name></author>
</entry>

<entry>
<id>tag:AMOUZEH.ParsiBlog.com/Posts/861/%d8%a8%d8%af%d8%ad%d8%ac%d8%a7%d8%a8%d9%8a+%d9%88+%d8%ad%d9%81%d8%b8+%d8%ae%d9%88%d8%af+%d8%af%d8%b1+%d8%ac%d8%a7%d9%85%d8%b9%d9%87/</id>
<updated>Sat, 17 Mar 2012 13:32:00 GMT</updated>
<title type="text">بدحجابي و حفظ خود در جامعه</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: normal;&quot;&gt;براي مبارزه با نفس خود در اين وضع بي حجابي چه كنيم كه به گناه آلوده نشيم؟&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt;هميشه سعي كنيد به بهترين راهكار بينديشيد ،بعضي پيشنهاد كنار كشيدن وانزوا طلبي را (!!) مي دهند ، وحال آنكه اين را نه عقل مي پذيرد ونه شرع ونه راه درمان است،اين موضوع ،يعني تحريك شهوت به خاطر وجود صحنه هاي گناه ،مربوط به الآن وامروز نيست ،بلكه ازهمان روز اول خلقت انسان شروع شده وهمچنان ادامه دارد؛ درگيري بين عقل وشهوت ؛مربوط به سرشت وخلقت انسان است و چگونگي رفتار ما با اين موضوع شخصيت ما را آشكار مي كند، شرع به كمك ومدد عقل آمده تا انسان را از افتادن در گودال عظيم شهوت ، خلاصي بخشد ؛راهكارهايي براي نجات شخص از افتادن در ورطه عذاب وگناه وجود دارد كه به بعضي از آنها اشاره مي كنيم .&lt;br /&gt; الف -علاقه به زيبارويان تمايل و كشش روحى انسان به طرف زيبايى&amp;rlm;ها امرى&amp;rlm;فطرى است. نگاه به نامحرم و ديدن صحنه هاي مبتذل وسكس هم چنين نگاه&amp;rlm;هاى ديگرى كه همراه با ريبه ( خطر وقوع در گناه و مفسده ) باشد از نظر شرعى ممنوع است. شما بايد بين اين دومقوله را تفكيك نموده و بر مدار آن حركت كنيد. چه خوب گفته اند: به چشمانت بياموزكه هركس وهر چيزي شايسته ديدن نمي باشدزيرا گاهي يك نگاه كافي است تا شراره شهوت را فروزان كند و خواب وخوراك وتحصيل و فكر را از انسان بگيرد و شب و روز او را صرف در اموري كند كه جز پشيماني سود ديگري ندارد. علت حرمت ديدن عكس و تصوير زنان نامحرم در صورتي كه داراي تحريك كنندگي باشد امر واضحي به نظر مي رسد.&amp;lt;** ادامه مطلب... **&amp;gt;&lt;br /&gt; شخصي كه در آستانه بلوغ قرار گرفته است اگر چشم خويش را كه مهمترين ورودي تحريك شهوت است كنترل كند در حقيقت راه را بر بي بندوباري و اعمال بي ضابطه جنسي بسته است. سازو كار محرم و نامحرمي يكي از مهمترين احكام اسلامي براي كنترل و ايجاد امنيت براي انسان در جهت عدم انحراف و غليان شهوت جنسي است. كدام فرد منصف، روانشانس و جامعه شناسي گفته است كه نگاه به تصاوير مستهجن ويا نگاه به دختران بي حجاب خياباني در جلوگيري از روابط نامشروع ويا انحرافات جنسي نقش موثر دارد؟ آزادي بي حد وحصري كه امروزه در غرب وجود دارد فغان دانشمندان دلسوز اين جوامع را در آورده است. كانون خانواده ها براثر همين آزاديهاي لجام گيسخته متلاشي مي گردد. آيا تصور نمي كنيد كه ديدن يك صحنه زننده وخلاف عفت، شهوت جوانان را شعله ور تر ساخته وآنان را به سوي فساد وانحرافات جنسي سوق ندهد؟&lt;br /&gt; ب - قران كريم در اين مورد مي فرمايد:&amp;laquo; قُلْ لِلْمُؤْمِنينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ يَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِكَ أَزْكى&amp;rlm; لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبيرٌ بِما يَصْنَعُونَ(النور : 30) به مؤمنان بگو چشمهاى خود را (از نگاه به نامحرمان) فروگيرند، و عفاف خود را حفظ كنند اين براى آنان پاكيزه&amp;rlm;تر است خداوند از آنچه انجام مى&amp;rlm;دهيد آگاه است! &amp;raquo;. همان گونه كه در قران كريم اشاره شده است نتيجه مستقيم كنترل چشم ، كنترل شهوت و حفظ حيا و عفت است. اگر نگاه به نامحرم كنترل نشود (يغضوا من ابصارهم) ، كنترل شهوت نيز امكان پذير نخواهد بود( يحفظو فروجهم).و نتيجه اساسي انحراف جنسي همان طور كه در آيه بعدي به ان تصريح شده است عدم رسيدن به سعادت دنيوي و اخروي است.(لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ ).[ نور، 31]ايجاد زمينه گناهان و انحرافات جنسي تبعات بسيار مخربي را بر تعالي و ترقي دنيوي و اخروي انسانها به جا مي گذارد كه ريشه همه اين گناهان در انحرافات ناشي از نگاه گناه آلود و مفسده انگيز است. قرآن كريم با ممنوع كردن نگاه شبه ناك و مفسده انگيز ريشه انحرافات اخلاقي و اجتماعي و شخصي را از بين برده است.&lt;br /&gt; كنترل نگاه سبب بازشدن چشم بر شگفتي هاي خلقت، زيادي حكمت و علم، آسايش روان، امان از هلاكت و گناه و بازدارنده خواهش هاي نفس است. و هر كه نگاهش پاك شود صفاتش نيكو مي گردد. امام رضا عليه السلام در پاسخ يكي از يارانشان در اين موضوع فرمودند:نگاه كردن به نامحرم به اين علت حرام شده است كه باعث تحريك به فساد و ارتكاب اعمال حرام و ناشايست مي شود. پيامبر مكرم اسلام صلوات الله عليه:هركه چشم خود را از حرام پركند خداوند در روز قيامت چشم او را از آتش پرگرداند.پيامبر مكرم اسلام از قول پروردگار خود؛نگاه به نامحرم از تيرهاي زهر آلود ابليس است .هر كه از ترس من آن را ترك كند در عوضش ايماني به او دهم كه حلاوت آن را در دل خويش بيابد.&lt;br /&gt; پيامبر مكرم اسلام صلي الله عليه وآله مي فرمايند : هيچ مسلماني نيست كه نگاهش به زني بيفتد و چشم خود را پايين اندازد مگر اينكه خداي متعال به او توفيق عبادتي دهد كه شيريني آن را در دل خويش بيابد&lt;br /&gt; ج - در مورد اينكه چه بايد كرد؟&lt;br /&gt; 1- نياز جنسي مانند نياز به آب و غذا از نيازهايي است كه بايستي از روش صحيح ارضا گردد. شكل گيري و غليان نياز جنسي در انسان با بلوغ جنسي آغاز مي شود و در همين زمان است كه نيازمند قوانيني براي نظام مند كردن اين نياز فطري و غريزي هستيم. ازدواج را آسان كنيد وبرخود سخت بودن آن راتلقين نكنيد ،بلكه باتوكل بر خدا سختي هاي آن را از ميان برداريد. راه نزديك كنترل غريزه ي جنسي ازدواج است. اما براي كساني كه امكانات ازدواج ندارند و يا ازدواج نموده اند، براي هدايت و كنترل خود بايد خويشتن داري كنند&amp;laquo;وَ لْيَسْتَعْفِفِ الَّذينَ لا يَجِدُونَ نِكاحاً حَتَّى يُغْنِيَهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ؛و كسانى كه امكانى براى ازدواج نمى&amp;rlm;يابند، بايد پاكدامنى پيشه كنند تا خداوند از فضل خود آنان را بى&amp;rlm;نياز گرداند&amp;raquo;.&lt;br /&gt; 2- مطمئنا خودتان هم مي دانيد كه بايد جلوي زمينه بروز گناه گرفته شود.مثلا زمانهايي كه احساس تنهايي مي كنيد را شناسايي و سعي نمايد در آن ساعت براي خود برنامه داشته باشيد.آنچه در اين راه حرف اول و اساسي را مي زند خواستن شماست زيرا اگر بخواهيد به راحتي مي توانيد زمينه و محيط آماده گناه را تغيير دهيد و از هر چه شما را بسمت رفتارهاي گذشته سوق مي دهد دوري كنيد.در كنار اين تغيير موقعيتي بايد براي كنترل غريزه هم برنامه داشته باشيد.افراد با هر شرايطي و موقعيتي ممكن است مغلوب اين غريزه گردند. لذا مبارزه با اين نيرو همان تعبير زيباي پيامبر(ص) است كه فرمودند جهاد اصغر همان جنگيدن در ظاهر و با دشمن ظاهري است. اما جهاد اكبر مبارزه با هواي نفس و شيطان درون است. مبارزه در اين ميدان بسيار سخت تر است. ولي اگر از اين ميدان سربلند و پيروز بيرون بياييد كاري كرده ايد كارستان. يكي از زيباترين فرازهايي كه در نهج البلاغه آمده، اين جملات دلنشين است: مجاهدي كه در راه خدا به شهادت رسيده&amp;zwnj;است، پاداشش بيشتر از كسي نيست كه قدرت بر گناه دارد؛ ولي عفاف مي&amp;zwnj;ورزد (ودامنش را به گناه آلوده نمي&amp;zwnj;كند)؛ نزديك است كه&amp;zwnj;انسان پاكدامن فرشته&amp;zwnj;اي از فرشتگان باشد.لذا اين فرمايشات نشان از قوي بودن اين نيرو و هواهاي نفساني دارد و گاهي فرد بر اثر غفلت مرتكب اعمالي مانند شما مي شود و بجاي اينكه بر اين نيرو غلبه يابد مغلوب آن مي شود. دوست خوبم درست است كه در جامعه امروزي، و شرايطي مثل شما كنترل غريزه جنسي كار سختي است، ولي غير ممكن نيست و شدني است. مخصوصا براي شما كه در سن جواني هستيد زيرا همان طور كه غريزه جنسي جوان قوي است به همان ميزان از اراده اي قوي و نيرويي مثال زدني هم برخوردار است. مطمئن باشيد كه اين كار شدني است و شما هم مي&amp;zwnj;توانيد.زماني شما مي توانيد بار ديگر مرتكب اين رفتار نشويد كه عاجزانه از خداوند درخواست كمك نماييد و باور كنيد كه همة كارها به دست اوست.&lt;br /&gt; 3- دعا و طلب كمك از خدا و همچنين توسل به ائمةاطهارعليهم السلام:&lt;br /&gt; حضرت يوسف (ع) با آن همه قداست و پاكي&amp;zwnj;اش، هنگامي&amp;zwnj;كه با وسوسة شيطاني زنان مصري روبرو شد، دست دعا به درگاه الهي بلند كرد وگفت: پروردگارا! زندان برايم محبوب&amp;zwnj;تر است از آنچه اين زنان مرا بدان فرا مي&amp;zwnj;خوانند و اگر مكر و نيرنگشان را از من باز نگرداني، به آنان متمايل خواهم شد و از جاهلان خواهم بود.خداي مهربان هم دعاي او را مستجاب كرد و او را از شر زليخا و بقية زنان مصري نجات داد. جالب اينجاست كه يكي از خواسته&amp;zwnj;هاي امامان معصوم (ع) از خدا، توفيق حفظ پاكدامني بوده است. امام صادق (ع) در دعاي خويش در ماه مبارك رمضان چنين مي&amp;zwnj;فرمايد: خداوندا از تو درخواست مي&amp;zwnj;كنم توفيق فروانداختن چشم (از گناه) و محافظت از نيروي جنسي را به من عنايت فرمايي. پس بجاست كه ما هم به تبعيت از آن بزرگواران، هميشه از خدا بخواهيم كه در برابر وسوسه&amp;zwnj;هاي شيطان، ما را تنها نگذارد و كمكمان كند تا بر اين دشمن قسم خورده&amp;zwnj;مان غلبه كنيم.&lt;br /&gt; 4- پرهيز از افكار آلوده :همانطور كه ميدانيد آدمي كارگاه توليد فكر است كه از منبعي به نام ضمير ناخود آگاه سرچشمه مي گيرد ضمير ناخود آگاه چنان قدرتي دارد كه اگر از آن غافل شويم مي تواند سرنوشت ما را بدست گرفته و آن را به هر جايي كه دوست دارد ببرد و ما را درگير موضوعات خاصي مي نمايد و فضاي ذهن را پر مي كند. امام صادق(ع) مي فرمايد: عيسى به اصحاب خود گفت:... موسى به شما دستور داد كه زنا نكنيد و من به شما دستور مى&amp;rlm;دهم كه فكر زنا هم در سر نپرورانيد تا چه رسد به اين كه زنا كنيد زيرا كسى كه خيال زنا كند مانند كسى است كه در خانه&amp;rlm;اى نقش و نگار شده، دود و آتش به پا كند. چنين كارى گرچه خانه را نمى&amp;rlm;سوزاند ولى زينت و صفاى آن را مكدر كرده و فاسد مى&amp;rlm;كند&amp;raquo; فكر و خيال بسياري از مواقع فرد را به سمت گناه مي كشاند.&lt;br /&gt; 5- پرورش معنويت و تقويت ايمان: اما آن چه بيش از همه ضروري است و به صورت زيربنايي در شخصيت و رفتار جوان مؤثر است تقواي الهي است. ما در عصري زندگي مي&amp;zwnj;كنيم كه جهان به شدت در ماديات فرو رفته و يك سره غرق در جاذبه&amp;zwnj;هاي نفساني و امور شهواني گرديده است. در شرايط كنوني، خلأ عظيم و هولناكي از اخلاق و معنويت پديد آمده و تمامي مشكلات انسان&amp;zwnj;ها نيز از همين جا ناشي شده است. اگر با تقويت ايمان و نيروي اراده، باورها و اعتقادات جوان تقويت گردد، بدون شك بخشي از مشكلات وي به ويژه در زمينة مسايل اخلاقي و شهوت و غريزة جنسي درمان مي&amp;zwnj;شود. اگر جوان از ته دل باور نمود كه تمام اعمال و رفتار او را خدا مي&amp;zwnj;بيند و بر اساس عملكرد افراد به آن&amp;zwnj;ها پاداش مي&amp;zwnj;دهد و اساساً سعادت و خوشبختي انسان به دست خودش مي&amp;zwnj;باشد، در اين صورت احتمال اينكه مرتكب گناه نشود بسيار زياد است.&amp;zwnj; يقين داشته باشيد، تا زماني كه نيروي ايمان و تقوا در وجود انسان بارور و تقويت نگردد، هيچ ضمانتي از شهوت و انحرافات اخلاقي وجود ندارد. به خصوص در وضعيت كنوني كه عوامل تحريك كننده بسيار زياد است. بنابراين قبل از هر چيزي سعي كنيد نيروي ايمان و تقوا را در وجود خويش بارور كنيد. اگر فكر و ذهن شما متوجه خدا باشد و هميشه نماز خود را اول وقت انجام دهيد، خداوند شما را ياري مي&amp;zwnj;كند تا از هر گناهي مصون بمانيد و به درستي كه نماز انسان را از هر گونه آلودگي و عمل زشت و گناه دور نگه مي&amp;zwnj;دارد.&lt;br /&gt; 6- ارزش گذاري براي خود وتوجه به كرامت ذات و تقويت ارزش&amp;zwnj;هاي انساني: اگر انسان توجه كند كه موجود گرانبها و بي همتايي است و از علم، كمال و جمال الهي برخوردار است و مقامي بس بلند و رفيع دارد، اخلاق رذيله و ارتكاب گناه را ارزان فروشي خويش مي&amp;zwnj;داند و طبعاً از آنها بيزار خواهد بود. &lt;br /&gt; -امام علي -عليه السلام- فرمودند:&amp;laquo; هر كه براي خود احترام قائل باشد خواهش هاي نفسانيش در نظرش بي ارزش باشد&amp;raquo;. لازم است بدانيد نقطه محوري رفتار انسان و سطح نشاط رواني، ميزان &amp;laquo;حرمت خود&amp;raquo; است يعني امتيازي كه فرد به خود مي&amp;zwnj;دهد. همانگونه كه در روايات آمده است اگر كسي براي خود ارزش كمي قائل باشد، آسانتر دست به گناه خواهد زد و (اگر گرد گناه هم نرود) احساس گناه و خطاي دائمي را خواهد داشت.&lt;br /&gt; 7- تلاوت قرآن: بى&amp;rlm;شك انس با قرآن، تلاوت، تدبر و تفكر در مضامين آن و پند گرفتن از آيات نوراني آن بسيار كارگشا است.همة آنچه بيان شد، به نحوي مي&amp;zwnj;تواند در پيشگيري از انحرافات اخلاقي و طغيان شهوت و غريزة جنسي نقش داشته باشند.&lt;br /&gt; 8- عاقبت انديشي: يكي از موانع مهم تهذيب نفس و يكي از علل انجام گناه غفلت و بي&amp;zwnj;خبري است. اگر ما در شبانه روز سرگرم زندگي دنيا باشيم و ياد خدا و مرگ را فراموش كنيم و اگر ساعتي در كارهاي خود و عواقب آن انديشه نداشته باشيم، به احتمال قوي گرفتار گناه و معصيت مي&amp;zwnj;شويم و اگر به دستورات الهي توجه داشته باشيم و حساب و كتاب قيامت را همواره در نظر داشته باشيم، مسلماً خود را آلوده به گناه و معصيت نخواهيم كرد. براي مقابله با نفس و انگيزه هاي شيطاني بايد از راه انديشه ي درست، انگيزه هاي رحماني را ايجاد و يا دقيق تر بگوييم بيدار و هوشيار كرد. حضرت علي ـ عليه السّلام ـ فرمود: هر كس كه قلبش را با تداوم فكر و انديشه، آباد سازد، افعالش در باطن و ظاهر خوب خواهد شد.&lt;br /&gt; 9- پرهيز از هرزه بيني : هرزه بيني نه تنها بر ذهن فرد تاثير مخرب مي گذارد بلكه افراد را تشويق مي كند تا از نظر جنسي بيشتر حالت سلطه جو و پرخاشگر داشته باشند. ديدن عكس ها و فيلم هاي مبتذل، به ويژه جوانان را، در يك حال تحريك دائم قرار مي دهد تحريكي كه سبب كوبيدن اعصاب آنان و ايجاد هيجان هاي بيمارگونه عصبي مي شود وحتي گاهي سرچشمه امراض رواني مي گردد. اين گناه، پيوند انسان با خدا را سست و در صورت استمرار، اين پيوند را قطع و ايمان او را زايل مي گرداند؛ غريزه جنسي انسان را به طور افراطي تحريك كرده؛ او را از فعاليت هاي مثبت انساني بازداشته؛ به سمت ارتكاب فحشا و منكرات سوق مي دهد. بدين وسيله انسانيت انسان كه سرمايه وجودي انسان است را از او سلب مي كنند.&lt;br /&gt; 10- به نماز اهميت فوق العاده بدهيد و نماز اول وقت را فراموش نكنيد. همان طور كه مي دانيد نماز انسان را از فحشاء و منكرات باز مي دارد و اين وعده حق الهي است ، در يكي از بيانات نوراني حضرت علي عليه السلام ( وصيت نامه- 47-) آمده است :&lt;br /&gt; اللَّه اللَّه فى الصلاة فانها عمود دينكم خدا را خدا را در باره نماز، چرا كه ستون دين شما است.در اين بيان, ضمن تشبيه ظريفي كه بين نماز و &amp;laquo; عمود = ستون &amp;raquo; , برقرار شده , فرموده است :&lt;br /&gt; نماز ,ستون دين است ؛ در اينكه نماز ستون باشد , نكنه اين است كه : ستون براي هر شيئي اصل واساس ومحل اتكاء است و محافظت از آن شرط اساسي براي محافظت از &amp;laquo; كل &amp;raquo; است. &lt;br /&gt; اگر عمود خيمه در هم بشكند يا سقوط كند هر قدر طنابها و ميخهاى اطراف محكم باشد، اثرى در حفظ وسر پا ماندن خيمه ، ندارد.&lt;br /&gt; نماز براي برپايي دين شخص ، وايمان انسان به منزله عمود خيمه است؛ هنگامى كه ارتباط بندگان با خدا از طريق نماز از ميان برود، اعمال ديگر اثر خود را از دست خواهد داد. نماز، ستون دين و روح ايمان و وسيله نزديك شدن به خدا به شمار مى&amp;rlm;رود. و اقامه دين موقوف است بر آن، چنانكه درحديث مشهور نبوى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آمده است :&lt;br /&gt; الصّلوة عمود الدّين، ان قبلت قبل ما سواها و ان ردّت ردّ ما سواها. &lt;br /&gt; نماز ستون دين است ،اگر قبول شود ، بقيه اعمال نيز قبول مي شود واگر پذيرفته نشود، بقيه اعمال نيز قبول نمي شود.&lt;br /&gt; &amp;laquo;نكته پاياني&amp;raquo; &lt;br /&gt; بدانيم ما خليفه اي خدا هستيم و در اين مورد لازم است، روزها فكر و تأمل كنيم، رسيدن به اين درك چنان به ما ارزش مي دهد كه حتي لحظه اي وقت خود را بي جهت صرف نخواهيم نمود، تا چه برسد در گناه. بر روي اين مطلب فكر كنيم، فكر. ما براي كار ديگري به اين دنيا آمده ايم، اما كار ديگر مي كنيم!!!&lt;br /&gt; يادم نرود شيريني گناه مي رود و پيامد آن حسرت است- به اين مطلب اشاره نموده ايد-، اما عبادت براي ما انسانهاي كه خدا را نشناخته ايم سختي دارد، اما بعد شيريني به ارمغان مي آورد. به راستي اگرنگاهتان را بدون كنترل رها كرده باشيد ! چه ارمغاني براي شما داشته است؟!!!از اين به بعد هم همين را خواهد داشت. در پناه خدا و غرق دعاي حضرت صاحب الزمان- عليه السلام- باشيد.&lt;br /&gt; برادر گرامي، سعي كنيد هر چه سريعتر ازدواج كنيد و خود را از بسياري از مشكلات و بلاياي روحي و معنوي برهانيد. ما هم براي شما دعا مي&amp;zwnj;كنيم. موفق باشيد.&lt;br /&gt; منابع جهت مطالعه ي بيشتر؛&lt;br /&gt; 1. راز آفرينش، حميد رضا شاكرين، نشر معارف. &lt;br /&gt; 2. عوامل كنترل غرائز در زندگي انسان، حسين مظاهري،انتشارات مؤسسه نشر و تحقيقات ذكر.&lt;br /&gt; 3. كيمياي محبت، زندگي نامه ي رجبعلي خياط، دارالحديث.&lt;br /&gt; 4. تربيت جنسي/علي نقي فقيهي/دارالحديث.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://AMOUZEH.ParsiBlog.com/Posts/861/%d8%a8%d8%af%d8%ad%d8%ac%d8%a7%d8%a8%d9%8a+%d9%88+%d8%ad%d9%81%d8%b8+%d8%ae%d9%88%d8%af+%d8%af%d8%b1+%d8%ac%d8%a7%d9%85%d8%b9%d9%87/" title="بدحجابي و حفظ خود در جامعه" type="text/html" />
<author><name>سيد مصطفي علم خواه</name></author>
</entry>

<entry>
<id>tag:AMOUZEH.ParsiBlog.com/Posts/860/%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d9%8a+%d8%aa%d9%82%d9%88%d9%8a%d8%aa+%d8%b5%d8%a8%d8%b1+%d9%88+%d8%ad%d9%88%d8%b5%d9%84%d9%87/</id>
<updated>Sat, 17 Mar 2012 13:27:00 GMT</updated>
<title type="text">براي تقويت صبر و حوصله</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt;&lt;span&gt;چكار كنيم تا صبر و حوصله زيادي داشته باشيم؟&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;margin-bottom: 12pt;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt;از اينكه تصميم گرفته ايد در اين مسير الهي قدم بگذاريد و فردي صبور باشيد خوشحاليم و برايتان آرزوي موفقيت مي نمائيم قبل از ارائه پاسخ، توجه شما را به چند نكته جلب مي نمائيم:&lt;br /&gt; - صبر از مقامات سالكين و منازل دين و از مهم&amp;rlm;ترين زمينه&amp;rlm;هاى درك فيض و عنايت الهى است. تا جايى كه ائمه اطهار(ع) به واسطه صبر عظيمشان و عزم استوارشان به مقام شامخ ولايت و امامت نايل شدند &amp;laquo; وَ جَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا لَمَّا صَبَرُوا ...&amp;raquo; &amp;laquo; و از آنان امامان(و پيشوايانى) قرار داديم كه به فرمان ما(مردم را) هدايت مى&amp;rlm;كردند؛ چون شكيبايى نمودند ... &amp;raquo; (سجده، آيه&amp;rlm;ى 24)، يعنى ريشه امامت و رهبرى صبر است . &lt;br /&gt; - صبر هرگز به معنى تحمل بدبختيها و تن دادن ذلت و تسليم در برابر عوامل شكست نيست بلكه صبر و شكيبايى به معنى پايدارى و استقامت در برابر هر مشكل و هرحادثه است لذا رسول خدا صل الله عليه و آله براي صبر سه شاخه ترسيم نموده و براي هر يك از آنها پاداش مخصوصي ذكر نموده است.&lt;br /&gt; رسول خدا، صلّى اللّه عليه و آله فرموده اند :&lt;br /&gt; &amp;laquo;صبر سه گونه است: صبر نزد مصيبت است (پايدارى در برابر حوادث ناگوار و عدم خود باختگى و شكست روحى و ترك جزع وفزع)، صبر بر طاعت است (مقاومت در برابر مشكلاتى كه در راه طاعت وجود دارد)، صبر از معصيت (ايستادگى در برابر انگيزه هاى گناه و شهوات سركش و طغيانگر) . &lt;span&gt;&amp;lt;** ادامه مطلب... **&amp;gt;&lt;br /&gt; پس كسى كه صبر كند بر مصيبت تا آنكه برگرداند مصيبت و شدت آن را به نيكويى عزاى آن (يعنى با صبر جميل شدت مصيبت را ردّ كند)، بنويسد خدا براى او سيصد درجه، ما بين هر درجه تا درجه ديگر مثل ما بين آسمان و زمين است . و كسى كه صبر نمايد بر اطاعت، بنويسد خدا از براى او ششصد درجه، فاصله درجه اي تا درجه ديگر مثل فاصله قعر زمين تا عرش مي باشد . و كسى كه صبر كند بر معصيت، بنويسد خداوند براى او نهصد درجه، فاصله درجه اي تا درجه ديگر مثل فاصله منتهاى زمين تا منتهاى عرش مي باشد . (اصول كافي ج&amp;rlm;2 ص 91).&lt;br /&gt; عوامل افزايش دهنده صبر و تحمل:&lt;br /&gt; 1 .ايمان به هدف: ايمان به هدف محرك باطني و دروني است كه انسان را به سوي هدف مي&amp;rlm;كشاند و سختي&amp;rlm;ها و مشكلات را آسان و هموار مي&amp;rlm;نمايد و باعث مي شود تا انسان در گرفتاري&amp;rlm;ها با دلي مطمئن و آرام به راه خود ادامه &amp;rlm;دهد. هر چه ايمان به راهي كه مي رويم بيشتر باشد موفقيت و تحمل سختيها و مشكلات نيز در طول مسير آسانتر است. و خداوند نيز روشن بيني بيشتري به انسان مي&amp;rlm;دهد كه در انتخاب راه مضطرب و سرگردان نشود چنان كه در قرآن مي&amp;rlm;فرمايد: (وَالَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِينَّهُمْ سُبُلَنا - كساني كه در راه ما به جهاد برخيزند ما آنها را به راه&amp;rlm;هاي خود دعوت مي&amp;rlm;كنيم. عنكبوت 69)&lt;br /&gt; 2 .تقوا و پرهيزكاري: از موءثرترين رمزهاي موفقيت انسان كه راه برون رفت وي را در گرفتاري&amp;rlm;ها و مشكلات هموار مي&amp;rlm;سازد و صبر و استقامت او را در برابر مشكلات دوچندان، تقوا و پرهيزكاري است كه آيات بيشماري بر آن تأكيد مي&amp;rlm;ورزد. (وَمَنْ يتَّقِ الله يجْعَل لَهُ مِنْ أمْرِهِ يسراً - هر كس از خداي تقوا پيشه كند و پرهيزكار باشد خدا مشكلات كار او را آسان گرداند. طلاق 4). (يا أيهَا الَّذِينَ آمَنُوا اِن تَتَّقُوا الله يجْعَل لَكُمْ فُرْقاناً - اي اهل ايمان اگر خدا ترس و پرهيزكار شويد خدا به شما فرقان بخشد. انفال 29). همانطور كه گفتيم تقوا و دل بريدن از غير خدا باعث مي شود تعلقات انسان به اين دنيا اندك شود و در نتيجه تحمل سختيها و ناملايمات آسانتر.&lt;br /&gt; 3 .دنياشناسي: يكي ديگر از عوامل موفقيت و تمرين صبر شناخت صحيح دنيا است كه اين جهان گذرگاهي بيش نيست و محل پاداش و مجازات نمي&amp;rlm;باشد، و دانستن اينكه اين دنيا فاني است و انسان آفريده شده تا با آزمايش هاي مختلف الهي وجودش را صيقل داده و مستعدّ زندگي جاودانه نمايد. و خداوند انسان را در رنج و سختي آفريده و شادي و سلامت بدون غم و بيماري نيست. همانگونه كه خودش فرموده : لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ في&amp;rlm; كَبَدٍ (بلد/ 4) كه ما انسان را در رنج آفريديم(و زندگى او پر از رنجهاست)! &lt;br /&gt; 4- اميد قطعي به وعده الهي مبني بر گشايش سختي ها : &lt;br /&gt; اينكه انسان به اين وعده الهي كه فرموده: إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً &amp;laquo;(آرى) مسلّماً با(هر) سختى آسانى است &amp;raquo; (الشرح : 6)&lt;br /&gt; و همچنين توجه به اين حقيقت كه همه اين حوادث در پيشگاه خداوند رخ مي&amp;rlm;دهد و او از همه چيز آگاه است، كساني كه در يك مسابقه دشوار و طاقت فرسا شركت دارند همين كه احساس مي&amp;rlm;كنند جمعي از دوستانشان در اطراف ميدان مسابقه آنها را مي&amp;rlm;بينند تحمل مشكلات براي آنها آسان مي&amp;rlm;شود و با شوق و عشق بيشتري به نبرد با حوادث برمي&amp;rlm;خيزند. جايي كه حضور چند نفر تماشاچي چنين اثري در روح انسان بگذارد توجه به اين حقيقت كه خداوند مجاهدتهاي ما را در صحنه&amp;rlm;هاي آزمايش مي&amp;rlm;بيند عشق و شوري وصف ناپذيري براي ادامه اين جهاد در ما ايجاد خواهد كرد.( مكارم شيرازي، ناصر، تفسير نمونه، ج1، ص 532)&lt;br /&gt; 5 .تجربه تاريخي: توجه به تاريخ پيشينيان و بررسي عملكرد آنان در برابر آزمايشهاي الهي براي پندپذيري و آماده ساختن روح انسان نسبت به امتحانات پروردگار بسيار موءثر است اصولاً اگر انساني در مسايلي كه براي او پيش مي&amp;rlm;آيد احساس تنهايي كند از نيروي صبر و مقاومتش كاسته خواهد شد امّا توجه به اين حقيقت كه اين مشكلات و آزمايش&amp;rlm;هاي سخت الهي براي همه اقوام و ملتها در طول تاريخ وجود داشته است سبب افزايش نيروي پايداري انسان مي&amp;rlm;گردد و به همين دليل قرآن مجيد به طور مكرر براي دلداري پيامبر و تقويت روحيه او و موءمنان اشاره به تاريخ گذشتگان و حوادث دردناك زندگي آنها مي&amp;rlm;كند. (وَلَقَدْ كذّبت رُسل مِنْ قَبْلِكَ فَصَبَرُوا عَلي ما كُذِّبُوا وَاُوذُوا حتّي اتاهُمْ نَصْرُنا وَلا مُبَدِّلَ لِكَلماتِ الله وَلَقَدْ جاءَكَ مِنْ نَبإي المُرْسَلين - پيش از تو نيز پيامبراني تكذيب شدند و در برابر تكذيب&amp;rlm;ها، صبر و استقامت كردند و (در اين راه) آزار ديدند، تا هنگامي كه ياري ما به آنها رسيد(تو نيز چنين باش و اين يكي از سنت&amp;rlm;هاي الهي است) و هيچ چيز نمي&amp;rlm;تواند سنن خدا را تغيير دهد و اخبار پيامبران به تو رسيده است. انعام 34). &lt;br /&gt; در اين بين بهترين روش براي افزايش صبر و استقامت پيروي از مسير اهل بيت (ع) است. با مطالعه در سيره و روش زندگي آن بزرگواران، به روش برخورد با مشكلات و مصيبتهايي كه از جانب حكومتهاي جبّار بر آنان تحميل شد آشنا خواهيد شد. و همچنين در مواجه با مشكلات با توسل و استمداد، از آنان بخواهيد در پيشگاه الهي شفيع شما باشند تا خداي نكرده با كم صبري و كم طاقتي موجبات نارضايتي خداوند فراهم نشود.&lt;br /&gt; 6.بيشتر با افراد خوش خلق و صبور معاشرت كنيد.وبه رفتارهايي كه باعث بي صبري شما مي شود توجه نكنيد&lt;br /&gt; 7- ذكر &amp;laquo;لا حول و لا قوة الا بالله&amp;raquo; را زياد بر زبان جارى سازيد و سوره والعصر را زياد بخوانيد.ودعاى 24 صحيفه سجاديه &amp;laquo;يا من تحل به عقد المكاره&amp;raquo; و دعاى 58 آن را بخوانيد &lt;br /&gt; 8- رواياتى كه در فضيلت صبر رسيده حتما مطالعه كنيد. &lt;br /&gt; چراكه اگر كسى بداند ثواب صبر به مراتب بيشتر از چيزى است كه از دست داده، زيرا چيزى از دست داده كه جز در زندگى دنيا با او نمى&amp;rlm;ماند و چيزى بدست آورده كه بعد از مرگ ابد الدهر با او خواهد بود، در اينصورت مى&amp;rlm;تواند به راحتي صبر كند. (ترجمه&amp;rlm;اخلاق ص : 365 )&lt;br /&gt; 9- تقريبا در تمامي كتب اخلاقي بحث صبر مطرح گرديده كه براي اطلاع بيشتر مي توانيد به اين كتاب ها همچون معراج السعاده ملا احمد نراقي و چهل حديث امام خميني (ره ) مراجعه نمائيد .&lt;br /&gt; 10-به طور كلي تفكر و تامل در عواقب امور ، ديدن كمبود ها و نارسايي هاي ديگران و مقايسه با دارايي ها و شادي هاي خويش،تقويت روحيه ايثار و از خود گذشتگي و تواضع و دوري از تكبر و روزه گرفتن و ...از عوامل افزايش صبر است.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://AMOUZEH.ParsiBlog.com/Posts/860/%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d9%8a+%d8%aa%d9%82%d9%88%d9%8a%d8%aa+%d8%b5%d8%a8%d8%b1+%d9%88+%d8%ad%d9%88%d8%b5%d9%84%d9%87/" title="براي تقويت صبر و حوصله" type="text/html" />
<author><name>سيد مصطفي علم خواه</name></author>
</entry>

<entry>
<id>tag:AMOUZEH.ParsiBlog.com/Posts/859/%d8%b4%d8%b9%d8%b1%d9%8a+%d8%a8%d8%b3%d9%8a%d8%a7%d8%b1+%d8%b2%d9%8a%d8%a8%d8%a7+%d8%a7%d8%b2+%d9%82%d9%8a%d8%b5%d8%b1+%d8%a7%d9%85%d9%8a%d9%86+%d9%be%d9%88%d8%b1/</id>
<updated>Tue, 13 Mar 2012 13:03:00 GMT</updated>
<title type="text">شعري بسيار زيبا از قيصر امين پور</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;پيش از اين فكر ميكردم خدا&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;خانه اي دارد كنار ابر ها&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;مثل قصر&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;پادشاه قصه ها&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;خشتي از الماس خشتي از طلا&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;پايه هاي برجش از عاج و&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;بلور&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;بر سر تختي نشسته با غرور&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;ماه برق كوچكي از از تاج او&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;هر&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;ستاره پولكي از تاج او&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;اطلس پيراهن او آسمان&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;نقش روي دامن او&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;كهكشان &amp;lt;** ادامه مطلب... **&amp;gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;رعد و برق شب طنين خنده اش&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;سيل و طوفان نعره ي توفنده&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;اش&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;دكمه ي پيراهن او آفتاب&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;برق تير و خنجر او ماهتاب&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;هيچ كس&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;از جاي او آگاه نيست&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;هيچ كس را در حضورش راه نيست&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;پيش از اينها خاطرم&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;دلگير بود&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;از خدا در ذهنم اين تصويربود&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;آن خدا بي رحم بود و&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;خشمگين&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;خانه اش در آسمان دور از زمين&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;بود ،اما ميان ما&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;نبود&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;مهربان و ساده و زيبا نبود&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;در دل او دوستي جايي&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;نداشت&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;مهرباني هيچ معنايي نداشت&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; ... &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;هر چه ميپرسيدم از خود از&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;خدا&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;از زمين از اسمان از ابر ها&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;زود مي گفتند اين كار&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;خداست&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;پرس و جو از كار او كاري خطاست&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;هر چه مي پرسي جوابش آتش&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;است&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;آب اگر خوردي جوابش آتش است&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;تا ببندي چشم كورت مي كند&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;تا&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;شدي نزديك دورت ميكند&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;كج گشودي دست ،سنگت مي كند&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;كج نهادي پا ي لنگت&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;مي كند&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;تا خطا كردي عذابت مي دهد&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;در ميان آتش آبت مي كند&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;با&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;همين قصه دلم مشغول بود&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;خوابهايم خواب ديو و غول بود&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;خواب مي ديدم كه&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;غرق آتشم&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;در دهان شعله هاي سركشم&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;در دهان اژدهايي خشمگين&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;بر&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;سرم باران گرز آتشين&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;محو مي شد نعره هايم بي صدا&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;در طنين خنده ي خشم&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;خدا&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt; ...&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;نيت من در نماز ودر دعا&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;ترس بود و وحشت از خشم خدا&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;هر&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;چه مي كردم همه از ترس بود&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;مثل از بر كردن يك درس بود&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt; ..&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;مثل تمرين&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;حساب و هندسه&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;مثل تنبيه مدير مدرسه&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;تلخ مثل خنده اي بي&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;حوصله&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;سخت مثل حل صد ها مسئله&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;مثل تكليف رياضي سخت بود&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;مثل&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;صرف فعل ماضي سخت بود&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;تا كه يك شب دست در دست پدر&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;راه افتاديم به قصد&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;يك سفر&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;در ميان راه در يك روستا&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;خانه اي ديديم خوب و آشنا&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;زود&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;پرسيدم پدر اينجا كجاست&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;گفت اينجا خانه ي خوب خداست&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;گفت اينجا مي شود&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;يك لحظه ماند&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;گوشه اي ختوت نمازي ساده خواند&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;با وضويي دست ورويي تازه&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;كرد&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;گفتمش پس آن خداي خشمگين&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;خانه اش اينجاست ؟اينجا در&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;زمين؟&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;گفت :آري خانه ي او بي رياست&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;فرشهايش از گليم و&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;بورياست&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;مهربان و ساده و بي كينه است&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;مثل نوري در دل آيينه&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;است&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;عادت او نيست خشم و دشمني&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;نام او نور و نشانش روشني&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;خشم&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;نامي از نشاني هاي اوست&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;حالتي از مهرباني هاي اوست&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;قهر او از آشتي&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;شيرينتر است&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;مثل قهر مهربان مادر است&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;دوستي را دوست معني مي&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;دهد&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;قهر هم با دوست معني مي دهد&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;هيچ كس با دشمن خود قهر&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;نيست&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;قهري او هم نشان دوستي ست&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;تازه فهميدم خدايم اين&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;خداست&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;اين خداي مهربان و آشناست&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;دوستي از من به من نزديكتر&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;از&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;رگ گردن به من نزديكتر&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;آن خداي پيش از اين را باد برد&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;نام او راهم&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;دلم از ياد برد&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;آن خدا مثل خيال و خواب بود&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;چون حبابي نقش روي آب&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;بود&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;مي توانم بعد از اين با اين خدا&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;دوست باشم دوست ،پاك و بي&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;ريا&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;مي توان با اين خدا پرواز كرد&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;سفره ي دل را برايش باز&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;كرد&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;مي توان در بارهي گل حرف زد&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;صاف و ساده مثل بلبل حرف&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;زد&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;چكه چكه مثل باران راز گفت&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;با دو قطره صد هزاران راز&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;گفت&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;مي توان با او صميمي حرف زد&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;مثل ياران قديمي حرف زد&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;مي&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;توان تصنيفي از پرواز خواند&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;با الفباي سكوت آواز خواند&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;مي توان مثل&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;علف ها حرف زد&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;با زباني بي الفبا حرف زد&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;مي توان در باره ي هر چيز&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;گفت&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;مي توان شعري خيال انگيز گفت&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;مثل اين شعر روان و&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;آشنا&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;تازه فهميدم خدايم اين خداست&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;اين خداي مهربان و&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;آشناست&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;دوستي از من به من نزديك تر&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;از رگ گردن به من نزديك&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;تر&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;قيصر امين پور&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://AMOUZEH.ParsiBlog.com/Posts/859/%d8%b4%d8%b9%d8%b1%d9%8a+%d8%a8%d8%b3%d9%8a%d8%a7%d8%b1+%d8%b2%d9%8a%d8%a8%d8%a7+%d8%a7%d8%b2+%d9%82%d9%8a%d8%b5%d8%b1+%d8%a7%d9%85%d9%8a%d9%86+%d9%be%d9%88%d8%b1/" title="شعري بسيار زيبا از قيصر امين پور" type="text/html" />
<author><name>سيد مصطفي علم خواه</name></author>
</entry>

<entry>
<id>tag:AMOUZEH.ParsiBlog.com/Posts/858/%d8%a7%d9%87%d9%85%d9%8a%d8%aa+%d9%88+%d8%ac%d8%a7%d9%8a%da%af%d8%a7%d9%87+%d8%af%d8%b4%d9%85%d9%86+%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%d9%8a+%d8%af%d8%b1+%d9%82%d8%b1%d8%a2%d9%86/</id>
<updated>Tue, 13 Mar 2012 13:01:00 GMT</updated>
<title type="text">اهميت و جايگاه دشمن شناسي در قرآن</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt;&amp;nbsp;اهميت و جايگاه دشمن شناسي در قرآن&amp;nbsp;:&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt;&amp;nbsp;در بحث &amp;laquo;دشمن شناسي در قرآن&amp;raquo; به جايگاه شناخت دشمن در قرآن پرداخته مي شود و طي اين شناخت به واژگاني برخورد مي کنيم که شناخت دشمن را براي ما بهتر و راحت تر مي نمايد. در اين نوشتار، بيان خواهيم کرد که اصل مطرح شده در قرآن در خصوص برخورد با دشمنان، يک اصل هميشگي و دائمي است و در تمام ادوار قابل استفاده است. در قرآن به انواع دشمنان و در واقع به مراتب دشمني اشاره شده است. از اين رو، هر دسته از دشمنان داراي خصوصياتي منحصر به فرد مي باشند و راهکارهاي مبارزه مختص به خود دارند. پس براي مبارزه با آنها بايد سياست هاي اصولي خاصي را به کار گرفت و دچار افراط و تفريط نگرديم و تنها براساس موازين الهي عمل نماييم.&lt;br /&gt; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;***&lt;br /&gt; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;طرح مسئله&lt;br /&gt; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;با پيروزي انقلاب اسلامي، دشمنان اسلام بيش از پيش خود را براي مقابله با اسلام ناب آماده کردند. آنها همواره سعي نمودند تا از راه هاي گوناگون کيان و عظمت اسلام را متزلزل سازند; بنابراين براي دفاع از حريم اسلام و انقلاب اسلامي در مرحله اول بايد دشمن را شناسايي کرد و سپس با تاسي به اولياي الهي روش برخورد با آنان را آموخت; زيرا دشمن با چهره هاي گوناگون ظاهر مي شود و براي هر زماني بايد سلاحي متناسب با آن زمان را به کار گرفت.&lt;span&gt;&amp;lt;** ادامه مطلب... **&amp;gt;&lt;br /&gt; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;سوال هايي که در خصوص بحث &amp;laquo;دشمن شناسي&amp;raquo; در قرآن مطرح است، اين است که آيا براي شناخت دشمن فقط بايد به لفظ &amp;laquo;عدو&amp;raquo; بسنده کرد و يا اين که الفاظ ديگري هم راهگشاي اين بحث است؟ آيا اصول بيان شده در قرآن در همه ادوار قابليت اجرايي دارد؟ و آيا دشمنان در قرآن معرفي شده اند؟&lt;br /&gt; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;جايگاه شناخت دشمن در قرآن&lt;br /&gt; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;شناخت دشمن نقش مهم و اساسي در رويارويي انسان با دشمنان دارد، چرا که، اگر توان انسان در رويارويي بسيار باشد ولي اطلاعات کافي را در دست نداشته باشد شکست خواهد خورد، هر موجود زنده اي دشمن دارد و به ميزان گستردگي وجود خود با دشمن بيشتري رو به رو است.&lt;br /&gt; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;جمهوري اسلامي ايران، حکومتي است با روشي نو و مستقل که مردمان آگاه و مستعد آن، اين حکومت را پذيرفته اند و تا پاي جان در حراست از آن مي کوشند. چنان چه به چگونگي تشکيل اين حکومت و ابعاد آن توجه کنيم در خواهيم يافت که جمهوري اسلامي ايران به حتم دشمنان فراواني دارد چنان چه دشمن را به خوبي نشناسيم شکست ما حتمي خواهد بود; اما شناسايي دشمن جمهوري اسلامي ايران تا حدي دشوار است زيرا اين حکومت نوپاست و دشمنان ما سال ها به اندوختن تجربه و آموزش در به کارگيري فنون استتار و اختفاء پرداخته اند، پر واضح است که کشف و شناسايي آنان به راحتي و از راه هاي معمولي امکان پذير نمي باشد. پس در شناخت دشمن و اهداف و روش هاي آنان بايد مسير ديگري در پيش گرفت و آن، بهره جويي از معارف و هدايت قرآن کريم است که دشمن را به همراه نيرنگ هاي او به روشني در برابر ديدگان ما به تصوير کشيده و راه مقابله و پيروزي را نيز تبيين نموده است.&lt;br /&gt; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;نظر به اين که قرآن هم جامعيت دارد و هم جاودانگي، در مي يابيم که هيچ موضوع مهمي در راستاي هدايت انسان نيست که در قرآن از آن صحبت نشده باشد به خصوص موضوع مهمي همچون ساختار جامعه اسلامي و عواملي که به طور مثبت يا منفي در ساختار آن موثر است. با تاملي دقيق در آيات در خواهيم يافت که تا چه اندازه قرآن کريم نسبت به &amp;laquo;شناساندن دشمن&amp;raquo; حساسيت نشان داده است; به طوري که بيش از هزار و پانصد آيه از آيات قرآن پيرامون دشمن شناسي است. اين آيات، انواع دشمنان مومنان و نظام اسلامي، ابزار و شيوه هاي دشمن و راه هاي مقابله با آنان را به مسلمانان مي آموزد. قرآن کريم چهار گروه از دشمنان را نام برده است:&lt;br /&gt; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;laquo;شيطان و همراهان او&amp;raquo;، &amp;laquo;کفار&amp;raquo;، &amp;laquo;برخي از اهل کتاب خصوصا يهوديان&amp;raquo; و &amp;laquo;منافقين&amp;raquo;، که ما از اين چهار دشمن، به اسم دشمنان ايماني، خارجي &amp;ndash; سياسي و داخلي &amp;ndash; سياسي نام خواهيم برد. اما قبل از ورود به بحث بيان چند نکته ضروري مي نمايد:&lt;br /&gt; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;اصل مشابهت تاريخي اقوام&lt;br /&gt; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;ممکن است کسي بپرسد که مورد خطاب قرآن تنها اقوام گذشته بودند که در عصر نزول قرآن تا پايان آن دوره زندگي مي کرده اند نه نسل هاي آينده، در نتيجه قرآن براي همه عصرها و نسل ها سودمند و هدايت کننده نخواهد بود. برخي گمان مي کنند که هيچ ارتباطي بين شگردهاي دشمنان در گذشته با آن چه که امروز اتفاق مي افتد وجود ندارد و شناسايي روش دشمنان اوايل اسلام که در قرآن بيان شده است سودي براي شناخت تاکتيک هاي کنوني دشمن ندارد چه اين که فاصله گذشته و حال از هر جهت، از زمين تا آسمان است. ولي حقيقت آن است که اين يک برداشت سطحي است، چون قرآن علاوه بر اين که همه مسائل را بيان کرده، فراتاريخي هم مي باشد و قاعده &amp;laquo;جري&amp;raquo; و &amp;laquo;انطباق;&amp;raquo; اين که قرآن کتابي همگاني و هميشگي است و در غايب مانند حاضر جاري است و به آينده و گذشته مانند حال منطبق مي باشد، مورد تاييد و قبول همه مي باشد و در واقع، اين کتاب آسماني، صفت و اصل مهم &amp;laquo;مشابهت تاريخي اقوام&amp;raquo; را به رسميت مي شناسد. آيات سوره هاي بقره: /&lt;/span&gt;118 &amp;laquo;و قال الذين لا يعلمون لولا يکلمنا الله او تاتينآ ءايه کذ لک قال الذين من قبلهم مثل&amp;hellip;&amp;raquo; مومنون/ 44 و 81، مومن/ 5، سبا/ 24 و قصص / 58 بيانگر اصل &amp;laquo;مشابهت تاريخي اقوام&amp;raquo; مي باشند. از مجموع اين آيات در مي يابيم راهکارهايي که در قرآن براي شناسايي و برخورد با دشمنان بيان شده در هر زماني کاربرد و قابليت اجرايي دارد و با استعانت از آيات قرآن مي توانيم موضع گيري مناسب و عاقلانه اي در برابر دشمن داشته باشيم.&lt;br /&gt; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;واژه هاي کليدي مرتبط با شناخت دشمن در قرآن&lt;br /&gt; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;الف- عدو: در قاموس قرآن &amp;laquo;عدو&amp;raquo; به معناي دشمن است; آن هم دشمني که هم در دل با انسان عداوت دارد و هم در ظاهر مطابق آن رفتار مي کنند. به طور کلي، دو نوع دشمن وجود دارد: يکي آن که يک شخص به فرد ديگر عداوت دارد همراه با انگيزه عداوت و دشمني. ديگري اين که فرد با قصد و انگيزه عداوت نباشد بلکه داراي حالتي است که فرد مقابل از آن متاذي مي شود.&lt;br /&gt; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;ب- مکر: به معني خدعه و نيرنگ است. استاد مصطفي مراغي در تفسير خود مکرر اين گونه بيان کرده اند: &amp;laquo;مکر در اصل تدبير مخفي است که مکر شده را نسبت به آنچه که گمان نمي کرد مي کشاند و غالبا در تدبير سوء و ناپسند به کار مي رود.&amp;raquo;&lt;br /&gt; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;ج- کيد: به مفهوم حيله و نيرنگ، فريب دادن و کوشش کردن است. از اين جهت، به جنگ &amp;laquo;کيد&amp;raquo; گفته مي شود. کيد در هيچ زماني بدون تامل و انديشيدن به کار گرفته نمي شود.&lt;br /&gt; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;د- خدع: به معني فريب دادن و قصد بدي نسبت به ديگران داشتن است به گونه اي که از ديد طرف مقابل پنهان باشد. مراغي در تفسير اين آيه &amp;laquo;يخدعون الله و الذين ءامنوا&amp;hellip;&amp;raquo; مي گويد تعبير به &amp;laquo;مخادعه&amp;raquo; براي مبالغه است يا بيانگر تکرار و دوام &amp;laquo;خدعه&amp;raquo; و نيرنگ منافقان به مومنين است.&lt;br /&gt; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;هـ نفاق: به مفهوم مخفي کردن، کفر و تظاهر به ايمان است. منافق کسي است که با روش مرموز در جامعه نفوذ کند و از طريق ديگر فرار کند. علاوه بر واژه هاي فوق &amp;laquo;کفر، ضلل، صد و بطانه&amp;raquo; هم به بحث دشمن و شناخت دشمن در قرآن مرتبط مي باشد، همه اين واژه ها بيش از هزار بار در قرآن مطرح شده است که هر کدام از اين واژه ها و مشتقات آن ها به نوعي به شناخت دشمن مرتبط است و از طريق اين واژه ها، راه براي شناسايي دشمن هموارتر مي گردد. حال به بحث درباره انواع دشمن از نگاه قرآن مي پردازيم:&lt;br /&gt; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;1- دشمن ايماني (شيطان و بعضي از همسران و فرزندان)&lt;br /&gt; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;شيطان از ماده &amp;laquo;شطن&amp;raquo; به معناي فاصله گيرنده و دور شونده است، در لغت به هر موجود منحرف کننده، سرکش و اختلاف گر گفته مي شود. شيطان با نام هاي ابليس و خناس هم در قرآن مطرح شده، ابليس از &amp;laquo;بلس&amp;raquo; به معناي مايوس شده و خناس به معني پنهان شده و باز پس رفته مي باشد. با تحليل مفهومي از واژه شيطان و خناس در خواهيم يافت که اين دشمن حالت تهاجمي دارد و فاصله گرفتن او مبني بر واکنش آدمي است که با ياد خدا صورت مي پذيرد. شيطان دشمن قسم خورده و ديرينه انسان است که با اهداف خاصي به ميدان مي آيد و مبارزه اش حساب شده است، او از کمين گاه هايي که انسان در آن ها به دام مي افتد آگاه است و به هيچ چيز جز به اسارت در آوردن آدمي قانع نيست. او در پي اغواي همه آدميان جز مخلصان است.&lt;br /&gt; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;قرآن به صراحت مي فرمايد: &amp;laquo;ان الشيطن لکم عدو فاتخذوه عدوا&amp;hellip;&amp;raquo; اين که شيطان دشمن آدمي است يک مطلب است و اين که انسان بايد متوجه باشد و با هوشياري او را دشمن خويش بگيرد و در مقابل او ايستادگي و واکنش از خود نشان دهد، مطلب ديگري است. در بسياري از آيات قرآن کريم از شيطان به عنوان دشمني آشکار نام برده است.&lt;br /&gt; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;خصوصيات شيطان يا مهارت هاي او در به اسارت کشيدن انسان عبارتند از: زينت بخشي اعمال در نظر انسان (انفال/ 48، نحل/ 63;) القاي وسوسه (انعام/ 121، اعراف/ 20 &amp;ndash; 21، طه/ 120;) تباه کردن و گسستن پيوندها (اسراء/ 53;) راندن از پشت و زمامگيري از رو به رو (مجادله/ 19;) دستور دادن به منکرها (حشر/16، نور/ 21?)&lt;br /&gt; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;اما در برابر مهارت هاي شيطان، انسان به يکسري سياست هاي اصولي براي مبارزه با شيطان نياز دارد: گام اول کاوش و بازنگري در حوزه جان است براي شناخت بيماري ها در بعد رفتاري و شناخت کاستي ها و ضعف ها در بعد انديشه، گام دوم، درمان بيماري ها و تصحيح انديشه ها و ارزيابي باورها و در نهايت پيش گيري از آسيب ديدن و تلاش در بالندگي و عروج روح مي باشد. طبق آيات صريح قرآن انسان ابتدا بايد نگهبان جان خويش باشد تا از شر دشمن ايماني در امان باشد و در مرحله بعد بايد واکنش مناسب در مقابل هر نوع وسوسه دشمن داشته باشد سپس استعاذه و استغفار را در درگاه خداوند ترک نکند. و در مرحله آخر پايداري و برخورد خصمانه با اين نوع دشمن داشته باشد.&lt;br /&gt; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;اما دشمن ايماني در شيطان خلاصه نمي شود آياتي از قرآن مجيد بعضي از همسران و فرزندان را &amp;laquo;عدو&amp;raquo; معرفي کرده است. اما چرا بعضي از آن ها؟! مرحوم طبرسي(رحمه الله) در اين باره بيان مي دارند: &amp;laquo;برخي از همسران و فرزندان آرزوي مرگ انسان را دارند تا ثروت او را به ارث برند و مسلما هيچ دشمني براي انسان بدتر از آن نيست که آرزوي مرگ را براي انسان داشته باشد، برخي هم پدر و همسر را به خاطر سودجويي وسوسه مي کنند تا دست به گناه و ستم زند و مقررات خدا را در جهت هواهاي خود پايمال کند.&amp;raquo; هم چنين علامه طباطبايي(رحمه الله)در اين زمينه بيان کرده اند که &amp;laquo;بعضي از زناني که با همسران مومن خود دشمني مي ورزند بدان علت است که شوهرانشان ايمان دارند و عداوت به خاطر ايمان آن هاست، مي خواهند شوهران خود را از اصل ايمان و يا از اعمال صالحه اي که مقتضاي ايمان است منحرف کنند و شوهران زير بار نمي روند، قهرا زنان با آنها دشمني مي کنند چون دوست مي دارند شوهران به جاي علاقه مندي به راه خدا و پيشرفت دين به اولاد و همسران خود علاقه مند باشند و براي تامين آسايش آنان به دزدي و غصب مال مردم دست بزنند. در حقيقت، دشمن ايمان پدران و همسران خود مي باشند.&amp;raquo; خداوند متعال مومنان را چنين مورد خطاب قرار مي دهد که: &amp;laquo;در حقيقت برخي از همسران و فرزندان شما دشمنان شمايند، از آنان بر حذر باشيد&amp;hellip;&amp;raquo;&lt;br /&gt; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;با اين اوصاف دريافتيم که دشمن ايماني دشمني جدي است که ما چه بخواهيم چه نخواهيم با اين نوع دشمن دست به گريبانيم، پيامبر اکرم (صلي الله عليه وآله) در اين باره مي فرمايند: &amp;laquo;الا ان اعقل الناس عبد عرف ربه فاطاعه، و عرف عدوه فعصاه; آگاه باشيد! خردمندترين مردم بنده اي است که پروردگارش را شناخته، فرمانش برد و دشمنش را شناخته، نافرماني اش کند.&amp;raquo;&lt;br /&gt; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;2? دشمن خارجي &amp;ndash; سياسي (يهود، مشرک و کافر)&lt;br /&gt; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;برخي يهوديان به نام هاي عبرانيان و اسرائيلي ها هم خوانده شده اند، در قرآن بيش از همه اقوام ديگر از بني اسرائيل سخن گفته شده است و آن به علت شدت عناد و جهودشان نسبت به حق است، خداوند براي روشن و تبيين نمودن ابعاد دشمني آنها با حق در آيات بسياري از نعمت هاي مختلف الهي بر آن ها سخن گفته و سپس موضع آنها را در برابر اين نعمت ها بيان کرده است که چگونه ناسپاس و بهانه جو هستند.&lt;br /&gt; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;برخي از يهوديان ، آن قدر نيرنگ و توطئه از خود نشان داده که از حد و حصر خارج است. در همان روزهاي پيدايش، آن قدر با پيامبر عظيم الشان خود کج روي و بدرفتاري کردند که چندين مرتبه برايشان عذاب نازل شد. در سوره مائده يهوديان به عنوان دشمن ترين دشمنان معرفي شده اند: &amp;laquo;لتجدن اشد الناس عد وه للذين ءامنوا اليهود والذين اشرکوا&amp;hellip;&amp;raquo;&lt;br /&gt; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;از مشرکان نيز در آيه 82 سوره مائده به عنوان دشمن ترين دشمنان معرفي شده اند; چنان که کفار هم طبق آيات صريح قرآن کريم هرگز خيرخواه اهل حق نيستند (بقره/ 105)، در راه خدا موانعي را براي باز ماندن مسلمانان از اين راه ايجاد مي کنند (انفال/ 36)، سعي و تلاش مي کنند که اهل حق را به کفر برگردانند (نساء/ 89)، خيلي علاقه مند به غفلت مسلمانان مي باشند (نساء/ 102) و نهايت سعي و تلاش خود را براي نابودي حق دارند. طبق آيه 56 از سوره کهف، به طور کلي در سه آيه از قرآن کريم کافران به عنوان دشمن نام برده شده اند: نساء/ 101، ممتحنه/1 و صف. /14&lt;br /&gt; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;3- دشمن داخلي &amp;ndash; سياسي (منافق)&lt;br /&gt; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;منافق، کسي است که ظاهر و باطن او يکي نباشد و به اصطلاح &amp;laquo;دورو&amp;raquo; باشد. منافق اختصاص به اسلام ندارد بلکه آن دسته افراد دور از منطق و استدلال هستند که براي اغراض شخصي خود تا آن جا که شرايط اجازه مي دهد کارشکني مي کنند ولي به دوستي تظاهر مي نمايند.&lt;br /&gt; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;خطرناک ترين دشمن چه در مجموعه اعتقادات ديني و مذهبي و چه در ناحيه معاشرت هاي اجتماعي دشمن ناشناخته است، دشمن شناخته شده هر چند هم قوي و نيرومند باشد، ضررش کمتر و خيانت او قابل دفاع و جبران است زيرا هويت او معلوم و سوء قصد او روشن است، اما دشمن ناشناخته هر چه هم کوچک و ناتوان باشد چون نقابي از دوستي و محبت بر چهره دارد و شعار او شعار توده مردم است; ولي زير آن نقاب و لباس ظاهري، دلي مملو از کين و عداوت و خنجري زهرآلود و کشنده پنهان دارد و همواره منتظر فرصتي است تا به اغراض پليدش جامه عمل بپوشاند. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt;اسلام در طول تاريخ خود بيشترين ضربه را از منافقان خورده است. به همين دليل است که قرآن سخت ترين حملات خود را متوجه منافقان ساخته است و بزرگ ترين اعلام خطر را درباره آن دسته از دشمنان داشته است که مي فرمايد: &amp;laquo;هم العدو فاحذرهم&amp;raquo; طبق اين فراز نوراني، تنها منافقان دشمنان حقيقي هستند و بايد از آنان پرهيز نمود. بنابر گفته علامه طباطبايي(رحمه الله:) &amp;laquo;بدترين دشمن انسان آن کسي است که واقعا دشمن باشد و آدمي او را دوست خود بپندارد.&amp;raquo;&lt;br /&gt; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;خطر قشر &amp;laquo;منافقين&amp;raquo; براي اسلام و مسلمانان تا آن جاست که پيامبر(صلي الله عليه وآله) در مورد نقشه هاي خائنانه آنها مي فرمايد: &amp;laquo;من بر امتم نه از مومنان بيمناکم و نه از مشرکان; &amp;raquo; چرا که مومن ايمانش مانع ضرر او است، و خداوند مشرک را به جهت شرکش رسوا مي کند، &amp;laquo;ولي من از منافق بر شما مي ترسم که از زبانش علم مي ريزد و سخناني مي گويد که براي شما دلپذير است، اما اعمالي (در خفا) انجام مي دهد که زشت و بد است.&amp;raquo; در برخي از آيات قرآن منافقان بدتر از کفار تلقي شده اند: (نساء/ 145?) سر اين حقيقت از نظر انديشمند و فاضل محترم، حضرت آيت الله جوادي آملي آن است که: &amp;laquo;اولا منافقان از کافران و مشرکان زيان بارترند، ثانيا، منافقان هر چند مانند کافران در درون، منکر دين هستند، ولي اهل کتمان، دروغ، خدعه و استهزاء نيز هستند. کسي که کفرش، کفر محض است، ديگر به اين پليدي هاي نفساني مبتلا نيست، ولي کفر منافق آميخته با اين بدي ها است.&amp;raquo;&lt;br /&gt; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;ويژگي هاي منافقان در قرآن&lt;br /&gt; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;خصوصيات متعددي که قرآن براي منافقان بيان نموده است، تصوير روشني را از شخصيت منافق ارائه مي دهد که در قالب خصوصيات ذيل قابل تبيين است.&lt;br /&gt; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;- خصوصيات عقيدتي: عدم اتخاذ موضعي مشخص در برابر توحيد، اظهار ايمان در ميان مسلمانان و اظهار شرک در ميان مشرکان (بقره/ 204 و منافقون/ 2;)&lt;br /&gt; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;- خصوصيات عبادي: عبادت از روي ريا و عدم اعتقاد، ايستادن به نماز همراه با تنبلي و بي حالي (نساء/108 و 141 &amp;ndash; 143 و توبه/ 54;)&lt;br /&gt; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;- خصوصيات اجتماعي: امر به منکر و نهي از معروف (توبه/ 67)، کفر ورزيدن در پوشش ايمان، افساد در پوشش اصلاح و نيرنگ بازي و چند چهرگي (بقره/ 10-8) داراي قيافه حق به جانبند و سعي دارند که مردم را تحت تاثير قرار دهند (منافقون/ 5-1)، تضعيف باورهاي ديني و شبهه افکني (آل عمران/ 154، احزاب/12)، تحقير مومنان (بقره/ 14، توبه/ 79، هود/ 27 و شعراء/ 111) و سوگند بسيار براي باوراندن حرف خود به مردم (توبه/ 56 و منافقون/ 2?)&lt;br /&gt; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;- خصوصيات اخلاقي: عدم اعتماد به نفس، ترس و بخل (احزاب/ 19، منافقون/ 7، توبه/ 67)، لجاجت (بقره/ 18 و اعراف/ 179)، خودبزرگ بيني (بقره/ 206)، پيروي از هواي نفس (محمد/ 16)، توجيه گناه (نساء/ 62?)&lt;br /&gt; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;- خصوصيات سياسي: دوستي با بيگانگان (مجادله/ 14)، فتنه انگيزي (توبه/ 48-47)، فرصت طلبي (نساء/ 141، احزاب/ 20-19)، ايجاد جنگ رواني (نساء/ 83 و احزاب/ 60)، نپذيرفتن حکومت ديني (نساء/60- 61) و مخالفت عملي با دستورات ولايت (نور/ 62 &amp;ndash; 63?)&lt;br /&gt; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;حضرت علي(عليه السلام) در اين باره مي فرمايند: &amp;laquo;از دشمن مخفي بيش از دشمن آشکار بر حذر باش.&amp;raquo; اصولا خصوصيت اصلي شخصيت منافق همان ترديد در انتخاب ايمان و کفر است که نشانه ترسو بودن و عدم اعتماد به نفس او است که درباره منافقان هر عصري جاري است.&lt;br /&gt; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;سياست اصولي دشمن براي مبارزه&lt;br /&gt; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;جنگ و عناد دشمنان هميشه شکل ثابتي نداشته است و شيوه هاي مختلف و متنوعي را براي پيکار و از پا درآوردن حريف خود، متناسب با اوضاع و شرايط مبارزه به کار مي برند، اصولي را بر مي گزينند و به عنوان خط مشي کلي بر مبناي آنها راهکارها و مراحل عمليات را براي دست يابي به مقصد خود برنامه ريزي مي کنند. به يقين، شيوه هاي مبارزه دشمنان سياسي با دشمنان ايماني از هم متمايز مي باشد، هر چند هر دو هدف واحدي را دارند و آن به اسارت کشيدن انسان است و پر واضح است که بايد شيوه هاي تدافعي هم در مورد اين دو دسته با هم فرق داشته باشد. شيوه هاي مبارزه دشمنان ايماني در بحث مربوط به شيطان، بعضي از همسران و فرزندان مطرح شد اما در خصوص دشمنان سياسي گفتني است که شيوه هايي که دشمنان اسلام براي مبارزه با رهبر حکومت اسلامي که از قدرت نفوذ و تاثير در جبهه سياسي و اجتماعي برخوردار است به کار مي برند، از منظر قرآن عبارت است از:&lt;br /&gt; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;الف) شکستن قداست رهبري با استفاده از حربه تهمت و افتراء که در سوره مومن/ 26 به اين مطلب اشاره شده است.&lt;br /&gt; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;ب) ايجاد ترديد و ابهام در بين مردم نسبت به حقانيت رهبري (اعراف/ 75، رعد/ 43، فرقان/ 8-7، تغابن/6?)&lt;br /&gt; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;ج) تحقير و استهزاي رهبري (هود/ 38، انبياء/ 36، حجر/ 11، زخرف/ 52?)&lt;br /&gt; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;د) تهديد رهبري که انواع مختلف آن در قرآن بيان شده است (آل عمران/ 21، انفال/ 30، اعراف/ 88، ابراهيم/ 13، شعراء/ 29و16، قصص/ 20?)&lt;br /&gt; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;دشمن براي گمراه کردن پيروان حق و تضعيف و تحريف مباني مکتب اسلام، به راهکارهاي گوناگوني ممکن است روي بياورد که عبارت اند از:&lt;br /&gt; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;الف) تلاش براي گمراه کردن از طريق صرف هزينه هاي کلان (انفال/ 30;) ب) اشاعه فساد، نشر اکاذيب و پخش شايعات (لقمان/ 6، انعام/ 144)، ج) اختلاف افکني و تفرقه انگيزي (قصص/ 4;) د) محاصره اقتصادي (منافقون/ 7;) ه-) تمسخر و دست انداختن (بقره/ 14 و 212، مطففين/ 29 &amp;ndash; 32;) و) تهمت هاي ناروا و اعزام عوامل نفوذي (توبه/ 47;) ز) ترويج فرهنگ استعماري، تضعيف روحيه مسلمانان و تبليغات سوء (نساء/ 83، ممتحنه/1?)&lt;br /&gt; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;برخورد دشمن با دين و مذهب و مباني مکتب نيز داراي شکل ثابتي نمي باشد. دشمن همواره در طول تاريخ حسابگرانه وارد عمل شده و در شرايطي که مذهب در رگ و پوست مردم ريشه دوانده است، دشمن براي ضربه زدن، خود را مزين به لباس مذهب مي کند و اتهامات و برچسب هاي گوناگون را به رهبر، مکتب و امت اسلامي بيان مي دارد. البته اين شيوه ها خود نشان دهنده ضعف و زبوني دشمنان امت اسلامي است چون نمي توانند در قداست و عظمت اسلام و مسلمانان عيب و نقصي پيدا کند، به اين شيوه ها متوسل مي شوند.&lt;br /&gt; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;سياست اصولي مبارزه با دشمن&lt;br /&gt; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;به طور کلي، سه اصل مهم در برخورد با دشمن وجود دارد: ابتدا دشمن شناسي است و آن چه بعد از شناخت دشمن در دفاع هوشمندانه نقش مهم و اساسي را ايفا مي کند، شناخت راههاي تدافعي آن مي باشد که بايد براي آموختن اين شيوه ها به &amp;laquo;قرآن و عترت&amp;raquo; روي آورد که در تاريکي ها، &amp;laquo;نورالمبين&amp;raquo; و در تنش هاي اجتماعي &amp;laquo;حبل المتين&amp;raquo; ودر طوفان هاي سهمگين حوادث &amp;laquo;عروه الوثقي&amp;raquo; مي باشند و البته عترت پيامبر است که مفسر و مبين قرآن مي باشد.&lt;br /&gt; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;اصل دوم طبق آيه 60 از سوره انفال، هوشياري و کسب اقتدار، مجهز شدن به مدرن ترين سلاح ها و آمادگي کامل در مقابل دشمن است.&lt;br /&gt; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;و اصل سوم در برخورد با دشمن، ممنوعيت دوستي با دشمن است که بسياري از آيات قرآن به آن اشاره کرده است: احتياط در برخورد با دشمن (بقره/ 120، آل عمران/ 69)، عدم طرح دوستي با دشمن (نساء/ 89 و 144، مائده/ 82، ممتحنه/ 4-1)، ايمن ندانستن خود از وسوسه دشمنان (نساء/ 45-44)، عدم اعتماد در گفتن راز به دشمنان (آل عمران/ 118 &amp;ndash; 120، منافقون/ 14)، سازش ناپذيري در برابر دشمنان (آل عمران/ 146، هود/ 113) و پرهيز از دوستي با يهود و نصاري (مائده/ 52-51) همگي از جمله هشدارهايي است که قرآن کريم اعلان فرموده است.خداوند علاوه بر هشدارهاي فوق يک راهکار اصلي و اساسي به مسلمانان توصيه مي کند و آن آراسته شدن به لباس صبر و تقوي است که آيه 120 سوره آل عمران به آن پرداخته است: &amp;hellip;&amp;laquo;ان تصبروا وتتقوا لا يضرکم کيدهم شيا&amp;hellip;&amp;raquo; نقطه پيوند صبر و تقوي و مصونيت از نيرنگ هاي دشمنان در اين است که اولا اين دو (صبر و تقوي) سبب: نيرومندي در کارها (آل عمران/ 186)، زدودن ترس و اندوه از دل ها (احقاف/ 13) و نيز نزول امدادهاي غيبي از جانب خدا براي صاحبان اين دو فضيلت است. در اين صورت است که تيرهاي توطئه دشمنان به هدف اصابت نمي کند و نقشه هاي آنان ناکام مي ماند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt;نويسنده: طيبه پوراوند&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://AMOUZEH.ParsiBlog.com/Posts/858/%d8%a7%d9%87%d9%85%d9%8a%d8%aa+%d9%88+%d8%ac%d8%a7%d9%8a%da%af%d8%a7%d9%87+%d8%af%d8%b4%d9%85%d9%86+%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%d9%8a+%d8%af%d8%b1+%d9%82%d8%b1%d8%a2%d9%86/" title="اهميت و جايگاه دشمن شناسي در قرآن" type="text/html" />
<author><name>سيد مصطفي علم خواه</name></author>
</entry>

<entry>
<id>tag:AMOUZEH.ParsiBlog.com/Posts/857/%d8%b9%d9%88%d8%a7%d9%85%d9%84+%d9%85%d9%88%d8%ab%d8%b1+%d8%af%d8%b1+%d8%b4%d8%ae%d8%b5%d9%8a%d8%aa+%d8%a7%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%86/</id>
<updated>Mon, 12 Mar 2012 13:52:00 GMT</updated>
<title type="text">عوامل موثر در شخصيت انسان</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;margin-bottom: 12pt;&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt;&lt;span&gt;عوامل تاثيرگزار در شخصيت اخلاق انسان چيست؟&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;margin-bottom: 12pt;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt;با سلام به شما پرسشگر گرامي؛ عوامل تأثيرگذار در شكل&amp;zwnj;گيري شخصيت و اخلاق انسان عبارت است از:&lt;br /&gt; - محيط خانواده:&lt;br /&gt; كم توجهي والدين به تربيت ديني فرزندان، به ويژه در كودكي و نوجواني، نقش مهمي در بي اعتقادي جوانان به امور ديني دارد. اگر كودك در محيطي رشد كند كه اعضاي آن به مسائل ديني و عبادي بي اعتنا هستند و خود را در قبال آن مسئول نمي دانند، بي شك، اين كودك نيز در جواني و بزرگ سالي از مذهب و عبادت، گريزان خواهد بود. والدين بايد تربيت درست و اسلامي فرزندشان را از دوران كودكي آغاز كنند و راهنماي خوبي براي دوران نوجواني و جواني فرزندشان باشند؛ زيرا در بزرگ سالي، شخصيت فرد به طور كامل شكل گرفته و تغيير و اصلاح آن، كاري بس دشوار است. به تعبير سعدي:&lt;br /&gt; هركه در خُردي اش ادب نكنند / در بزرگي، فلاح از او برخاست &lt;br /&gt; چوب تَر را چنانچه خواهي پيچ / نشود خشك جز به آتش، راست &lt;br /&gt; حضرت علي (عليه السلام) در نامه اي به فرزند بزرگوارش، امام حسن مجتبي عليه السلام مي فرمايد: &amp;laquo;پيش از آنكه دلت سخت و عقلت گرفتار شود، به تربيت تو پرداختم.&amp;raquo; صفحه دل كودك در آغاز تولد، پاك و سفيد است. روش هاي خوب و بد تربيت والدين در سال هاي پس از تولد، بر اين صفحه سفيد نقش مي بندد. هنگامي كه فرزند به دوران نوجواني و جواني رسيد، آثار خوب و بد تربيت كودكي او در شخصيت فرد ديده مي شود. ازاين رو، پيامبر خدا (صلي الله عليه و آله وسلم ) فرمود: &amp;laquo;فرزندانتان را گرامي بداريد و آنها را خوب تربيت كنيد&amp;raquo;.&lt;br /&gt; گاهي برخي خانواده هاي دين دار، ارزش ها و باورهاي خود را با خشونت و زور به جوان تحميل مي كنند كه اين روش نادرست، سبب فرار و دوري جوان از باورهاي ديني و افزايش فاصله ميان او و والدينش مي شود. براي پرورش درست و اصولي نوجوان و جوان، بايد از نقطه اي آغاز كنيم كه جوان علاقه مند است و به گونه اي عمل كنيم كه او در تربيت خود، احساس اجبار و تحميل عقيده نكند.&lt;br /&gt; - دوستان: &lt;br /&gt; از خواص دوستي همرنگي است؛ چنانچه در روايات مي خوانيم: &amp;laquo;المرء علي دين خليله؛ دوست بر اساس دين دوستش است.&amp;raquo; دوست و همنشين در شكل گيري شخصيت انسان و انتخابهايش نقش مؤثري ايفا مي كند. جواني، ابتداي ورود به زندگي اجتماعي است. جوان براي رسيدن به استقلال بيشتر كه يكي از ويژگي هاي اين دوران است، از خانواده دور مي شود و به دوستان خود روي مي آورد. در اين ميان، تأثير دوستان مي تواند بيش از نقش خانواده باشد. يك دوست بد و فاسد ميان دوستان خوب، همچون ميوه پوسيده اي است كه ميان ميوه هاي سالم جعبه اي قرار دارد. همان گونه كه اين ميوه پوسيده مي تواند ميوه هاي زيادي را بر اثر گذر زمان خراب كند، دوست بد نيز مي تواند افراد بسياري را مانند خود فاسد سازد. امام علي (عليه السلام) مي فرمايد: &amp;laquo;كسي كه ناسنجيده با ديگران پيمان دوستي مي بندد، ناچار بايد به رفاقت اشرار و افراد فاسد تن در دهد&amp;raquo;.&lt;br /&gt; موثرترين عامل در شكل دهي شخصيت انسان، پس از اراده و تصميم خود فرد، دوستان و معاشران او هستند. انسان، بخش بزرگي از باورها و ويژگي هاي اخلاقي خود را از دوستان و هم نشينانش فرامي گيرد. از امام علي (عليه السلام) در اين باره نقل است: &lt;br /&gt; هرگاه امر كسي بر شما مشتبه شد و دين او را تشخيص نداديد، به دوستانش نظر كنيد. اگر اهل دين بودند، او نيز پيرو دين خداست و اگر بر دين خدا نبودند، پس او نيز نصيب و بهره اي از دين خدا ندارد.&lt;br /&gt; اين سخن، همان حقيقتي است كه اين گونه به زبان شعر درآمده است:&lt;br /&gt; تو اول بگو با كيان زيستي / پس آن گه بگويم كه تو كيستي &lt;br /&gt; بنابراين، جوانان بايد در انتخاب دوست و هم نشين خود بسيار دقت كنند و كساني را به دوستي برگزينند كه ايماني پاك و انديشه اي سالم دارند. دوست خوب و شايسته، انسان را به داشتن شخصيتي سالم و عملكردي درست فرا مي خواند. همچنين &amp;laquo;از دست دادن اين گونه دوستان، سبب غربت و تنهايي انسان مي شود&amp;raquo; و &amp;laquo;نشان دهنده ناتواني فرد در نگه داري دوست خوب است&amp;raquo;.&lt;br /&gt; - تكريم جوان:&lt;br /&gt; اسلام درباره بزرگ شمردن شخصيت فرزندان و جوانان و احترام گذاشتن به آنان، راهكارهايي ارائه داده است كه عمل به آنها، تربيت صحيح اسلامي را در پي خواهد داشت. پيامبر گرامي اسلام (صلي اله عليه و آله وسلم)، فرزند را در طول هفت سال سوم زندگي، وزير و مشاور مي خواند.&lt;br /&gt; از اين سخن درمي يابيم هنگامي كه فرزند به سن تكليف رسيد، ديگر نبايد با او برخورد كودكانه كرد، بلكه او جوان پرشور و پرتواني است كه در كارها مي توان با او مشورت كرد. اين كار براي رشد شخصيت جوان و سهيم كردن او در امور زندگي و جامعه، لازم است. اگر بزرگي و احترام جوان حفظ شود، هرگز گرفتار عقده خودكم بيني نخواهد شد و به سادگي در دام افراد منحرف گرفتار نخواهد آمد. &lt;br /&gt; بنابراين، كساني كه به سعادت جوانان علاقه مندند و براي تحقق تربيت شايسته آنان مي كوشند، وقتي خطا و لغزشي از جوانان خود ديدند، بايد پنهاني و دور از چشم ديگران و در كمال ادب و احترام، اشتباه آنها را يادآور شوند، به گونه اي كه احساس توهين و تحقير نكنند. رسول خدا (صلي الله عليه و آله) هرگاه مي خواست اشتباه فردي را تذكر دهد، با كنايه و خطاب به جمع، خطا بودن كار فرد را گوشزد مي كرد. &lt;br /&gt; اطرافيان و مربيان جوان بايد بدانند كه جوان، دوره ويژه و حساسي را مي گذراند و دانش و تجربه او اندك و ناچيز است. پس نبايد در برابر اشتباه ها و كوتاهي هاي نوجوان، با تضعيف شخصيت و سرزنش هاي بي حد، او را از صحنه فعاليت هاي اجتماعي و مذهبي بيرون راند. در اين صورت، او با احساس حقارت، خود را ضعيف و آسيب پذير مي بيند و به جاي حل مشكلات، تن به خواري و پستي مي دهد و با گرفتار شدن در دام گروه هاي فاسد، خود را به ناپاكي ها آلوده مي سازد. روزهاي جواني، بهترين دوران سازندگي شخصيت جوان است. ازاين رو، اگر احترام واقعي جوانان حفظ شود و آنها را به عنوان عنصري مفيد و مؤثر در امور جامعه به كار گيرند، زمينه همكاري هاي دوستانه و روبه رشد آنها نيز فراهم مي شود.&lt;br /&gt; - الگوي مناسب:&lt;br /&gt; يكي از ويژگي هاي انسان، الگوپذيري است. جوان به دنبال شخصي مي گردد تا رفتارش را با او تنظيم و از رفتارهاي او تقليد كند. نوجوان و جواني كه شيفته مقام علمي، هنري و ورزشي فردي مي شود، در نتيجه اين شيفتگي، درصدد برمي آيد كه خود را در نوع لباس پوشيدن، نشست و برخاست و راه رفتن و سخن گفتن، به الگو نزديك تر و با او هماهنگ تر سازد.&lt;br /&gt; گاهي نيز اين علاقه مندي به جايي مي رسد كه شخص، بدي ها و زشتي هاي فرد الگو را نمي بيند و او را از هرگونه عيب و نقص، پاك مي پندارد. حضرت علي (عليه السلام) فرمود: &amp;laquo;چشم انسان علاقه مند، از ديدن عيب هاي محبوب خويش نابيناست و گوشش در شنيدن زشتي هاي وي ناشنواست&amp;raquo;.&lt;br /&gt; الگو قرار دادن افراد ناشايست، كه نقشي در كمال و موفقيت انسان ندارند، جوان را از شكوفا شدن استعدادهايش بازمي دارد و جوان بر اثر شبيه سازي خويش با الگوهاي نامناسب، اخلاق آنان را نيز در خود جلوه گر مي سازد. امام علي (عليه السلام) مي فرمايد: &amp;laquo;بي خردي است كه از هر صدايي پيروي كني و با هر بادي به سمتي حركت كني&amp;raquo;. &lt;br /&gt; بنابراين، شناختن حدود و منزلت الگوها و ضد الگوها ضروري است تا قدرت و شهرت و موقعيت، يگانه معيار الگوسازي نشود. براي اين كار، جوان بايد با پندها و رفتار اسوه هاي متعالي دين هماهنگ شود تا هيچ گاه از شخصيت اسلامي و اعتقادي خود دور نگردد. &lt;br /&gt; از نظر آموزه هاي ديني و اسلامي، هدف اصلي تقليد و پيروي از الگوها، دست يابي به حق و حقيقت از راه رشد فكري و معرفتي است و اين امر، تنها در سايه پيروي از الگوهاي شايسته امكان پذير است، چنان كه خداوند در قرآن كريم تذكر مي دهد: &amp;laquo;آيا آن كه مردم را به حق رهبري مي كند، سزاوار پيروي است يا آن كه هدايت نمي كند، مگر آنكه خود هدايت شود.&amp;raquo; حضرت موسي (عليه السلام)، هدف خود را از پيروي خضر (عليه السلام) ، بهره مند شدن از آموزش همراه با رشد و تعالي ذكر مي كند. امام صادق (عليه السلام) نيز انسان را از اينكه بدون دليل محكم، الگويي را انتخاب و او را در همه گفته ها و كردارش، تأييد و تصديق كند، برحذر مي دارد.&lt;br /&gt; - رسانه هاي جمعي: &lt;br /&gt; امروزه رسانه هاي جمعي در شكل دهي شخصيت و فرهنگ افراد جامعه نقش برجسته اي برعهده دارند؛ زيرا بيشتر مردم جامعه به ويژه جوانان، وقت زيادي را براي خواندن مجله و روزنامه يا تماشاي برنامه هاي تلويزيوني و رفتن به سينما مي گذرانند. بنابراين، چگونگي عملكرد اين وسايل ارتباط جمعي در بازتاب باورها و ارزش هاي پذيرفته شده افراد جامعه، در روي آوردن مردم به آنها يا انحراف از آنها بسيار اثرگذار است. بدين جهت، امام خميني (رحمه الله) به دست اندركاران صدا و سيما سفارش مي كرد:&lt;br /&gt; دستگاه تلويزيون يا راديو بايد آموزنده باشد. بايد به جوان هاي ما قدرت بدهد و آنها را نيرومند كند. از راه سمع و بصر بهتر مي شود آنها را تربيت كرد؛ براي اينكه همه گوش مي كنند و جوان ها هم گوش مي كنند.&lt;br /&gt; رسانه ها با توجه به توان مندي هاي خود، گاه مي توانند يكي از عوامل مهم دگرگوني ارزش ها و باورها باشند. در برنامه هايي كه ارزش هاي مادي، ثروت، نابرابري، سودجويي و تجمل گرايي، به عنوان ارزش هاي مثبت معرفي مي شوند و در مقابل، ارزش هاي معنوي و مذهبي پيرو ارزش هاي مادي هستند، چه گونه مي توان از نوجوان و جوان انتظار داشت به باورها و ارزش هاي ديني خود پاي بند باشد؟ ازاين رو، صاحبان رسانه هرگز نبايد بنا بر خواسته هاي شخصي خود عمل كنند، بلكه بايد با در پيش گرفتن راهي درست، جامعه را به جاده سلامت و رستگاري رهنمون شوند. امام خميني (رحمه الله) درباره رسالت رسانه مي فرمايد: اين دستگاه ها، دستگاه هاي تربيتي است. بايدتمام اقشار جامعه با اين دستگاه ها تربيت بشوند. يك دانشگاه عمومي است؛ دانشگاهي كه در تمام سطح كشور گسترده است.&lt;br /&gt; عوامل ديگري نيز در تأثير گذاري بر شخصيت تأثير گذار است:&lt;br /&gt; - فطريات (ادراكات) شناخت هاي فطري كه شامل تحريكات و گرايش هاي فطري، ميل هاي غريزي (جنبه حيواني انساني) و فطري (جنبه انساني انسان) است. &lt;br /&gt; - وراثت و غدد درون ريز و هورمون ها؛&lt;br /&gt; - محيط و تربيت و تغذيه (محيط جغرافيايي، محيط زندگي و معاشرتي، محيط آموزشي، محيط مذهبي)؛&lt;br /&gt; - گذشت زمان (سن)؛&lt;br /&gt; - اختيار و ارادة آزاد (كه مهم ترين جزء به حساب مي آيد).&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;br /&gt; تربيت و پرورش ديني برنامة تعادل ساز:&lt;br /&gt; تنها راه رسيدن به تعادل و توازن در تمام ابعاد شخصيت پذيرش و تن دادن به تربيت و پرورش ديني است. همان چيزي كه انبياء و ائمه ـ عليهم السلام ـ به خاطر آن مبعوث شده اند و همان چيزي كه خطر يك بعدي بودنش را بارها و بارها بزرگان دين به مسلمانان گوشزد كردند، مثلاً وقتي كه مردم گوشه گيري اختيار كردند و مشغول عبادت شدند، پيامبر سريع مردم را به مسجد فراخواندند و آنان را با اين انحراف (تك بعدي بودن) آگاه ساختند و فرمودند من گوشه گيري را دوست ندارم. ازدواج مي كنم، درجامعه حاضر مي شوم، غذا مي خورم و ....&lt;br /&gt; برنامه رشد متوازن ابعاد شخصيت:&lt;br /&gt; 1. روح علمي: روح علمي بعد حقيقت جوئي فطري انسان (بي غرضي، بي تعصبي و پذيرش حق) را در انسان پرورش مي دهد. اسلام علمي را كه مانع رشد و كمال شود و حجاب از شناخت و معرفت خدا و نفس شود را مانع پرورش نفس مي شمارد.( مطهري، مرتضي، جلوه هاي معلمي، انتشارات مدرسه، وزارت آموزش و پرورش.)&lt;br /&gt; 2. تفكر: باعث شكوفايي عقل مي شود، در اسلام به مسأله تفكر بسيار سفارش شده است و قرآن مي فرمايد وقتي از اهل دوزخ مي پرسيم كه چه چيز شما را به اينجا كشانيد، مي گويند: ما در عقل را به روي خود بستيم. (تفكر در خلقت، در تاريخ، در خود و پرهيز از تقليد كوركورانه). ، ( مطهري، مرتضي، جلوه هاي معلمي، انتشارات مدرسه، وزارت آموزش و پرورش ص 285ـ 287، با تغيير و اضافه.)&lt;br /&gt; 3. تقوا و تزكيه: كه باعث پرورش و تقويت ارادة انسان مي شود. انساني كه دنبال هوا باشد، به فرمايش امام علي ـ عليه السلام ـ همانند اسب سواري است كه اسبش چموشي مي كند و اختيار را از دست او گرفته و تقوا را به اسب رام كه سواركار اختيارش را دارد تشبيه كرده اند. وجه امتياز انسان و حيوان به اختيار انسان است و نظام پاداش و تنبيه و وعده و وعيد الهي هم اينجاست كه مفهوم پيدا مي كند و هر چه قدر قدرت اراده قوي باشد، انسان در اختيار طرف خير محكم تر است. ( مطهري، مرتضي، جلوه هاي معلمي، انتشارات مدرسه، وزارت آموزش و پرورش.)&lt;br /&gt; 4. عبادت: باعث تقويت عشق و علاقه معنوي و ايجاد حرارت ايماني در انسان مي شود، مثلا به ابعاد سازندگي نماز دقت كنيد (درس مسالمت جويي، هدفداري، رعايت حقوق، ضبط و كنترل نفس و كنترل احساسات، توجه به نظم و دقت و ....). ( مطهري، مرتضي، جلوه هاي معلمي، انتشارات مدرسه، وزارت آموزش و پرورش.)&lt;br /&gt; 5. جهاد: كه عامل اصلاح اخلاق و نفس است. جهاد مثل ازدواج عامل جايگزين براي پرورش بعدي از انسان ندارد، آدم جهاد رفته و جهاد نديده از نظر روحيه يكسان نيستند، پيامبر در حديثي مي فرمايند: جهاد عامل اصلاح و اخلاق و نفس است. ايشان فرمود كه: جهاد نكرده يا كسي كه آرزوي جهاد را در سر نپرورانيده باشد، در روحش شعبه اي از نفاق است. ( مطهري، مرتضي، جلوه هاي معلمي، انتشارات مدرسه، وزارت آموزش و پرورش.)&lt;br /&gt; 6. معاشرت با ديگران: بعد عاطفي انسان را تقويت مي كند كه در معاشرت انسان از ديگران مخصوصاً محبوبان بيشتر اثر مي گيرد و صفات محبوب و كسي كه مورد علاقه فرد است را كسب مي كند، اين علاقه بالاترين و بزرگترين عامل در تغيير انسان است (تقويت بعد عاطفي، اجتماعي و ....) ( مطهري، مرتضي، جلوه هاي معلمي، انتشارات مدرسه، وزارت آموزش و پرورش.)&lt;br /&gt; 7. كار و تلاش: كار قوة خيال را تمركز مي دهد، ذهن را منطقي مي كند، كار اگر مورد علاقه انسان باشد استعداد، ابتكار و خلاقيت را نيرومند مي كند و تأثير فراواني بر شخصيت فرد مي گذارد. ولي متأسفانه به اهميت آن كم توجه شده است، كار، به قلب خشوع مي دهد، حرمت اجتماعي به انسان مي بخشد، كار مي تواند بر تربيت انسان (ابعاد وجودي او) اثر بگذارد و انسان هم مي تواند بر كار اثرگذار باشد. (رابطه دو طرفي بين پرورش استعدادها و كار وجود دارد) پيامبر به كسي كه بي جهت بي كار بود فرمودند: از چشم من افتادي. ( مطهري، مرتضي، جلوه هاي معلمي، انتشارات مدرسه، وزارت آموزش و پرورش.)&lt;br /&gt; 8. مراقبه و محاسبه نفس: در مكاتب غير الهي اساساً اين امر مطرح نيست، مراقبه مثل اين است كه با خود مانند شريكي كه به او اطمينان نداريم معامله كنيم و هميشه مراقب باشيم كه سرمان كلاه نگذارد. اهميت آن به قدري است كه امام موسي بن جعفر ـ عليه السلام ـ فرمودند: كسي كه شبانه روز يك بار از خود محاسبه نكند از ما نيست. علماي اخلاق براي پرورش روح خود از اين دستور استفاده مي كردند. ايشان مي فرمايند: انسان اول صبح بايد شرط كند با نفس خود كه راه اطاعت بگيرد و نافرماني حق (گناه) نكند (مشارطه)، در مرحله بعد بايد اين شرط خود را در عمل پياده كند و مراقب باشد خلاف اين شرط عمل نكند (مراقبه). مرحله سوم اين كه در آخر روز، از نفس خود حساب كشي كند، چرا كه آن جا كه خدا مي خواسته نبودي، چرا كار امروز را به فردا انداختي، چرا... (محاسبه) و در آخر اگر از دستور سير و سلوكي خود منحرف شده باشد، او را تنبيه مي كند (معاتبه). اين مراحل را مي توانيم در كل برنامه روزانة خود اجرا كنيم. ( مطهري، مرتضي، جلوه هاي معلمي، انتشارات مدرسه، وزارت آموزش و پرورش.)&lt;br /&gt; 9. پرورش جسم: كار پسنديده اي است ولي نبايد اشتباه كرد كه جسم نقش واسطه و ابزاري و يا مركب روح را دارد. اسلام به تطهير جسم، پرورش و ورزش آن اهميت داده و نفس پرستي شهوتي است كه جسم را فرسوده و مريض مي كند و اسلام مخالف آن است، پس ما نبايد تمام همت خود را به پرورش اين بعد صرف كنيم، درست است پرورش اين بعد در حد خود مفيد است و بر ديگر ابعاد شخصيتي انسان اثر مطلوب دارد (عقل سالم در بدن سالم است).&lt;br /&gt; 10. تعادل در تغذيه بعد روحي (عقل و دل) و جسماني (غرايز): در اسلام سفارش شده است كه انسان بايد به تغذيه دو بعد خودش رسيدگي كند، تغذيه به بعد روحاني (به نماز، دعا، نيايش، حق طلبي و ....) است و تغذيه بعد جسماني و غريزي (به ازدواج، آب، غذا، پوشاك و ....) است كه البته بايد از راه مشروع برآورده گردد و البته مرز حيوان و انسان همين اختيار و تكليف به گزينش قسمت حلال و مشروع است. ناگفته نماند كه چون اصالت فرد به روح اوست، بايد به اين بعد اهميت بيشتري دهيم و آن را بر بعد حيواني غلبه دهيم و آن گاه است كه اراده انسان هم تقويت مي شود و به تبعه آن قدرت اختيار و گزينش نيرومندتر مي گردد. (مظاهري، حسين، عوامل كنترل غرايز، تهران، موسسه نشر و تحقيقات ذكر، 1378، ص 68 با كمي تغيير.)&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://AMOUZEH.ParsiBlog.com/Posts/857/%d8%b9%d9%88%d8%a7%d9%85%d9%84+%d9%85%d9%88%d8%ab%d8%b1+%d8%af%d8%b1+%d8%b4%d8%ae%d8%b5%d9%8a%d8%aa+%d8%a7%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%86/" title="عوامل موثر در شخصيت انسان" type="text/html" />
<author><name>سيد مصطفي علم خواه</name></author>
</entry>

</feed>
